دلنوشته/

نذری که قضا نشد!

بی‌قرار بود، می‌گفت نکند خوابم بگیرد و نذرمان برای حضور در جمع مردم، قضا شود. مرد ۴۵ ساله خود را به راهپیمایی شبانه مردمی رساند و با خوشحالی به همسرش گفت خدا را شکر به موقع رسیدم.
کد خبر: ۸۳۲۸۷۱
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶ - 09May 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا تدینی‌راد» رئیس مرکز رصد فضای مجازی، اطلاع‌رسانی و افکار عمومی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی؛ صبح زود پس از دیدار عیدانه با پدر و مادر و خانواده عازم تهران شدند. ساعت ۶ بعد از ظهر بود به مقصد رسیدند.

نذری که قضا نشد

آقا داود به همسرش گفت برویم که دیر شد. او از شب‌های اول حضور حماسی مردم برای میدانداری جنگ تحمیلی سوم، در صحنه بود.

همسرش گفت مسافت طولانی رانندگی کرده‌ای، ساعتی استراحت کن و بعد می‌رویم.

بی‌قرار بود، می‌گفت نکند خوابم بگیرد و نذرمان برای حضور در جمع مردم، قضا شود.

مرد ۴۵ ساله خود را به راهپیمایی شبانه مردمی رساند و با خوشحالی به همسرش گفت خدا را شکر به موقع رسیدم.

او که مهندس ارشد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بود صبح روز بعد، هشتم فروردین ۱۴۰۵ به محل کارش می‌رود.

ماشین را در پارکینگ کنار خیابان پارک می‌کند و وارد سازمان می‌شود. با همه همکارانی که حضور داشتند احوالپرسی کرد.

ساعتی بعد، محل خدمت او مورد اصابت موشک‌های رژیم صهیونی و آمریکای جنایتکار قرار گرفت.

حاج داود عمرانی و تعدادی از همرزمانش در این حمله بی‌رحمانه، به شهادت رسیدند. پیکر او پس از برگزاری آیین وداع به مشهد انتقال یافت و در گلزار شهدای بهشت رضا مشهد آرمید.

همسر این شهید غیرتمندکه کادر ارشد درمانی است و دو دخترش فاطمه و هلما این روزها، لحظه‌لحظه خاطرات بابا را مرور می‌کنند.

پدر شهید عمرانی نیز که چند سالی است از تهران به زادگاهش در شهرستان زاوه خراسان رضوی آمده، می‌گوید من تا زمان شهادت فرزندم نمی‌دانستم پسرم حافظ قرآن بوده و به نام و نشان همیشه زنده‌اش افتخار می‌کنم.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین