دلنوشته سخنگوی وزارت امور خارجه در سوگ شهید «علیرضا تنگسیری» / از دشتستان تا دریا؛ به یاد دو پاسدار خلیج فارس و تنگه هرمز
رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای و سخنگوی وزارت امور خارجه در یادداشتی نوشت: آنان که امروز چشمطمع به خلیج فارس دارند، بدانند که خون نادر مهدوی، جوان ۲۴ سالهٔ دشتی که بر عرشهٔ ناو آمریکایی ایستاد و خون سردار تنگسیری، دلاورمرد ۶۴ سالهٔ تنگستان که در بهار ۱۴۰۵ به کاروان شهدا پیوست، در هم آمیخته است.
به گزارش گروه بین الملل دفاعپرس، «اسماعیل بقائی» رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای و سخنگوی وزارت امور خارجه در یادداشتی نوشت: آنان که امروز چشمطمع به خلیج فارس دارند، بدانند که خون نادر مهدوی، جوان ۲۴ سالهٔ دشتی که بر عرشهٔ ناو آمریکایی ایستاد و خون سردار تنگسیری، دلاورمرد ۶۴ سالهٔ تنگستان که در بهار ۱۴۰۵ به کاروان شهدا پیوست، در هم آمیخته است.

بوشهر، شهری است که بوی خاک و نمک و دریا در مشامش ماندگار است، از پهنه دشستان تا سرزمین تنگستان جادهای است که از دل نخلستان میگذرد تا دست به گیسوی خلیج فارس برساند. اینجا، اما فقط مختصات جغرافیایی یا نقطهای بر کرانهای نیلگون نیست، دنیایی است کو را نام نیست، جهانوارهای است از زبانی آشنا که واژههایش در قاموس میهن، غیرت و شجاعت فهم میشوند.
در تبارنامه ایستادگی این منطقه نامهایی بزرگ ثبت شده است. تباری که به رییسعلی دلواری و سینه ستبرش در برابر استعمار ختم نمیشود و برای نسل ما نیز میراثی غرورانگیز برجای گذاشته است: میراث پایداری که تجسم آن در چهرههایی است که تاریخ شکوهمندانه آن را قاب خواهد کرد: یکی جوانی ۲۴ ساله از دشتستان، دیگری سرداری ۶۴ ساله از تنگستان.
جوانی که در نیمههای پایانی جنگ تحمیلی هشتساله، آن روزها که حامیان تجاوز خسته از فلاکت و هزیمت صدام حسین، بینقاب پا در خلیجفارس گذاشتند تا پیکره فولادین ناوها دلها را بلرزاند، اما با جوان قویدلی روبروشدند که نسبتها را با ایمان خود بههم زد و دیگری سرداری از اهالی امروز که در برابر ائتلاف شرارت سر خَم نکرد.
نادر مهدوی، آن پسر دشتی، متولد ۱۴ خرداد ۱۳۴۲، فرمانده ناوگروه دریایی ذوالفقار بود. در عملیات کربلای ۳، در ۱۱ شهریور ۱۳۶۵، با کمترین امکانات ناوگروهش اسکله و پایانهٔ نفتی الامیه عراق را در هم کوبید و صادرات نفت دشمن را فلج کرد. اما روز ۱۶ مهر ۱۳۶۶، در آبهای خلیج فارس، ناوها و هلیکوپترهای آمریکایی ساعتها او و یارانش را درگیر کردند. زخمی شد، اسیر شد، اما دست از مقاومت نکشید. بر عرشهٔ ناو آمریکایی «یواساس چندلر»، در حالی که فقط ۲۴ سال داشت، مردانه ایستادگی کرد و به شهادت رسید. پیکر مطهرش شش روز بعد از طریق عمان به فرودگاه مهرآباد تهران بازگشت؛ گویی موج دریا نیز از شرم چنین روح بیقراری سر خم کرده بود وساحل نیز به در آغوش گرفتن پیکرش میبالید.
سالها گذشت. خلیج فارس، شاهد آمد و رفت مردان دیگری بود که هر یک نسب از شجره مقاومت داشتند و تنشان بوی دریا و حماسه میداد، مردانی که مشعل دیرسوز میهندوستی و شجاعت را به دست سردار تنگسیری رسانده بودند.
سرداری دریادل که طعم شور دریا را به حلق دشمن ریخت و خُلق شریرانهاش را به تنگه، تنگ کرد و خود ظفرمندانه شهد شیرین شهادت چشید.
همانطور که با شهادت مهدوی، غیرت از این دیار رخت برنبست و تنگسیریها آمدند؛ آنان که امروز چشمطمع به خلیج فارس دارند، بدانند که خون نادر مهدوی، جوان ۲۴ سالهٔ دشتی که بر عرشهٔ ناو آمریکایی ایستاد، و خون سردار تنگسیری، دلاورمرد ۶۴ سالهٔ تنگستان که در بهار ۱۴۰۵ به کاروان شهدا پیوست، در هم آمیخته است. یکی از دشتستان به دریا رسید، دیگری از تنگستان تا ابدیت موج شد. از رئیسعلی دلواری تا نادر مهدوی، از نادر مهدوی تا سردار تنگسیری، زنجیرهای از نور، امتداد دارد که هرگز گسسته نخواهد شد.
مردان این دیار سوگند خوردهاند که تا ابد پاسدار این سرزمین باشند و نگاهبان امنیت این آب و خاک.
درود خدا بر شما باد، روحتان شاد، راهتان پررهرو و نامتان جاودان بر سینه موجهای خروشان دریا و خون خروشانتان در عروق شرافت جوانان این آبوخاک، گرم، چون شنهای طلایی ساحل خلیجفارس.
انتهای پیام/ 271
لینک کپی شد
نظر شما


