معرفی کتاب؛
آخرین نگاه، آخرین لبخند
کتاب «آخرین نگاه، آخرین لبخند» زندگینامه داستانی سروان شهید حسن پاینده منتشر شد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، کتاب «آخرین نگاه، آخرین لبخند» زندگینامه داستانی سروان شهید حسن پاینده به نویسندگی معصومه سعیدی و ویراستاری دکتر راضیه خوش ضمیر منتشر شد. این کتاب از زبان همسر شهید نوشته شده است.

در مجالی اندک بخشهایی از صفحه ۱۰۲ کتاب را انتخاب کردیم که میخوانیم؛
هر وقت شهید میآوردند،دصبح روزی که میخواستند شهدا را توی شهر تشییع کنند، همان روز سر از پا نمیشناخت. لباس فرمش را میپوشید، صبح خیلی زود از خانه میزد بیرون. گاهی من هم برای تشییع میرفتم توی جمعیت دنبالش میگشتم، میدیدم، حسن جلوی جمعیت ایستاده.
خیلی به حال شهدا غبطه میخورد. ورودی شهر لاهیجان عکس تعدادی از شهدا را زده بودند. وقتی از کنار عکس شهدا رد میشدیم؛ گاهی با حسرت نگاهشان میکرد و با صدای ریزی میگفت: چی میشد عکس یکی از این شهدا عکس من باشه؟ زیاد حرفش را جدی نمیگرفتم و خودم را به نشنیدن میزدم؛ ولی ته دلم میگفتم: خدایا! نکنه حرفش رو گوش کنی! من حسنم به تو سپردم. هر جای که میره همینطور سالم بهم تحویل بده.
ظهر که از تشییع شهدا برگشت خانه، رفت آلبوم عکسها را از کمد برداشت. دیدم نشسته آلبوم عکسها را ورق میزند. گفتم: دنبال چیزی میگردی؟گفت: دنبال یک عکس تکی از خودمم. تا جایی که یادم بود از زمانی که با هم ازدواج کردیم هیچوقت تنهایی و بدون من عکس نگرفته بود؛ جز توی محل کارش. گفتم: بیخود خودت خسته نکن. توی اون آلبوم هرچی هست عکسای دو نفره مونه حالا برای چی میخوای؟ گفت: بعدا بهت میگم. چیزی نگفتم و رفتم نشستم سر خیاطی.
آخر همان هفته با خواهر و برادرهای حسن قرار گذاشتیم و رفتیم بیرون. با خواهر حسن مشغول حرف زدن بودم که دیدم حسن رفته کنار یک درخت نشسته. بچه خواهرش هم داشت از حسن عکس تکی میگرفت. سریع بلند شدم و رفتم کنارش و گفتم: آقای همسر مشکوک میزنیا، عکس،اونم تکی؟ بگو ببینم عکس تکی رو برای چی میخوای؟میدانست تا حرف نزند دست بردار نبودم. انقدر اصرار کردم که آخرش گفت: نمیخوام ناراحتت کنم؛ ولی حالا که اصرار میکنی بهت میگم. میدونی که شغل ما بدون خطر نیست. شاید خدا یه وقتی من و هم لایق شهادت بدونه شهید بشم. آن وقت تو باید یک عکس تکی ازم داشته باشی که بزنی رو اعلامیم. با این حرف حسن انگار یکی به دلم چنگ زد. با بغض گفتم: خودت میدونی...
سروان «حسن پاينده» مامور یگان امداد نیروی انتظامی رشت، روز جمعه پنجم آبان ۹۷ در حین گشتزنی با مشاهده مزاحمت تعدادی اراذل و اوباش برای خانوادهها در پارک دانشجوی این شهر وارد عمل شد که با چاقوی یکی از این اراذل از ناحیه گردن و دست مجروح و به بیمارستان منتقل شد و بر اثر شدت جراحات به درجه رفیع شهادت نائل شد.
از وی دو دختر به یادگار مانده است. مزارش در زادگاهش در روستای امانده شهرستان لاهیجان قرار دارد.
علاقهمندان جهت مطالعه ادامه خاطرات به مدیریت ادبیات حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان مراجعه نمایند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


