چنددستگی یهودیان آمریکا و تغییر روابط واشنگتن-تلآویو پس از جنگ منطقهای
گروه بینالملل دفاعپرس: برخلاف گمان بسیاری که تصور میکردند جنگ منطقهای ایران باعث تحکیم بیش از پیش روابط ویژه واشنگتن-تلآویو شود، در عمل شکافهای عمیقی را در این اتحاد استراتژیک نمایان ساخته است. رابطه دیرینهی آمریکا و اسرائیل دیگر بر پایهی همگرایی منافع نیست، بلکه بر واگرایی استوار شده است. در شرایط کنونی، آمریکا با وجود پرداخت هزینههای فزاینده نفوذ خود بر اسرائیل را رو به کاهش میبیند.

هرچند آتشبس موقت میان آمریکا و ایران تمدید شده، اما اسرائیل تحت رهبری بنیامین نتانیاهو تلاش کرده آن را تضعیف کند. در جریان مذاکرات اسلامآباد در ۲۳ و ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، رژیم صهیونیستی حملات خود به لبنان را علیرغم تقاضای صریح دونالد ترامپ برای کاهش حملات ادامه داد؛ همچنین در همان زمان نتانیاهو در سخنرانی تلویزیونی خود بیآنکه به مذاکرات اشاره کند، گفت: نبرد هنوز تمام نشده است، جملهای که مستقیماً در تضاد با خواست ترامپ برای پایان جنگ قلمداد میشد.
از دید رژیم صهیونیستی، ادامه کمپین علیه حزبالله مسئلهای مستقل از جنگ منطقهای ایران است، حتی اگر این حملات مذاکرات متحدش را به هم بزند، از سوی دیگر واشنگتن، حملات اسرائیل را خطری برای فروپاشی چارچوب دیپلماتیکی به شمار میآورد که آمریکا به سختی ساخته، و بیم آن میرود که آمریکا را وارد جنگی گستردهتر کند که نه مورد علاقه آمریکا بوده و نه این کشور کنترلی بر آن دارد. این معضل تکراری این بار با هزینههای بیسابقهای برای آمریکا همراه است.
نظرسنجی مرکز «پیو» نشان میدهد ۶۰ درصد آمریکاییها اکنون دیدگاه نامطلوبی نسبت به دولت اسرائیل دارند که تغییری چشمگیر نسبت به دهههای گذشته به شمار میرود. این تغییر به ویژه در میان جوانان و دموکراتها شدید است. حتی در میان یهودیان آمریکا و «اونجلیستها» که به صورت سنتی حامی رژیم صهیونیستی به شمار میروند نیز این تغییر دیدگاه به چشم میخورد. همچنین بر اساس نظرسنجی «واشنگتن پست» در شهریور ۱۴۰۴، ۶۱ درصد یهودیان آمریکا معتقد بودند اسرائیل در غزه مرتکب جنایت جنگی شده و ۳۹ درصد آن را نسلکشی دانستهاند.
جامعه یهودی آمریکا نیز خود دچار چندپارگی شده و دیگر یکپارچگی سابق را ندارد. این تحولات، نفوذ لابیهای طرفدار رژیم صهیونیستی مانند «آیپک» را تضعیف میکند؛ زیرا این لابیها در فضای سیاسی طرفدار رژیم صهیونیستی مؤثر بودند، اما اکنون افکار عمومی در جهت نقد اسرائیل تغییر کرده است.
به نظر میرسد رابطه آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از وقوع جنگ منطقهای ایران وارد دوره بازتعریف میشود. این به معنای قطع رابطه نیست، اما این رابطه به سمت یک رابطه مشروط و معاملاتی حرکت میکند. شکلهای احتمالی این بازتعریف عبارتند از:
-تعیین شروط صریح برای کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، از جمله پایبندی به آتشبس، محدودیت در تشدید تنش در لبنان و توقف شهرکسازی در فلسطین.
-حمایت دیپلماتیک گزینشیتر در سازمان ملل.
-تنوعبخشی به شرکای منطقهای آمریکا (عربستان، امارات، مصر) برای کاهش اتکا به اسرائیل.
از سوی دیگر، اسرائیل که دکترین امنیتی خود را بر حمایت بیقید و شرط آمریکا بنا کرده، با چالش راهبردی مواجه خواهد شد. آمریکا نیز باید تعهداتش را با منافع منطقهای و جهانی خود هماهنگ کند.
جنگ با ایران فرضیات دیرینهای که این رابطه ویژه را حفظ میکرد، از میان برداشته است. حمایت بیقید و شرط، پشتوانه عمومی گسترده، و همگرایی راهبردی دیگر تضمین شده نیستند. اگر اسرائیل به سیاست توسعهطلبانه و تشدیدگرایانه خود بدون توجه به نگرانیهای آمریکا ادامه دهد و افکار عمومی آمریکا همچنان به نفع کاهش حمایت حرکت کند، فشار برای تنزل سطح روابط افزایش خواهد یافت. چنین تنزلی لزوماً به معنای قطع کامل نیست، اما میتواند به شکل کاهش تدریجی کمکها، محدود شدن همکاریها، و رفتار با اسرائیل، چون یک متحد معمولی و نه ویژه ظهور کند. این چشمانداز، که زمانی غیرقابل تصور بود، اکنون کاملاً در دسترس قرار دارد.
محمد حسین حیدری
انتهای پیام/ ۹۹۹
