روایت برادر جانفدای ایران شهیده «فاطمه موحدان» از شب حادثه+ فیلم

 همزمان با شب ولادت امام رضا (ع)، حادثه‌ای تلخ برای خانواده موحدان رقم خورد و یزد را در شوکی بزرگ فروبرد. حادثه انحراف اتومبیلی از خیابان به پیاده راه که منجر به شهادت فرزند سوم خانواده و جانباری مادر و دو دختر دیگر شد.
کد خبر: ۸۳۲۹۱۰
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳ - 10May 2026

 علیرضا موحدان، برادر شهیده «فاطمه موحدان» در گفت‌وگو با خبرنگار دفاع‌پرس از یزد؛ همزمان با شب ولادت امام رضا (ع)، حادثه‌ای تلخ برای خانواده موحدان رقم خورد. حادثه انحراف اتومبیلی از خیابان به پیاده راه که منجر به شهادت فرزند سوم خانواده و جانباری مادر و دو دختر دیگر شد. در روایت جزئیات این اتفاق علیرضا موحدان اظهار داشت: ما در این ایام هر شب در یک محله‌ای برای تجمع و پرچم‌گردانی شرکت می کردیم و ترجیح هم بر این بود که در جاهایی که تجمع ها کوچکتر است حاضر شویم.

 

دفاع پرس یزد

وی ادامه داد: شب ولادت امام رضا بود و خانواده گفتند به یک محل جدید برویم که نهایتا پیشنهاد بلوار آیت الله خامنه‌ای مطرح شد که موکبی در نزدیکی مدرسه سما که خواهرم در آنجا تحصیل می‌کرد پیشنهاد شد.

برادر شهیده موحدان افزود: «فضا مثل شب‌های دیگر بود. خانواده‌ها کنار هم ایستاده بودند، پرچم و موکب برپا بود. دعای توسل خوانده شد و ساعت ۱۱ شب من شروع کردم به جمع‌آوری موکب و کمک به خادمان خانواده‌ام هم آنجا بودند.

علیرضا موحدان خاطرنشان کرد: ساعت ۱۱:۱۴ دقیقه برگشتم پیش خانواده. ابتدا خواهرم فاطمه (شهیده) ایستاده بود، بعدمن و سپس خواهر بزرگ‌ترم خدا خواست که خواهر کوچک‌ترم روی سنگ جدول بنشیند.  به مادرم گفتم: اگر صلاح می‌دانید برویم، ساعت حدود یازده و ربع شب است.

لحظه تصادف و نجات معجزه‌آسا

این برادر شهیده در توصیف لحظه حادثه گفت: همین که خواستیم حرکت کنیم، ناگهان صدای جیغی شنیدم و دیگر متوجه چیزی نشدم. خودرویی به من زد. از جایی که ایستاده بودم تا جایی که روی زمین افتادم، حداقل سه یا چهار متر فاصله بود. و خواهر شهیده ام پس از اصابت به شیشه‌ها اتومبیل روی سقف پرت شد و خودم روی کاپوت ماشین افتادم که در فیلم حادثه کاملاً مشخص است.

وی با تأکید بر لطف الهی اظهار داشت: خدا خواست که من در آن تصادف کوچک‌ترین شکستگی نداشته باشم.

موحدان در پایان خاطرنشان کرد: در زندگی هیچ وقت به خواهرهایم حسادت نکردم اما تنها جایی که واقعاً غبطه خوردم به خواهر شهیده ام بود چون خیلی عاشق شهادتم  وقتی خبر شهادت خواهرم فاطمه را به من دادند. همان جا گفتم: کلک گوی سبقت را ربودی.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین