فرماندهی که بهانه دوستی‌ با حضرت آقا شد

دوستی تماس گرفت و گفت «آقای نایینی دربه‌در دنبالت می‌گردد!» پیگیر بود تا در اولین فرصت جلسه‌ای با من برگزار کند، جلسه‌ای به خاطر منویات حضرت آقا.
کد خبر: ۸۲۲۴۵۳
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۵ - 25March 2026

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس ـ مرتضی قاضی مدیر دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری انقلاب اسلامی؛ دوستی تماس گرفت و گفت «آقای نایینی دربه‌در دنبالت می‌گردد!» عجیب پیگیر بودی تا در اولین فرصت جلسه‌ای با من برگزار کنی، آن هم فقط به خاطر حرف حضرت آقا!

فرماندهی که بهانه دوستی‌ با حضرت آقا شد

یک هفته بیشتر از شب خاطره ۴ مهر سال ۱۳۹۷ در حسینه امام خمینی و در محضر حضرت آقا نمی‌گذشت، شب خاطره‌ای که راوی کتابم «شماره پنج»، سرکار خانم «فاطمه جوشی»، پیش آقا خاطره تعریف کرد از نقش زن‌ها‌ی آبادانی در جنگ در دوران محاصره آبادان.

آن جلسه برای ما بچه‌های ادبیات دفاع مقدس خاص بود. آقا لابلای سخنرانی‌اش چند خواسته مهم تاریخی را از نویسندگان و مدیران و ناشران کتب دفاع مقدس خواست:

اول اینکه ظرفیت ادبیات دفاع مقدس را بشناسند و همت کنند برای صدبرابر کردن کتاب‌های خاطرات و محصولات هنری دفاع مقدس. 

دوم اینکه نهضت ترجمه آثار خوب دفاع مقدس را راه بیندازند و به مردم دنیا بگویند در ایام جنگ در شهر‌ها و روستا‌های ما مردم چطور مقاومت کردند. مثالی هم که آقا زد از مردم آبادان و کرمانشاه بود، مثالِ همان خاطراتی که خانم جوشی در صحبت‌هایش تعریف کرده بود.

در همان جلسه بود که پیام آقا را روی هوا زدی. 

حضرت آقا از نهضت صدبرابری کتاب‌های دفاع مقدس گفته بود و مثالش هم از آبادان و خاطرات خانم جوشی بود. کتاب خاطرات خانم جوشی، شماره پنج، را هم مرکز اسناد جنگ منتشر کرده بود که تو مسئولیتش را یک سال بود بر عهده گرفته بود. حالا سخنرانی و خواسته‌های آقا برای «تو»، معنای دیگری داشت.

مخاطب خواسته‌های حضرت آقا را خودت گرفتی. از فردای مراسم شب خاطره، مصرّ افتادی دنبال نویسنده کتاب خاطرات خانم جوشی. می‌خواستی دعوت به همکاری‌اش کنی و از او بخواهی همان مسیری را که حضرت آقا در شب خاطره خواسته، در مرکز اسناد جنگ محقق کند.

جلسه اول دیدارمان فقط آمدم که حرف‌هایت را بشنوم و حرف‌هایم را بزنم و بعد، بروم فکرهایم را بکنم و به احتمال زیاد عذری بیاورم و به نوشتن کتاب‌های خودم برسم.

اما تو برنامه دیگری در سر داشتی. حرف‌هایم و شرط‌وشروطم را که شنیدی، از من پرسیدی: «چند سال داری آقای قاضی؟» گفتم: «نزدیک به ۴۰ سال.» همان لبخند معروفی که همه تو را با آن لبخند می‌شناسند، روی چهره‌ات نشست و گفتی: «آقای قاضی! خیلی محافظه‌کار شدی؟»

انتخابت را کرده بودی. تأیید باتردید و نصفه‌نیمه من را به عنوان جواب مثبت گرفتی و همکاری‌مان شروع شد، آن هم چه همکاری خاصی! نه از جنس معمول، بدون اغراق یک ارتباط ۴ساله شبانه‌روزی.

شهادت می‌دهم در طول این ۴ سال، ملاکِ ارتباطاتمان و کارهایمان فقط و فقط حرف حضرت آقا بود و محقق‌کردن آرزو‌ها و خواسته‌هایش. این را بدون اغراق می‌گویم: اگر توانستیم در طول همکاری‌مان یک تیم مشاوره از نویسندگان سرآمد حوزه ادبیات دفاع مقدس، من‌جمله استاد مرتضی سرهنگی که حضرت آقا عنایت ویژه به روش ایشان در ادبیات دفاع مقدس داشت، تشکیل بدهیم و تو تا آخر پای کار این جمع و تصمیماتشان ایستادی، اگر اجازه دادی مبتنی بر نظر حضرت آقا در جذب مخاطب، در طراحی کتب دفاع مقدس طرحی نو دراندازیم و کتاب‌های مرکز اسناد را با نیاز و ذائقه مخاطب متناسب کنیم و هویت جدیدی به نام «مرزوبوم» ایجاد کنیم،

اگر دفاع مقدس را امری ملی دیدی و مجوز صادر کردی که به سراغ سوژه‌های دیده نشده و گفته‌نشده در گوشه و کنار کشور از اقشار مختلف برویم و نقش تمام مردم کشور را در جنگ احصا کنیم، اگر ظرفیت تمام شهر‌ها و روستا‌های ایران برای روایت دفاع مقدس را شناختی و راه را برای شناسایی و تقویت و بکارگیری نویسندگان و پژوهشگران استانی باز کردی، اگر اجازه دادی با ناشران و مؤسسات خصوصی و گروه‌های مردم‌نهاد در سراسر کشور پروژه همکاری و کار مشترک تعریف کنیم،

اگر اراده کردی تا پل بزنی بین گنجینه بی‌نظیر اسناد نظامیِ آرشیویِ مرکز اسناد با کتب ادبیات دفاع مقدس، اگر معتقد بودی از دل این اسناد نظامی می‌شود شخصیت و فرماندهی فرماندهان جنگ را شناخت و پروژه کتب «زندگی فرماندهان جنگ مبتنی بر اسناد» را به‌جدّ پیگیری کردی، اگر این امکان را فراهم کردی تا آخرین نظریات علمی مطالعات ادبیات دفاع مقدس را در محصولاتمان عملی کنیم،

اگر ایده نیازمحوری و پاسخ به نیاز‌های حال و آینده مخاطبان از دل گنجینه دفاع مقدس را سرلوحه محصولاتمان قرار دادیم و تو از این ایده ذوق کردی و محکم پای ایده‌مان ایستادی، اگر جنگ را گنج می‌دیدی و محدودیتی برای هیچ پروژه مطالعاتی فرهنگی و اجتماعی از دل دفاع مقدس ایجاد نکردی، اگر در تبلیغ و ترویج محصولاتمان در فضای مجازی همراهی‌مان کردی و از هیچ اقدامی کوتاهی نکردی، اگر به کار دفاع مقدس برای کودک و نوجوان اعتقاد داشتی و اگر ما برای تولید کتاب کودک خیز برداشتیم، تو پشتیبانمان بودی،

اگر دغدغه رساندن پیام دفاع مقدس به مخاطبان خارجی را داشتی و دست ما را برای ترجمه آثار دفاع مقدس به زبان‌های دیگر کاملاً باز گذاشتی و بیشتر از خودمان پیگیر این موضوع بودی، اگر به گردآوری و خرید اسناد جنگ ایران و عراق از کشور‌های دیگر اهتمام داشتی و مجوز ایجاد سایت بین‌المللی اسناد و پژوهش‌های جنگ عراق علیه ایران را صادر کردی، اگر هدفت در تولید کتب دفاع مقدس فقط کمیت‌گرایی نبود و به کیفیت کمتر از کمیت اهمیت نمی‌دادی و برای هر اقدام و مشاوره‌ای که کیفیت را ارتقا می‌داد،

راه باز کردی و موانع را مرتفع کردی، اگر ساختار و سازمان، نیروی انسانی، بودجه و از همه مهم‌تر، پروژه‌ها و محصولات مرکز اسناد جنگ را در عرض ۴ سال همکاری‌مان، تا پنج برابر توسعه دادی تا دغدغه مدیرانت برای کار مجاهدانه و پوشش انواع موضوعات دفاع مقدس را مرتفع کنی، اگر برای مرکز اسناد جنگ هدف‌گذاری کردی و حتی در ایام کرونا ایده «هر هفته، یک کتاب» را پایه‌گذاری کردی و با همین هدف، قله تعریف کردی و همه نیروهایت را به حرکت جهادی واداشتی،

اگر برای تحقق اهداف مرکز اسناد، ظرفیت حداکثری مدیران و نیروهایت را فعال کردی و از آنها به اندازه چند برابر یک آدم معمولی انتظار فعالیت داشتی، اگر یک لحظه آرام و قرارت را ندیدیم و یک لحظه از پای ننشستی و همه‌مان را وادار می‌کردی پابه‌پایت بِدَویم و بار‌های زمین‌مانده دفاع مقدس را برداریم، چون معتقد بودی کار زیاد است و فرصت کم.

و خلاصه اینکه اگر پای هر ایده بدیع و خلاقانه‌ای در حوزه دفاع مقدس ایستادی و به جوانانی که مدیران مجموعه‌ات بودند، اعتماد کردی و پای اعتمادت هم ایستادی و همه جا به آن افتخار کردی.
فقط و فقط به این دلیل بود که آرزوی حضرت آقا در حوزه دفاع مقدس را محقق کنی و رضایتش را جلب کنی و لاغیر.

خدا خودش شاهد است، حتی اگر بحثی و چالشی هم بینمان در‌گرفت، یا روی تفسیر و تبیین سخنان آقا از ادبیات و مطالعات دفاع مقدس بود یا روی نحوه و روش تحقق خواسته‌های آقا.

این کلام را از تو به یادگار دارم: همیشه می‌گفتی: «می‌دانی چرا آقا اینقدر روی دفاع مقدس تکیه دارد؟ حضرت آقا به تمدن ایرانی اسلامی معتقد است و نرم‌افزار این تمدن ایرانی اسلامی را هم دفاع مقدس می‌داند.»

ارادتت به حضرت آقا بود علت اینکه برای ادای تکلیف سر از پا نمی‌شناختی؛ و خداوند متعال اینطور تقدیر کرد که بعدِ شهادت رهبر و مقتدا و فرمانده‌ات، امام شهیدمان، فراقش را چند روزی بیشتر دوام نیاوری و در جوار محبوبت آرام بگیری. هر سرانجامی غیر این خسارت بود برایت.هنیئاً لک شهادت و همجواری با فرمانده‌ات گوارای وجودت

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار