هوشیاری ایران و مراقبت ویژه از فرماندهان در وضعیت «پیروزی مقدماتی»
گروه بینالملل دفاعپرس: در هفتههای اخیر تحولات منطقهای و تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، فضای جدیدی را در معادلات سیاسی و امنیتی غرب آسیا ایجاد کرده است. در این میان، برخی کشورها تلاش کردهاند تا نقش میانجی را ایفا و از گسترش درگیری جلوگیری کنند؛ در حالی که برخی دیگر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در جبهه مقابل ایران قرار گرفتهاند. همزمان خبرهای رسمی حاکی از پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا و آغاز دور جدیدی از مذاکرات است؛ مسیری که میتواند آینده معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

در همین راستا خبرنگار بینالملل دفاعپرس با «محمد بیات»، کارشناس مسائل بینالملل، گفتوگو کرده که مشروح آن در ادامه میآید.
بیات در ابتدای سخنان خود با اشاره به تحولات هفتههای اخیر اظهار کرد: در حدود ۴۰ روز گذشته، کشورهایی مانند ترکیه، عمان، قطر، پاکستان و تا حدودی عراق تلاش کردند نقش پل ارتباطی و میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کنند و مانع از افزایش سطح تنش شوند. در مقابل، کشورهایی نیز بودند که عملاً به سکویی برای اقدامات خصمانه علیه ایران تبدیل شدند؛ از جمله کویت، بحرین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی. البته حساب رژیم صهیونیستی کاملاً جداست و اردن نیز در زمره کشورهایی قرار داشت که در جبهه مقابل ایران قرار گرفتند.
وی افزود: در برخی کشورها نیز وضعیت خاکستری وجود داشت؛ مانند سوریه و لبنان که در آنها مواضع دولتها و ملتها همسو نبود. در بسیاری موارد دولتها به سمت متجاوزان گرایش داشتند، اما افکار عمومی و جریانهای مقاومت مردمی از جمهوری اسلامی ایران و حزبالله حمایت میکردند.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تحولات نظامی اخیر گفت: در حدود شش تا هفت هفته گذشته شاهد نوعی جنگ نیمهمدرن بودیم؛ جنگی که با حملات هوایی گسترده و تلاش برای تضعیف ارکان قدرت ملی ایران همراه بود. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز آمادگی قابل توجهی برای مواجهه با چنین سناریویی نشان داد و توانست با انعطافپذیری بالا، قدرت عملیاتی خود را بازسازی و در گسترهای جغرافیایی از شرق مدیترانه تا جنوب خلیج فارس حفظ کند.
وی ادامه داد: پذیرش طرح دهگانه ایران قطعاً یک گام بزرگ به شمار میرود، اما باید توجه داشت که بازی هنوز به پایان نرسیده است. بر اساس اخبار منتشر شده، احتمالاً از روز جمعه هیأتهای ایرانی و آمریکایی برای مذاکراتی دو هفتهای به اسلامآباد خواهند رفت؛ مذاکراتی که با تلاشهای میانجیگرانه نخستوزیر پاکستان و فرمانده ارتش این کشور شکل گرفته است. امیدواریم دیپلماتهای ایرانی در این گفتوگوها با دست برتر حاضر شوند و بتوانند از حقوق ملت ایران دفاع کنند. اگر مذاکرات بر اساس همین طرح دهمادهای پیش برود و حقوق ایران استیفا شود، میتوان جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک قدرت نوظهور در سطح بینالملل معرفی کرد.
بیات با اشاره به پیچیدگی معادلات سیاسی در این پرونده تصریح کرد: بازیگران مختلف اهداف متفاوتی دارند. برای جمهوری اسلامی ایران و بخشی از حاکمیت آمریکا رسیدن به یک توافق ممکن است در اولویت باشد. در داخل آمریکا نیز جریانهایی وجود دارند که مخالف جنگ هستند، اما در مقابل افرادی نیز در همان دولت حضور دارند که آشکارا رویکردی جنگطلبانه دارند و از تداوم عملیات نظامی حمایت میکنند.
وی تأکید کرد: در دو هفته آینده مهمترین مسئله، هوشیاری کامل کشور در حوزه جنگ امنیتی و اطلاعاتی است. باید مراقبت ویژهای از جان سیاستمداران و فرماندهان نظامی صورت گیرد و از زیرساختهای حیاتی کشور بهخوبی محافظت شود. این احتمال وجود دارد که در میانه مذاکرات، از طریق عملیاتهای امنیتی یا اقدامات در «میدان خاکستری» تلاش شود بر تیم مذاکرهکننده ایران فشار وارد شود. به عنوان نمونه میتوان به انفجار بندر شهید رجایی در روزهای نخست مذاکرات غیرمستقیم عمان اشاره کرد که یادآور انفجار بندر بیروت بود.
وی افزود: به همین دلیل باید با آمادگی کامل وارد مذاکرات شد؛ به تعبیر دیگر، مذاکره در حالی انجام شود که دست روی ماشه قرار دارد. در کنار این مسئله، رسیدگی به امور مردم و حفظ ثبات داخلی نیز اهمیت زیادی دارد تا در نهایت بتوان در یک مذاکره عزتمندانه، حقوق ملت ایران را تأمین کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه گفت: در مجموع میتوان گفت آنچه تاکنون رخ داده، نوعی پیروزی برای ایران محسوب میشود. ایران در برابر قدرتمندترین قدرت نظامی جهان قرار داشت و با وجود جنگی نامتقارن، پس از حدود ۴۰ روز طرف مقابل نتوانست به اهداف خود دست یابد؛ نه تغییر نظام سیاسی محقق شد، نه بخشی از خاک ایران اشغال شد، نه ذخایر اورانیوم به دست آنها افتاد و نه جریانهای وابسته به خارج توانستند در داخل کشور بیثباتی ایجاد کنند. از این منظر، صحبت از یک پیروزی نسبی چندان دور از واقعیت نیست.
بیات در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت تنگههای راهبردی در اقتصاد جهانی اشاره کرد و گفت: تنگههایی مانند مالاکا، بسفر، داردانل، بابالمندب و هرمز نقش حیاتی در اتصال زنجیرههای تأمین جهانی دارند. اگر حق دریافت عوارض از تردد کشتیها در تنگه هرمز برای ایران ـ در همکاری با عمان ـ تثبیت شود، نخست جایگاه ایران به عنوان یکی از ستونهای تأمین امنیت این تنگه تقویت میشود و دوم اینکه میتواند منبع درآمدی پایدار برای کشور ایجاد کند؛ مشابه درآمدی که مصر از کانال سوئز به دست میآورد.
وی افزود: چنین منبع درآمدی میتواند برای بازسازی کشور و تأمین منابع مالی دولت در سالهای آینده مورد استفاده قرار گیرد. البته احتمال دارد برخی کشورهای صادرکننده انرژی در منطقه در ابتدا با این موضوع موافق نباشند، اما واقعیت این است که ایران در شرایطی این امتیاز را مطالبه میکند که پیش از آن درگیری مستقیمی با قدرت اصلی یعنی آمریکا داشته است.
بیات همچنین به تغییر فضای افکار عمومی منطقه اشاره کرد و گفت: امروز ایران از نظر محبوبیت در افکار عمومی منطقه در یکی از بهترین موقعیتهای خود قرار دارد. تحولات اخیر باعث شده گرایش افکار عمومی در بسیاری از کشورهای منطقه به سمت ایران و جریان مقاومت افزایش یابد. این مسئله میتواند ظرفیت مهمی برای گسترش روابط با کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان، عمان و تا حدی قطر ایجاد کند و در عین حال اهرم فشاری برای اصلاح رفتار کشورهایی باشد که در جبهه ضدایرانی قرار داشتند.
وی تأکید کرد: کشورهای منطقه باید بپذیرند که همسایه ایران هستند و ناگزیرند برای مدت طولانی در کنار یکدیگر زندگی کنند؛ بنابراین اگر قرار است روابط پایدار شکل بگیرد، لازم است رفتارهای گذشته مورد بازنگری قرار گیرد.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به احتمال از سرگیری درگیریها نیز گفت: چنین احتمالی را نمیتوان نادیده گرفت. تجربه آتشبسها در لبنان، غزه و حتی آتشبسی که پس از درگیریهای ژوئن شکل گرفت نشان میدهد طرف مقابل بهراحتی از اهداف خود صرفنظر نمیکند و ممکن است در این فاصله به دنبال بازآرایی نیروها و تقویت توان نظامی خود در منطقه باشد.
وی افزود: در عین حال ایران نیز ابزارهای مهمی در اختیار دارد. اگر طرف مقابل بدون در نظر گرفتن حقوق ایران دوباره به سمت درگیری حرکت کند، گزینههایی مانند بستن تنگه هرمز، مینگذاری دریایی یا هدف قرار دادن پایگاهها و زیرساختهای آنها در منطقه میتواند مطرح شود؛ بنابراین بهتر است آمریکا بیش از این منافع خود را فدای اسرائیل نکند، زیرا ادامه چنین روندی میتواند کل منطقه خاورمیانه را دچار عقبگرد کند.
بیات در پایان تأکید کرد: برای قضاوت نهایی هنوز زود است. باید منتظر تحولات روزهای آینده و نتایج مذاکرات ماند. زمانی میتوان ارزیابی دقیقتری ارائه داد که یک توافق نسبتاً پایدار شکل گرفته و درگیریها پایان یافته باشد؛ آن زمان است که مشخص خواهد شد هر یک از بازیگران در چه موقعیتی قرار گرفتهاند.
گفتوگو از الناز رحمتنژاد
انتهای پیام/ ۱۳۴


