جنگ برساختی

مردم آمریکا زمانی روسای جمهوری داشته‌اند که اسباب افتخارشان بوده است، اما رئیس جمهور فعلی به تنهایی ظرفیت این را دارد که کل تمدن و جهان امروز را به عصر حجر ببرد.
کد خبر: ۸۲۴۸۶۸
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۷ - 05April 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس؛ حسین انتظامی: ملانصرالدین سر کوچه‌ای ایستاده بود و به مردم می‌گفت در این کوچه آش می‌دهند. مردم هم به‌شتاب می‌رفتند و از منزل خود قابلمه و ظرف می‌آوردند و به ته کوچه می‌شتافتند. ملا که این وضع را دید خودش هم باورش آمد. با عجله به منزل رفت؛ ظرف برداشت و به ته کوچه دوید.

جنگ برساختی

حالا حکایت ماست! ترامپ که گمان دارد جنگ را فرماندهان ارشد معزول نمی‌فهمند «واقعا» فکر می‌کند جنگ همان است که در فیلم‌های هالیوودی، برساخت شده است: سربازانی ورزیده، نترس، میهن‌پرست، همه فن‌حریف با تجهیزاتی افسانه‌ای و نقشه‌ای رد نخور در مقابل مُشتی مترسک ِهالو. این در حالی است که «سیمور هرش» روزنامه‌نگار کهنه‌کار که آثارش بویژه در روزنامه‌نگاری تحقیقی، الگو است در مقاله اخیرش درباره قمار احتمالی ترامپ (عملیات زمینی) عبارت‌پردازی جالبی کرده و ارتش آمریکا را بیم داده است: «چرخ گوشت هرمز» 

یک ویژگی اصلی برای مدیران راهبردی و سیاستمداران بزرگ بویژه آنان که رهبری کشور‌ها را به عهده می‌گیرند این است که خودشان اسیر رسانه و تبلیغات و بلوف‌هایی که می‌زنند نشوند یعنی از اینها برای عملیات روانی استفاده کنند، اما خودشان باور نکنند. بَرسازی بکنند، اما باورمند و بازیچه برساخت‌ها نشوند تا بتوانند بازی را براساس واقعیت جلو ببرند.

«فرید زکریا» روزنامه‌نگار برجسته آمریکایی بیست سال پیش در کتاب جنجالی خود (جهانِ پسا آمریکایی) اظهار نگرانی کرد که آمریکا در حال از دست‌دادن اولین‌ها و بزرگترین‌هاست. نگرانی او عمدتا به حوزه‌های پیشران اقتصادی معطوف بود و حتی به مخیله‌اش هم نمی‌رسید که روزی در سطح رهبری هم شاهد چنین افولی باشند. کشوری که در سال‌های نه چندان دور با نظریه «قدرت نرم» به عنوان مکمل قدرت سخت در پی آقایی دنیا بود امروز اسیر رهبری شده است که به جای متانت و برآمدگی از نظام نخبگی، یک شومن و یک خالی‌بند بلوف‌زن یعنی همان کاراکتر مناسب قمارخانه‌های لاس‌وگاس است تا در پی هر سخنرانی، فکت‌چکینگ‌ها ادعا‌های او را یکی یکی به چالش کشند و دروغ و توهماتش را عیان سازند. رسوایی اپستین هم مزید بر علت؛ لکه ننگی برای جمهوری‌خواهان که همه پُزشان تا حالا ارزش‌های اخلاقی خانوادگی بود.

تمام روسای جمهور آمریکا در دهه‌های اخیر، چه خوش‌مان بیاید و چه نیاید، برکشید‌ه‌ی نظام نخبگی و به قول خودشان سیستم بوده‌اند. این سیستم، محصول یا برآمده‌ی نوعی سرمایه‌داری سنتی بوده است. به همین جهت تفاوت یک رئیس جمهور دمکرات با جمهوری‌خواه، به قول آن صاحب‌نظر خوش‌قریحه، تفاوت پپسی‌کولا و کوکاکولا بود. یعنی در اصول، یکسان، اما در طعم و ظاهر متفاوت. پدیده ترامپیسم این قانون را شکست و هواخواهان او از تیره‌ای دیگر درآمدند: جوان‌تر، ماجراجو (به سبک اجداد مهاجر از اروپا در دو سه قرن پیش) و چالش‌گرِ نظم ِ ساختاریِ پذیرفته شده. از یاد نبرده‌ایم که گردن‌قرمز‌های هواخواه او که حاضر نبودند شکست انتخابات ٢٠٢٠ را بپذیرند در نخستین روز‌های سال نو با حمایت رئیس‌جمهور مستقر چگونه به ساختمان کنگره هجوم بردند و جلوه‌ای جدید از وندالیسم را در تاریخ ثبت کردند. برای مردم آمریکا باید متاسف بود که چنین رهبری، ویترین آنهاست. آنان زمانی رؤسای جمهوری داشته‌اند که اسباب افتخارشان بوده است، اما رئیس حاضر به تنهایی ظرفیت این را دارد که کل تمدن امروز و کل جهان را به عصر حجر ببرد. شاید هم حق با آن متفکری باشد که سال‌ها پیش گزار‌ه‌ای عمیق بیان کرد: مردم هر کشور، شایسته‌ی رهبران خود هستند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
پربیننده ها