چگونه به بحران ایران پایان دهیم؛ راهکارهایی برای توافق پایدار

با وجود مذاکرات فشرده و شبانه‌روزی، گفت‌و‌گو‌های صلح میان ایران و آمریکا به بن‌بست خورده است. دو طرف اختلافات فراوانی برای حل‌وفصل داشتند و از همان ابتدا روشن بود که رسیدن به یک توافق پایدار برای پایان دادن به جنگشان دشوار خواهد بود.
کد خبر: ۸۲۷۴۸۸
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۳ - 15April 2026

به گزارش خبرنگار بین‌الملل دفاع‌پرس، با وجود مذاکرات فشرده و شبانه‌روزی، گفت‌و‌گو‌های صلح میان ایران و آمریکا به بن‌بست خورده است. دو طرف اختلافات فراوانی برای حل‌وفصل داشتند و از همان ابتدا روشن بود که رسیدن به یک توافق پایدار برای پایان دادن به جنگشان دشوار خواهد بود. اما بیش از هر چیز، یک مسئله به نظر می‌رسد مسئول شکست مذاکرات بوده است: برنامه انرژی هسته‌ای ایران. درسی که بسیاری در تهران ممکن است از این جنگ بگیرند، این نیست که خویشتن‌داری، امنیت می‌آورد؛ بلکه این است که آسیب‌پذیری دعوت به حمله می‌کند. این به آن معنا نیست که یک خیز سریع یا مخفیانه به‌سوی سلاح هسته‌ای محتمل است؛ هر اقدام جدی برای بازسازی چنین قابلیتی زمان‌بر خواهد بود و به‌شدت قابل شناسایی است. اما به این معنا هست که استدلال برای حفظ گزینه یک بازدارندگی آینده، احتمالاً تقویت شده است.

چگونه به بحران ایران پایان دهیم؛ راهکارهایی برای توافق پایدار

روند رویداد‌ها تأیید می‌کنند دیپلماسی تنها راهکار مؤثر برنامه اتمی ایران است

این نتایج آنچه را که از ابتدا باید روشن می‌بود، تأیید می‌کند: دیپلماسی تنها راه عملی برای اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه انرژی هسته‌ای ایران است.

واشنگتن باید سازوکار‌هایی ایجاد کند که خروج از توافق آینده را برای طرفین خیلی دشوارتر سازد

این جنگ ثابت کرده است که واشنگتن نمی‌تواند تهران را به زانو درآورد. برای جلوگیری از حرکت ایران به‌سوی سلاح هسته‌ای، آمریکا باید به توافقی با جمهوری اسلامی برسد؛ و با توجه به اینکه ایران اکنون شاید بیش از هر زمان دیگری انگیزه دستیابی به بازدارندگی داشته باشد، واشنگتن باید اطمینان حاصل کند که توافق بعدی واقعاً کارآمد است.

ضرورت یک توافق جدید با ایران این است که جنگ، تندرو‌های ایران را تقویت کرده که می‌گویند تنها راه تضمین بقای نظام، بازدارندگی هسته‌ای است

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران از همان ابتدا، غیرقانونی و بی‌ملاحظه بود. هیچ شواهدی وجود نداشت که ایران، تهدید هسته‌ای فوری ایجاد می‌کند یا اینکه دیپلماسی ناکارآمد شده است. حتی اگر ایران در آستانه تغییر مسیر و نظامی‌سازی مواد هسته‌ای خود بود، بیشتر تحلیلگران جدی معتقد بودند که حملات نظامی تأثیر چندانی در جلوگیری از آن نخواهد داشت؛ به‌ویژه در بلندمدت. ایران کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت و دارای ظرفیت علمی و صنعتی عمیق است که برنامه انرژی هسته‌ای پیشرفته آن را پدید آورده است. چنین دانشی را نمی‌توان با بمباران از میان برد. اقدام نظامی می‌تواند تأسیسات را نابود کند؛ اما تأسیسات را می‌توان در عمق بیشتر، با اراده‌ای قوی‌تر و با حمایت سیاسی داخلی گسترده‌تر، بازسازی کرد. به همین دلیل بود که تحلیلگران به چندین دولت آمریکا توصیه می‌کردند حمله به ایران هرگز برنامه آن را به‌طور کامل نابود نخواهد کرد. در عوض، تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند که جنگ با ایران، تندروترین محافظه‌کاران کشور را تقویت کند؛ درگیری را در سراسر منطقه گسترش دهد و قیمت جهانی انرژی را به سطوح کمرشکن برساند. این نتایج به طرز ویرانگری دقیق از آب درآمد. پس از حمله، ایران فوراً با شلیک موشک به کشور‌های عربی و بستن تنگه هرمز، دامنه جنگ را گسترش داد. قیمت انرژی به‌شدت افزایش یافت. جنگ نه دانش اتمی ایران را از بین برده و نه همه توانمندی‌های آن را. اگر چیزی باشد، استدلال برخی تندرو‌های ایرانی را تقویت کرده است که تنها یک بازدارندگی هسته‌ای می‌تواند بقای نظام را تضمین کند. دقیقاً به همین دلیل است که یک توافق مذاکره‌شده، آن هم در اسرع وقت، اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. 

برای موفقیت پس از این جنگ، آمریکا و ایران باید صادقانه با شکست‌های ساختاری روبه‌رو شوند که آنها را به این نقطه رسانده است:

برنامه هسته‌ای ایران پیچیده و بسیار تخصصی است. این برنامه حول سطوح غنی‌سازی، عملکرد سانتریفیوژ‌ها و مدیریت ذخایر می‌چرخد. مذاکره بر سر محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی برای چنین سامانه‌ای نیازمند دانشی فنی فوق‌العاده بود، دانشی که تیم‌های چندملیتی مذاکره‌کننده برجام در اختیار داشتند.

فشار آمریکا به‌تنهایی به معنای اهرم نفوذ نیست

هیئت‌هایی که این مذاکرات را پیش می‌بردند، سیاست داخلی ایران را نیز درک می‌کردند. برای نمونه، آنها می‌دانستند که غنی‌سازی در ایران به مسئله‌ای از هویت علمی ملی بدل شده است؛ نه صرفاً یک برنامه فنی و هر توافقی که خواستار حذف کامل آن باشد؛ حتی از سوی دولت‌های اصلاح‌طلب نیز رد خواهد شد.

تیم مذاکراتی آمریکا، در مذاکرات منتهی به این درگیری، تخصص فنی لازم را نداشت و سوءبرداشت‌های متعدد داشت

ر مذاکرات منتهی به این درگیری، چنین سطحی از خرد علمی و دیپلماتیک وجود نداشت. تیم آمریکایی بیش از آنکه بر تخصص موضوعی تکیه داشته باشد، بر نزدیکی شخصی و سیاسی به ترامپ بنا شده بود و نتایج نیز همین را نشان داد. وقتی چنین تخصصی بر سر میز نباشد، پیامد‌ها قابل پیش‌بینی است: امتیاز‌ها به‌عنوان تحریک تفسیر می‌شوند؛ روند طبیعی دیپلماسی، نشانه سوءنیت تلقی می‌شود؛ و واقعیت‌های فنی که هر متخصصی آنها را تشخیص می‌دهد، مشکوک یا غیرقابل‌فهم دانسته می‌شوند.

مذاکرات آینده با ایران باید حتماً با ارائه مشوق واقعی و چارچوب فنی مشخص انجام شود تا چرخه درگیری تکرار نشود و رفتار ایران هم تغییر کند

مذاکرات باید مشوق ارائه دهند؛ نه فقط فشار. اجبار بدون یک مسیر دیپلماتیک معتبر، اهرم نیست؛ تشدید تنش است. کشور‌ها می‌توانند از تحریم‌های اقتصادی، استقرار نظامی و انزوای دیپلماتیک برای فشار بر دیگران استفاده کنند. اما اثربخشی این ابزار‌ها در نهایت به نحوه استفاده و هدفی که دنبال می‌کنند، بستگی دارد. همچنین به این بستگی دارد که آیا دولت‌ها هم‌زمان مشوق‌های مثبت و معتبری برای تغییر رفتار ارائه می‌دهند یا نه. توافق‌ها با آمریکا، حتی معاهدات تصویب‌شده در سنای آمریکا به‌راحتی نقض می‌شوند. هیچ تضمین سیاسی و حقوقی وجود ندارد که تعهدات آمریکا پایدار بماند؛ و تعامل دیپلماتیک، هیچ حفاظتی در برابر تشدید تنش فراهم نمی‌کند. در چنین شرایطی، فشار آمریکا به‌تنهایی به اهرم نفوذ تبدیل نمی‌شود. بلکه فضای گفت‌و‌گو را تنگ‌تر و خطر تقابل را بیشتر می‌کند.

علی‌رغم غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا، ایران آماده ارائه امتیاز است

مشکل اعتماد در مذاکرات با ایران، زمانی پدیده‌ای یک‌سویه تلقی می‌شد. پایتخت‌های غربی عادت کرده بودند قابلیت اعتماد ایران را متغیر اصلی بدانند؛ پرسشی که طراحی هر توافقی باید حول آن بچرخد. اما این دیگر روایت صادقانه‌ای نیست. آمریکا به‌طور یک‌جانبه از توافقی خارج شد که ایران به آن پایبند بود. در جریان مذاکرات فعال، نه یک بار، بلکه دو بار دست به اقدام نظامی زد. ایران این واقعیت‌ها را جذب کرده و در آینده آنها را به خاطر خواهد سپرد. با وجود این سابقه، ایران مایل به دادن امتیاز است. رهبری کشور یکدست نیست و برخی چهره‌های ارشد کلیدی درک می‌کنند که انزوای اقتصادی و جنگ پایدار نیست. ایران برنامه هسته‌ای خود را کنار نخواهد گذاشت؛ اما رهایی از تحریم‌ها و درگیری‌هایی که اقتصاد کشور را تهی کرده‌اند نیز یک منفعت محوری است. از این رو، ایران آماده است در ازای پایان یافتن دومی، محدودیت‌هایی بر اولی بپذیرد.

