شهادت کربلایی محرم و گلهای پرپرش در سحرگاه عید
گروه استانهای دفاعپرس ـ «اسماعیل حیدری» خادمیار شهدای قزوین؛ در دل روستای قمیک بزرگ قاقازان، جایی که بادهای کوهستانی بوی خاک نمزده را میپراکند، کربلایی محرم چون شمعی فروزان میدرخشید. پدری هشتفرزنده، با دستانی که از شخم مزرعه پینه بسته بود، نان حلال را بر سفره میگذاشت. چهار فرزند سالم چون شاخههای تنومند درخت، و چهار فرزند معلول چون گلهای لالهزار شکسته؛ حسن و مهدی که پاهایشان اسیر ویلچر و عصا بود، و شهناز گلپرورده با معلولیت جسم و جان. اما نگاه کربلایی، همه را برابر میدید.

کربلایی محرم خود پیشتاز عزاداریهای تاسوعا و عاشورای حسینی بود. حسن و مهدی معلول نیز با ویلچرهایشان در صفوف عزاداران میایستادند، سینهزنی میکردند و با دستان لرزان پرچم حسینی را برمیداشتند. غم معلولیت را با عشق به امام حسین(ع) به شادی تبدیل میکردند. ناشکری؟ هرگز! شکر خدا، چون عسلی شیرین بر زبانشان جاری بود.
ربابه خانم، همسر مومنش، به خدای مهربان پیوست، اما کربلایی خم به ابرو نیاورد. تنها ماند با چهار امانت الهی، خودش هم نیاز به دست یاری داشت، اما ایمانش تکیهگاه بود. عید ۱۴۰۵، به رسم نیاکان، همه فرزندان را برد نزد حسین، پسرش در نجفآباد قزوین؛ تا در گرمی جمع خانوادگی، عمری زحمت را جشن بگیرند.
شبها وصیت میکرد: «بعد از من، حسن و مهدی و شهناز را تنها نگذارید، سختی نبینند...» دلها را به لرزه درمیآورد آن کلام پدرانه. سحرگاه ششم عید، در بستر عیددیدنی، آسمان غرید. پهپادهای ناجوانمرد غاصبان اسرائیل و آمریکا، چون عقابی درنده بر منزل فرود آمدند. انفجار، همهچیز را بلعید: کربلایی محرم، حسن معلول، مهدی با قلب مهربان، شهناز گلبیقرار، و عروس نازنین الهه خانم به یاران شهدای کربلا پیوستند.
به کدام گناه؟ دیروز به کودکان میناب و زنان و حتی کودکان شیرخوار و پیرمردان و پیرزنان بیدفاع، و امروز به معلولان مظلوم و بیدفاع هم رحم نکردند؟ عمری ایثار در پیچوخم زندگی، لبخند به رنجها، وفاداری به خدا و خلق. نتیجه میگیریم: ترامپ قمارباز و نتانیاهوی کودککش به هیچکس رحم نخواهند کرد.
خطاب به آنهایی که هنوز خوشبینند و دنبال مذاکره و ارتباط با آنها هستند، میگوییم: هوشیار باشید، از نظر خود برگردید، پشتیبان ولایت و ملت ایران و حامی رزمندگان اسلام باشید. مطمئن باشید ما یک وجب از خاکمان را به اجنبی نخواهیم داد و پیروزی نزدیک است.
دلها میگریند، اشکها چون سیلاب جاری؛ شهادتشان چون نوری در تاریکی، درس استقامت شد. ای کاش دنیا رحمی به این گلهای پرپر میکرد، ای کاش ظلم به جایی نمیرسید. روحشان شاد و یادشان گرامی، حسین جان صبر کن... خدا با توست.
انتهای پیام/


