روایت تشییع پیکر خانواده ۱۵ نفره‌ای که جانفدای ایران شدند

کرج امروز صحنه وداعی کم‌نظیر بود؛ جایی که پیکر‌های ۱۵ عضو یک خانواده که در جنایتی بی‌رحمانه جانفدای ایران شدند، بر دوش مردمی داغدار تشییع شد.
کد خبر: ۸۲۷۱۹۵
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۴ - 14April 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از البرز، امروز کرج فقط یک مراسم تشییع را به خود ندید، بلکه صحنه افشای یک حقیقت تلخ را نظاره گر بود؛ حقیقتی که بار دیگر نشان داد ادعا‌های فریبکارانه دشمن، تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارد. آمریکا و اسرائیل در جنایتی مثال زدنی ۱۵ عضو از یک خانواده را در روستای رامجین ساوجبلاغ به شهادت رساندند.

روایت تشییع پیکر خانواده ۱۵ نفره‌ای که جانفدای ایران شدند

در میان این «رنگین‌کمان شهدا»، یکی از اعضای این خانواده، پاسداری بود که در میدان دفاع، پشت لانچر ایستاده بود؛ مردی از جنس غیرت و ایستادگی. اما آنچه امروز بر دوش مردم تشییع شد، فقط پیکر یک رزمنده نبود؛ یک خانواده کامل بود. دشمن، در کینه‌ای کور، نه‌تنها او، بلکه تمام عزیزانش را هدف قرار داد؛ زن، کودک، پدر و مادر و دانش آموزان آنها را.

اینجاست که روایت تغییر می‌کند. اینجا دیگر سخن از یک حمله نظامی نیست؛ سخن از یک جنایت است. جنایتی که نقاب از چهره ادعا‌هایی برمی‌دارد که سال‌هاست تکرار می‌شود؛ اینکه «دشمن با مردم عادی کاری ندارد». اما امروز پیکر ۶ کودک شهید، سند زنده‌ای شدند بر دروغ بودن این ادعا؛ کودکانی که نه سلاحی در دست داشتند و نه نقشی در میدان جنگ.

وقتی تابوت‌های کوچک «دیان» و «دنیز» بر دوش مردم حرکت می‌کرد، دیگر هیچ توجیهی برای این جنایت معنا نداشت. عروسک‌هایی که کنارشان چیده شده بود، از هر بیانی گویاتر بودند. اینها نه هدف نظامی بودند، نه تهدید؛ اینها فقط کودک بودند و همین، عمق فاجعه را چند برابر می‌کند.

جمعیت امروز، فقط برای بدرقه نیامده بودند؛ آمده بودند تا شهادت دهند؛ تا بگویند این تصویر را دیده‌اند، این داغ را لمس کرده‌اند و این حقیقت را فراموش نخواهند کرد. اشک‌هایی که امروز ریخته شد، فقط از سر اندوه نبود؛ بخشی از آن، خشم فروخورده‌ای بود در برابر این حجم از بی‌رحمی دشمن.

مردم، پیکر‌های مطهر شهدا را تا امامزاده محمد (ع) کرج بدرقه کردند، اما در دلشان یک سؤال مشترک شکل گرفته بود که چگونه می‌توان ادعای حقوق بشر داشت و در عین حال، یک خانواده را به جرم نزدیک بودن به یک پاسدار و به جرم کینه از یک نفر، این‌گونه به خاک و خون کشید؟

این حادثه، فقط یک داغ برای یک خانواده نبود، بلکه یک سند بود؛ سندی از چهره واقعی دشمنی که مرز میان نظامی و غیرنظامی را زیر پا می‌گذارد، سندی که نشان می‌دهد وقتی کینه بر تصمیم‌ها سایه می‌اندازد، حتی گهواره کودکان هم از تیررس در امان نمی‌ماند.

امروز البرز بار دیگر با اشک‌هایش سند این جنایت هولناک را امضا کرد و مردمی که بار دیگر آمدند، ایستادند، گریستند و بدرقه کردند، در واقع یک پیام روشن داشتند که این خون‌ها هرگز فراموش نمی‌شود و این روایت در حافظه شهر می‌ماند و به نسل‌های بعد نیز منتقل خواهد شد.

خانواده‌ای که روزی در کنار هم زندگی می‌کردند، امروز در کنار هم به خاک سپرده شدند، اما قصه آنها، تازه آغاز شده است؛ قصه‌ای که در آن، حقیقت روشن‌تر از همیشه دیده می‌شود؛ حقیقتی درباره دشمنی که ادعاهایش فرو می‌ریزد، درست همان‌جا که عروسکی کنار یک تابوت کوچک قرار می‌گیرد.

گزارش: صدیقه صباغیان

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار