آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران؛ مسائلی که باید زیر نظر داشت
به گزارش گروه بینالملل دفاعپرس، اندیشکده مرکز مطالعات و امنیت بینالملل آمریکا در تحلیلی با بررسی وضعیت آتشبس میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نوشت: «در حال حاضر، آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران، تنها بر سر یک آتشبس توافق کردهاند و نه بیشتر. این آتشبس شکننده است و بسیاری از عوامل کلیدی که دوام آن را تعیین میکنند، هنوز نامشخصاند. مسائل اختلافی فراوانی همچنان حلنشده باقی ماندهاند؛ از برنامههای هستهای و موشکی ایران گرفته تا حمایت تهران از نیروهای نیابتی. از سوی دیگر، تهران خواهان پایان تحریمهای آمریکا، حق غنیسازی اورانیوم، توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و مجموعهای از مطالبات دیگر است؛ همچنین تضمینهایی میخواهد که حملات به ایران از سر گرفته نشود. از سوی دیگر خود جنگ نیز مطالبات تازهای ایجاد کرده است؛ ایران خواستار دریافت غرامت برای ویرانیهای ناشی از بمبارانهای آمریکا و رژیم صهیونیستی شده و همچنین ادعا میکند که قصد دارد از نفتکشهایی که میخواهند از تنگه هرمز عبور کنند، هزینه دریافت کند. فاصله مواضع دو طرف زیاد است و هر کدام نیز تلاش میکنند افکار عمومی داخلی خود را قانع کنند که پیروز شدهاند؛ موضوعی که مذاکرات را پیچیدهتر خواهد کرد. همچنین ممکن است همین آتشبس بهنوعی تبدیل به وضعیت نهایی شود؛ یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران، به توافق جامع نرسند؛ اما آتشبس بهطور نامحدود ادامه یابد؛ در حالی که خطر شعلهور شدن دوباره درگیریها همواره بر منطقه سایه بیندازد.»

اندیشکده مرکز مطالعات و امنیت بینالملل آمریکا تصریح کرد: «مسئله هستهای، همچنان حلنشده باقی مانده است و ایران حتی ادعا میکند که آمریکا در چارچوب توافق آتشبس حق غنیسازی ایران را پذیرفته است. با وجود اینکه حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران را از دستیابی به بمب دورتر کرده، اما ممکن است تهران تلاشهای خود را برای دستیابی به آن دوچندان کند؛ زیرا ممکن است به این نتیجه برسد که تنها یک سلاح هستهای میتواند در برابر برتری نظامی متعارف آمریکا و رژیم صهیونیستی، از آن محافظت کند.»
این اندیشکده در ادامه به بررسی نقش حملات رژیم صهیونیستی به لبنان در پایداری آتشبس پرداخته و مینویسد: «رژیم صهیونیستی مدعی شدهاست که آتشبس شامل حملات به ایران میشود؛ اما این توافق عملیات رژیم علیه حزبالله در لبنان را در بر نمیگیرد و حملات رژیم صهیونیستی در آنجا ادامه یافته است. جنگ [علیه] لبنان تقریباً به اندازه جنگ [علیه] ایران، ویرانگر بوده است؛ نزدیک به ۱۵۰۰ لبنانی کشته شدهاند و بیش از یک میلیون نفر آواره شدهاند؛ همچنین رژیم صهیونیستی در حال ایجاد یک منطقه حائل در سمت لبنانی مرز رژیم صهیونیستی – لبنان است. تضعیف ایران، احتمالاً حزبالله را نیز تضعیف خواهد کرد؛ اما این مسیر پیچیده و پرخطر است. فشار نظامی مداوم رژیم صهیونیستی، ممکن است تواناییهای حزبالله را کاهش دهد و ارتباط آن با تهران را محدود کند؛ اما همزمان، نهادهای لبنان را سریعتر از آنچه بتوانند بازسازی شوند تضعیف میکند و خطر ایجاد خلأ قدرت را بهجای یک دولت قویتر به همراه دارد. احتمالاً حزبالله ضربه خورده، اما همچنان پا بر جا خواهد بود؛ دولت لبنان بیش از پیش تضعیف میشود و کشور در برابر شوکهای داخلی و منطقهای طولانیمدت آسیبپذیرتر خواهد شد.»
اندیشکده مرکز مطالعات و امنیت بینالملل آمریکا در ادامه مدعی شد: «حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، خطر کوتاهمدت بینالمللی از سوی تهران و شرکای آن، از جمله حزبالله لبنان را افزایش داده است. همانطور که ایران پیشتر تلاش کرده با هدف قرار دادن شرکای آمریکا در خلیجفارس، دامنه درگیری را گسترش دهد. اگر درگیریها از سر گرفته شود، رهبران ایران ممکن است به این نتیجه برسند که افزایش فشار و هزینه لازم است تا از حملات بیشتر جلوگیری کنند. حتی در شرایط آتشبس نیز انگیزه برای تلافی، قوی باقی میماند: تهران سابقه طراحی حملات برای انتقام از کشته شدن چهرههای ارشد را دارد و تلفات اخیر، بیش از ۲۵۰ مقام بلندپایه، از نظر گستردگی بیسابقه است. همزمان، این سلسله از درگیریها موجی از خشونتهای ضداسرائیلی را نیز برانگیخته که لزوماً مستقیماً توسط دولت ایران هدایت نمیشود.»