هر توافق آینده باید برای استحکام ساختاری، به‌طور متقابل آمریکا را متعهد و ملزم به پیروی از مفاد توافق کند

با این حال، هر توافق آینده باید آمریکا را نیز به‌طور متقابل پاسخگو کند. این به آن معناست که توافق باید به‌گونه‌ای طراحی شود که تغییرات سیاسی را تاب بیاورد. فروپاشی برجام پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸ یک آسیب‌پذیری ساختاری را آشکار کرد. وقتی آمریکا از برجام خارج شد، ایران بخش بزرگی از تعهداتش را انجام داده بود؛ اما منافع اقتصادی متقابل هنوز به‌طور کامل محقق نشده بود. ایران به مدت یک سال پس از بازگشت تحریم‌ها، همچنان به مفاد برجام پایبند ماند، به این امید که سایر طرف‌ها بتوانند شکاف را به‌طور مؤثر پر کنند. ایران به این جمع‌بندی رسید که پایبندی به توافق تداوم آن را تضمین نمی‌کند و تغییرات سیاسی داخلی در واشنگتن می‌تواند تعهدات مذاکره‌شده چندین کشور را نادیده بگیرد.

یک توافق آتی، باید عدم توازن را در سطح طراحی اصلاح کند، نه فقط در حین اجرا

تعهدات اقتصادی باید با معماری سنجیده طراحی شوند و به نیرو‌های بازار واگذار نشوند. لغو تحریم‌ها، به‌ویژه، باید امری تلقی شود که فعالانه تحویل داده می‌شود، نه صرفاً اجازه داده می‌شود. دو طرف همچنین باید تضمین‌های فنی یا ساخت پروژه‌های همکاری را بررسی کنند که سرمایه‌گذاری‌های فیزیکی مشترکی در تداوم توافق ایجاد می‌کند. اینها می‌تواند شامل توسعه مشترک زیرساخت‌ها در روند بازسازی ایران پس از جنگ؛ همکاری منطقه‌ای در چرخه سوخت هسته‌ای؛ و برنامه‌های نوسازی انرژی باشد که به نفع همه طرف‌هاست؛ اما برای حفظ، نیازمند همکاری مستمر است. تعهدات اقتصادی در هر توافق آینده نیز باید با همان معماری نهادی سنجیده طراحی شوند و به نیرو‌های بازار واگذار نشوند. ساخت چنین زیرساختی نیازمند تلاش آگاهانه است. احتمالاً بیش از چند روز، یا حتی چند هفته، زمان خواهد برد تا طرح آن ریخته شود. اما این تنها راه قانع کردن مذاکره‌کنندگان ایرانی است که این بار اوضاع متفاوت خواهد بود.

آمریکا باید چشم‌اندازی نشان دهد که توافق نهایی چه دستاوردی برای ایران، آمریکا و جهان خواهد داشت

برای دستیابی به توافق، واشنگتن باید فشار را با مشوق‌های واقعی همراه کند؛ از جمله ارائه چشم‌اندازی روشن و دقیق از اینکه توافق نهایی چه دستاوردی برای ایران، آمریکا و جهان خواهد داشت. یک توافق آینده باید فراتر برود و نه‌تنها محدودیت‌های هسته‌ای مورد پذیرش ایران، بلکه رابطه سیاسی و اقتصادی را که در مقابل به دست می‌آورد، تعریف کند؛ آن هم به‌گونه‌ای به‌قدر کافی ملموس که بتواند حمایت داخلی را در همه طرف‌ها جلب کند.

دانش مذاکراتی دولت‌ها با توجه به تجربیات قبلی، خود یک دارایی راهبردی مشکل‌گشاست

در چنین زمینه‌ای، یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک پایدار برای برنامه هسته‌ای ایران دشوار خواهد بود؛ اما غیرممکن نیست.

پیگیری دیپلماسی با ایران، هرگز لطفی به تهران نبود. این اقدامی از سر منفعت شخصی بازیگران بین‌المللی بود که می‌خواستند از گزینه جایگزین پرهیز کنند. منطق آنها با این جنگ هولناک تأیید شده است و باید الهام‌بخش مقام‌های امروز باشد تا از تکرار اشتباهات گذشته اجتناب کنند. فرصت بعدی برای دیپلماسی فرا رسیده است. پرسش این است که آیا جهان با چیزی آموخته‌شده به میز مذاکره بازخواهد گشت یا نه.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار