نیروهای مسلح ایران؛ هوش مصنوعی و ارتش شبکهای در نسل ششم جنگ
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- «آندری کوزماک» کارشناس و تحلیگر بینالملل؛ با اعلام آتشبس میان ایران و آمریکا و فروکشکردن موقت شعله جنگ در منطقه غرب آسیا، رسانهها و تحلیلگران بسیاری به تحلیل وضعیت پیش رو و اثر جنگ منطقهای ایران در آینده پرداختند. در آغاز این هفته، شرکت «پلانتیر» متنی منتشر کرد که رسانههای برجسته آن را یک «اساسنامه» نامیدند. این بیانیه، علاوه بر تحلیل وضعیت سیاسی جهان، به پیشبینی «آینده جنگها» نیز پرداخته است. شرکت پلانتینر به علت درگیری در جنگ منطقهای ایران و مشارکت در برنامهریزی و اجرای عملیاتها مورد توجه کاخ سفید قرار دارد.

نکته قابل توجه این تحلیلها این است که بسیاری از کارشناسان نظامی در سراسر جهان، تغییر ماهیت درگیریها و ناتوانی آمریکا در مواجهه با واقعیتهای جدید را تأیید میکنند. روزنامه «ایزوستیا» گزارش میدهد که کارشناسان نظامی از درگیری جاری چه درسهایی گرفتهاند و جنگ آینده را چگونه میبینند.
تهران به وضوح خود را برای سناریوی در حال وقوع آماده ساخته و تجربیات عملیات ویژه روسیه در اوکراین را مطالعه کرده تا از تمام مزایای جنگ نامتقارن بهره بگیرد. پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی تاب آورد و فرونپاشید، این کشور تمام اقدامات دفاعی لازم را انجام داد تا هزینههای جنگ، جهانی شود و درگیری ماهیتی طولانی پیدا کند. ابداع این ایده را به آیتالله سید علی خامنهای رهبر شهید ایران نسبت میدهند که به نوشته مطبوعات اروپایی، این طرح را بر اساس نتایج جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ به شکل عملیاتی درآورد.

عنصر محوری این ایده، اصل «ناوشکنی ارزان» است. ایران از پهپادها و موشکهایی با هزینه تولید نسبتاً پایین استفاده میکند و عملاً برتری فناورانه دشمن را بیاثر میسازد.
یک پهپاد «شاهد» بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار هزینه دارد، در حالی که قیمت هر بار شلیک موشک پاتریوت به چهار میلیون دلار میرسد. این تفاوت، در حجم مهمات و سرعت جبران آنها نیز مشاهده میشود.
بر اساس دادههای مختلف، در ماه نخست درگیری، آمریکاییها بیش از ۱۱ هزار واحد مهمات به ارزش حدود ۲۶ میلیارد دلار مصرف کردهاند که ۱۹ میلیارد دلار آن صرف پدافند هوایی شده است؛ همچنین آمریکا برای ضربات تمامکننده به طور گسترده از مهمات دقیق، از جمله موشکهای «تاماهاوک» استفاده کرده که حدود سه میلیارد دلار هزینه داشته است.

مشکل دیگر، آسیبپذیری سیستمهای حسگر است: با اختلال در عملکرد رادارها، ارتباطات ماهوارهای و کانالهای انتقال داده، کارایی پدافند بهشدت کاهش مییابد. در برخی موارد، برای رهگیری یک هدف به هشت تا ۱۱ موشک رهگیر نیاز است که در بلندمدت از نظر اقتصادی شدنی نیست.
پنتاگون حداقل دو رادار راهبردی را در جنگ منطقهای ایران از دست داده است که ارزش هرکدام یک میلیارد دلار برآورد میشود. علاوه بر این، تولید برخی از آنها (مانند سامانههای پدافندی C-RAM) نیازمند استفاده از عناصر شیمیایی کمیاب مانند «تنگستن» است که باید از کشوری دیگر خریداری شود.
مزیت اصلی جنگ نامتقارنی که ایران مقابل دشمنان خود در پیش گرفته، «تابآوری» اقتصادی و سیاسی است. تهران با سیاست «فشار خاموش» و مانور دیپلماتیک، کنترل سطح تنشها را با موفقیت حفظ کرده است. بنابراین، با وجود برتری ۹۰ برابری آمریکا در هزینههای نظامی (۸۹۲ میلیارد دلار در مقابل ۱۰.۶ میلیارد دلار)، کاخ سفید گام به گام هزینهها و خطرپذیریهای سیاسی و اقتصادی بیشتری را متحمل میشود. یعنی هزینهها بالا میرود، اما هدف نزدیکتر نمیشود.

مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی گزارش میدهد که با شدت کنونی درگیری، هزینههای پنتاگون روزانه ۵۰۰ میلیون دلار افزایش مییابد.
بر اساس گزارشها، زمان تخمینی بازسازی تمام مهمات مصرف یا منهدمشده توسط ایران با نرخ فعلی تولید، بین پنج تا ۱۰ سال برآورد میشود. در همین حال حتی تحلیلگران آمریکایی اذعان دارند که توانایی تهران برای ادامه درگیری با شدت کنونی تضعیف نشده است. شبکه «انبیسی» به نقل از اطلاعات سرویسهای مخفی آمریکا گزارش میدهد که ایران همچنان از ظرفیت نظامی قابل توجهی برخوردار است.
به گفته «آندری سوییوستوف» کارشناس مسائل نظامی، پس از جنگ منطقهای ایران، روند تأمین و تولید تسلیحات نظامی دستخوش تحولات مهمی خواهد شد.

سوییوستوف تأکید کرد: «جنگ منطقهای ایران، مانند عملیات ویژه روسیه، نشان داد که مناقشات (جنگ) با مقیاس بزرگ به حجم کاملاً متفاوتی از تولیدات نظامی نیاز دارد. این نبردها احتیاج به در اختیار داشتن حجم عظیمی از مهمات توپخانه و راکتی، موشکهای بالستیک، مهمات هوابهزمین، مینهای زیردریایی و البته تولید انبوه پهپادهای هوایی، زمینی، سطحی و زیرسطحی در طیف گسترده دارد».
این به نوبه خود به معنای نیاز به توسعه انواع وسایل مقابله با چنین تسلیحاتی است. این کارشناس معتقد است که در این زمینه نمیتوان به یک سلاح معجزهآسا امیدوار بود؛ برای مقابله با این وضعیت، ایجاد یک پدافند هوایی چندلایه ضروری است.
به گفته کارشناسان، نیروهای مسلح ایران به دلیل آسیبپذیری یگانهای بزرگ، بهویژه در برابر حملات هوایی و موشکی گسترده، از قالبهای تجمیع نیرو فاصله گرفتهاند. تأکید نیروهای مسلح ایران بر یگانهای کوچک و متحرک بوده و بر همین اساس، نحوه آموزش کارکنان نیز تغییر کرده است. این یکی از درسهای اصلی ایران از درگیری اوکراین است.

به نظر میرسد که رویکردهای جدید در طول چندین سال در مجموعهای از رزمایشهای زمینی (فوریه و نوامبر ۲۰۲۴، ژانویه، آگوست ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶) و دریایی، از جمله با مشارکت متحدان، توسط سپاه پاسداران و ارتش تمرین شده است.
همه موارد فوق بارها در غرب مطرح شده است. اولین فناوریهای پهپادی نیز در آغاز قرن بیستویکم در آمریکا پیادهسازی شد. دیدگاههای فرماندهی نظامی آمریکا برای توسعه این پروژهها در دو طرح ۱۰ساله (تا ۲۰۳۶ و ۲۰۴۷) منعکس شده بود. اما در آن طرحها، تأکید بر محصولات پیشرفته و بسیار گران بود. در ۱۴ آوریل، ایران یک فروند پهپاد شناسایی MQ-۴C آمریکا را سرنگون کرد. قیمت این پهپاد حدود ۲۳۵ میلیون دلار است و تنها حدود ۲۰ فروند از آن در اختیار نظامیان آمریکایی است.
در آغاز هفته، شرکت پلانتیر که مستقیماً بر شروع و تشدید درگیری تأثیر گذاشت، بیانیه خود را منتشر کرد. این متن خلاصهای از کتاب «الکس کارپ»، رئیس شرکت «جمهوری فناورانه» است. پلانتیر علاوه بر اظهارات سیاسی هشداردهنده، دو نکته را در مورد فناوریهای جدید جنگ مطرح میکند.
این شرکت اعلام میکند که سلاحهای آینده بر پایه هوش مصنوعی ساخته خواهند شد. در بیانیه این شرکت آمده است: «سؤال این نیست که سلاح مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته خواهد شد یا نه؛ بلکه این است که چه کسی و با چه هدفی آن را خواهد ساخت. دشمنان ما وقت خود را برای بحثهای نمایشی درباره ضرورت توسعه فناوریهای حیاتی برای حوزه نظامی و امنیت ملی تلف نمیکنند».

«کارپ» متقاعد شده است که بازدارندگی هستهای به گذشته تعلق داشته و باید با بازدارندگی مبتنی بر مدلهای هوش مصنوعی جایگزین شود.
به عبارت دیگر، پلانتیر بهعنوان یکی از تأمینکنندگان اصلی نرمافزار برای پنتاگون، از گذار به «نسل ششم جنگ» و مشارکت فعالتر خود در این فرآیند خبر میدهد.
به گفته آندری سوییوستوف، دولتهای دارای تواناییهای مرتبط، توجه ویژهای به بهبود روشهای جمعآوری و تحلیل اطلاعات خواهند داشت. امروزه این روشها دارای خطای بسیاری بوده و همیشه درست کار نمیکنند.
این کارشناس خاطرنشان کرد: اینجا صحبت از ظرفیت هوش مصنوعی و بهبود الگوریتمهاست؛ اما این الگوریتمها ایدهآل نیستند. استفاده آمریکا از هوش مصنوعی برای تعیین اهداف بالقوه و صدور هرچه سریعتر مختصات، عوارض جانبی داشته است؛ بهعنوان مثال یک محل دفن پسماند در ایران بهعنوان یک محل دپوی تجهیزات نظامی شناسایی و هوش مصنوعی پیشنهاد حمله به آن هدف را صادر کرد.
این امر به معنای ساختن یک «ارتش شبکهای» برای جنگ «شبکهمحور» است. در این طرح، هوش مصنوعی اقدامات یگانهای رزمی را هماهنگ کرده و هر یگان به دلیل دسترسی خودکار به اطلاعات، به نوعی آتش به اختیار عمل میکند.
آندری سوییوستوف توضیح میدهد که عناصر حاضر در میدان نبرد در یک شبکه واحد با ارائه سریع اطلاعات در مورد وضعیت، مسیر حرکت و موقعیت آنها به هم متصل شده و فرماندهی میتواند تصویر میدان نبرد را بهطور عینی درک کند. بهعنوان مثال، با استفاده از هوش مصنوعی، یک اپراتور پهپاد یا یک یگان کوچک میتوانند همزمان دهها سکوی خودگردان را کنترل کنند.

فناوریهای رباتیک نیز بیشتر توسعه خواهند یافت. «بوریس جرلیفسکی»، تحلیلگر نظامی تأکید میکند که حتی کشورهای غیرپیشرفته نیز در حال حاضر از این فناوریها استفاده میکنند.
وی میگوید: «ما میبینیم که سیستمهایی ساخته میشوند که قادر به عمل مستقل در میدان نبرد هستند و بدیهی است که این روندها گستردهتر خواهند شد. به نظر میرسد در آینده، منطقهای به وجود آید که تنها سیستمهای رباتیک زمینی و پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی در آن عمل کنند؛ هوش مصنوعی بهطور خودگردان اهداف را جستوجو، پیدا و نابود میکند. چنین نمونههایی از جمله در روسیه وجود دارد.»
به گفته جرلیفسکی، هماکنون هوش مصنوعی بهطور فعال در سیستمهای جنگ الکترونیک ادغام میشود. وظیفه آنها هککردن دسترسیهای غیرقابل نفوذ و نیز تأثیرگذاری بر سیستمهای مجهز به هوش مصنوعی خواهد بود.
همچنین در آینده جنگ به معنای واقعی به فضا میرود؛ در این حالت هماهنگی اقدامات روی زمین، رهگیری اهداف و عملکرد سیستمهای هشدار اولیه با استفاده از منظومههای ماهوارهای انجام میشود.

همین اتفاق برای جنگ در دریا نیز رخ خواهد داد. جایی که کشتیها به مراکز عظیم قدرت با سلاحهای دقیق تبدیل میشوند. بوریس جرلیفسکی میگوید، جنگ منطقهای ایران نشان داد که ناوگان قدیمی با گروههای ناوگان هواپیمابر و کشتیهای بزرگ، در شرایط مدرن کارآمد نیست و با استفاده از سامانههای موشکی مدرن، مافوق صوت و پهپادها بسیار آسیبپذیر شده است.
هدف جنگهای مدرن نه تصرف سرزمین، بلکه نابودی ساختار قدرت و واردکردن خسارتی حیاتی به اقتصاد دشمن است؛ یعنی همان چیزی که واشنگتن و تلآویو دنبال میکنند و بر این اساس باید خود را با شرایط جدید جنگهای مدرن تطبیق دهند.
بر این اساس، کارشناسان تأکید میکنند که جنگ آینده، علاوه بر همه موارد، فرصت را برای قدرتهای منطقهای گسترش میدهد. حتی کشورهایی که سلاح هستهای ندارند، میتوانند به دشمنان قدرتمندتر از لحاظ اقتصادی خسارتی غیرقابل جبران وارد کرده و همزمان پایداری خود را حفظ کنند. این دقیقاً همان کاری است که ایران در حال حاضر اقدام به انجام آن کرده و به نظر میرسد با موفقیت به اهداف خود رسیده است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