این اندیشکده همچنین مدعی شده است: «با این حال، تلاشهای ایران ممکن است شکست بخورد یا نتیجه معکوس بدهد. آمریکا و رژیم صهیونیستی، سالها سرمایهگذاری زیادی برای مقابله با شبکههای ایران انجام دادهاند و نفوذ اطلاعاتی آنها که در جنگ اخیر نشان داده شد، بیانگر آن است که ممکن است بتوانند طرحهای حمله در خارج از کشور را خنثی کنند. یک حمله موفق در خاک آمریکا همچنین میتواند حمایت داخلی برای اقدام نظامی را ایجاد کند، حمایتی که تاکنون محدود بوده است. بهطور مشابه، حمله به کشورهای متحد، ممکن است افکار عمومی و اراده سیاسی علیه ایران را سختتر کند و در نتیجه ائتلاف همسو با آمریکا و رژیم صهیونیستی را تقویت کند، نه تضعیف.»
اندیشکده مرکز مطالعات و امنیت بینالملل آمریکا تصریح کرد: «شاید بزرگترین آسیب بلندمدت جنگ منطقهای ایران برای آمریکا در روابط آن با متحدانش در سراسر جهان باشد. این جنگ در اروپا بسیار نامحبوب است و همچنین تورم را افزایش داده و به رشد اقتصادی در آسیا و دیگر نقاط جهان آسیب زده است. افزون بر این، آمریکا پیش از آغاز جنگ با متحدان ناتو مشورت نکرد و سپس وقتی اوضاع بحرانی شد، مقامات آمریکایی آنها را به دلیل بر عهده نگرفتن مأموریتهای دشوار مانند باز کردن تنگه هرمز، سرزنش کردند. از نظر عملی نیز، آمریکا در جنگ ایران بخش قابلتوجهی از سامانههای پدافند هوایی و دیگر تجهیزات نظامی محدود خود را مصرف کرده است و در نتیجه ذخایر آن برای مقابله با روسیه و کمک به متحدان برای بازدارندگی در برابر چین کاهش یافته است. چین این جنگ را فرصتی میبیند تا نفوذ خود را افزایش دهد و آمریکا را بهعنوان کشوری غیرقابل پیشبینی و جنگطلب معرفی کند. البته ممکن است جهان بهسرعت از این موضوع عبور کند و رویکرد تهاجمی چین نسبت به تایوان و دریای جنوبی چین، هرگونه دستاورد تبلیغاتی پکن علیه آمریکا را تضعیف کند. با این حال، احتمال دارد آمریکا با متحدانی روبهرو شود که در تعامل با آن محتاطتر و عملگراتر شدهاند.»
این اندیشکده در ادامه با تحلیل وضعیت منازعه بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی نوشت: «حتی پس از فروکش کردن درگیریهای بزرگ، احتمال دارد به جای دستیابی به یک صلح دائمی، رژیم صهیونیستی و ایران درگیر یک منازعه پایدار، اما در سطح پایین باقی بمانند؛ از نظر نظامی، رژیم صهیونیستی به پیروزی قاطع نرسیده و ممکن است حملات ادامهدار را برای جلوگیری از بازسازی ذخایر موشکی ایران و اعمال فشار بر رهبران ایرانی ضروری بداند. از سوی دیگر، تهران ممکن است باور داشته باشد که حتی در صورت خویشتنداری نیز هدف حمله قرار خواهد گرفت و همین امر منطق ادامه مقاومت و تلافی را تقویت میکند. همچنین فشارهای داخلی و راهبردی در هر دو طرف نیز این پویایی را تقویت میکنند. برای رهبری ایران، ادامه تقابل میتواند به منحرف کردن توجه از مشکلات اقتصادی و نارضایتی سیاسی و افزایش انسجام اجتماعی کمک کند همچنین برای رژیم صهیونیستی نیز با استفاده از رویکرد قدیمی «کارزار میان جنگها»، ادامه حملات برای تضعیف ایران و نیروهای نیابتی آن ترجیح داده میشود تا اینکه به آنها فرصت بازسازی داده شود. نتیجه این امر، احتمالاً الگویی از درگیریهای تکرارشونده خواهد بود که شامل حملات سایبری؛ خشونت نیروهای نیابتی؛ حملات محدود و دورههایی از تشدید تنش میباشد. حتی اگر آمریکا بخواهد از درگیری فاصله بگیرد، همپیمانی نزدیک آن با رژیم صهیونیستی، باعث میشود همچنان در معرض تلافی ایران قرار داشته باشد و چرخه «جنگ پس از جنگ» بهسختی پایان یابد.»
اندیشکده مرکز مطالعات و امنیت بینالملل آمریکا نتیجه میگیرد: «عوامل اصلی این مناقشه نه تنها همچنان باقی ماندهاند؛ بلکه در برخی موارد تشدید هم شدهاند. مسئله هستهای حل نشده؛ لبنان بیثبات است؛ خطر تروریسم پابرجاست؛ و اتحادهای آمریکا تحت فشار قرار گرفتهاند؛ در حالی که رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران همچنان انگیزههای قوی برای ادامه یک جنگ سایهای دارند که گهگاه به خشونت آشکار تبدیل میشود. حتی اگر درگیری گسترده فوراً از سر گرفته نشود، آمریکا با منطقهای روبهروست که با بیثباتی مداوم، دشمنان جسورتر، متحدان محتاطتر و چرخهای از تشدید تنش مشخص میشود که کنترل یا پایان دادن به آن دشوار خواهد بود.»
انتهای پیام/ ۱۳۴


