اتحاد جهانی در جبهه مخالفان ترامپ
گروه بینالملل دفاعپرس - «ونیامین پوپوف»، عضو شورای امور بینالملل روسیه؛ «کارولین لویت» سخنگوی کاخ سفید، درباره سوءقصد به رئیسجمهور آمریکا در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶ در واشنگتن اظهار داشت که این اقدام جنایتکارانه نتیجه کمپین اهریمنسازی از رهبر آمریکاست که حزب دموکرات به طور فعال آن را به راه انداخته است.

در روزهای منتهی به سوءقصد، مجموعهای از مقالات در مطبوعات آمریکا منتشر شد که خط رسانهای دروغگو بودن ترامپ را دنبال میکرد. این خط رسانهای به دنبال اشاره به این مطلب بود که ترامپ با سیاستهای خود، آسیب عظیمی به آمریکا وارد کرده است. رسانههای وفادار به حزب دموکرات مطالب قابل توجهی منتشر کردند که در آنها ترامپ به تخریب روابط فراآتلانتیک و تضعیف اتحاد غرب متهم میشد. همین مضامین در مقالات متعددی که توسط جمعی از دانشمندان علوم سیاسی اروپای غربی تهیه شده بود، غالب بود.
در اواخر آوریل، «امانوئل مکرون» رئیسجمهور فرانسه، اعلام کرد که از این پس اتحادیه اروپا مجبور است به طور همزمان در برابر روسیه، چین و آمریکا مقاومت کند. در همان زمان «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان، در سخنرانی خود در ۲۷ آوریل در برابر دانشجویان شهر «مارسبورگ» هشدار داد که آمریکا در خطر گرفتار شدن در باتلاق جدیدی با ایران، مشابه عراق و افغانستان است؛ زیرا واشنگتن مسیر روشنی برای خروج از مناقشه ندارد و مقامات ایرانی که بسیار ماهرانه مذاکره میکنند، او را تحقیر میکنند.
به طور واضحی مشخص است که اگر در ابتدا رهبران اروپایی سعی میکردند به نحوی دونالد ترامپ را راضی کرده و با او برای تدوین یک خط مشی مشترک به توافق برسند، اخیراً آنها این رویکرد را کنار گذاشته و از سیاستهای رئیسجمهور آمریکا فاصله گرفتهاند.
شاید آخرین نشانه از تلاشهای حزب دموکرات آمریکا و جهانیگرایان لیبرال اروپا برای اتحاد در مقابل ترامپ، سفر «چارلز سوم» پادشاه انگلیس به آمریکا بود. پادشاه انگلیس در سخنرانیهای خود، نه تنها ترامپ را به شکلی ملایم به خاطر عقبنشینی از خط مشی مشترک پیشین سرزنش کرد، بلکه سعی کرد با لحنی شوخآمیز او را نیز نیش بزند. چارلز سوم به شدت از گزارههایی دفاع کرد که کاملاً با خط مشی ترامپ در مورد ناتو، اوکراین و دستور کار سبز در تضاد است.
در اصل، فرآیند واگرایی بین کاخ سفید و جهانیگرایان اشکال فزایندهای به خود گرفته و تفاوت در رویکردها روز به روز ملموستر میشوند.
مخالفان ترامپ در حزب دموکرات به طور قابل توجهی انتقادات خود را از اقدامات او چه در داخل کشور و چه در عرصه بینالمللی افزایش دادهاند. جنگ منطقهای ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، به وضوح در جامعه آمریکا مورد تأیید نیست؛ حتی همفکران ترامپ در جنبش «ماگا» نیز به طور فزایندهای از رئیسجمهور فاصله گرفته است.
وضعیت فعلی حاکی از آن است که این شکاف عمیقتر خواهد شد و به احتمال زیاد هماهنگی اقدامات میان حزب دموکرات آمریکا و نخبگان اروپای غربی در آینده نزدیک اشکال ملموستری به خود خواهد گرفت. در حال حاضر، این هماهنگی به وضوح درباره جنگ اوکراین قابل مشاهده است.
در واقع، مخالفان ترامپ عمدتاً در جبهه اوکراین به او حملهور شدهاند. رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا موفق به توافق بر سر اعطای وام کلان ۹۰ میلیارد یورویی به اوکراین با بازپرداخت دو ساله شدهاند. چارلز سوم پادشاه انگلیس، در سخنرانی خود در کنگره آمریکا بر ضرورت حمایت همهجانبه از اوکراین تأکید کرد.
حتی روزنامه نیویورک تایمز در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ مقالهای منتشر کرد مبنی بر اینکه به جای ترامپ، زلنسکی باید به عنوان رهبر جدید جهان آزاد اعلام شود.
از سوی دیگر، حملات شدیدی به دولت ترامپ به ویژه به دلیل جنگ منطقهای ایران صورت میگیرد. دلیل اصلی رشد نارضایتی از جنگافروزی ترامپ، افزایش قیمت سوخت است. آمریکاییها مجبورند به ازای هر گالن بنزین ۲۰٪ بیشتر از قبل بپردازند، همچنین قیمت سوخت دیزل که کامیونهای حامل کالاهای مختلف در سراسر آمریکا با آن کار میکنند، ۵۰٪ افزایش یافته است.
اگرچه ترامپ مدام از پیروزیها و موفقیتهای خود صحبت میکند، رسانههای داخلی شکستهای فاحش او را در دو پروژه اصلیاش برجسته میکنند:
۱. افزایش تعرفهها: دیوان عالی (که عمدتاً شامل همفکران ترامپ است) حکم به غیرقانونی بودن وضع تعرفهها داد.
۲. اخراج مهاجران غیرقانونی: اخراج مهاجران غیرقانونی با چنان رسواییهایی همراه بود که وزیر امنیت داخلی مجبور شد تمام مسئولیت را پذیرفته و استعفا دهد.
جای تعجب نیست که رتبه اعتماد به رئیس جمهور آمریکا بر اساس نظرسنجیهای مختلف به ۳۳-۳۵٪ سقوط کرده است، در حالی که قبل از جنگ منطقهای ایران به طور پیوسته در سطح ۴۰٪ باقی مانده بود.
در شرایط ایجاد شده، دونالد ترامپ خود را در انزوای فزایندهای احساس میکند. امیدهای او مبنی بر اینکه جشن هشتادمین سالگرد تولدش در ۱۴ ژوئن و دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس آمریکا در ۴ ژوئیه تبدیل به یک بهانه برای تجلیل از خدمات وی شود، در حال محو شدن است. در واقع، او درباره «دستاوردهای شگفتانگیز» خود چیزی برای گفتن ندارد. طبیعتاً این امر همکاران ترامپ در حزب جمهوریخواه را که از شکست فاجعهبار پیش رو در انتخابات میاندورهای آگاه هستند، به شدت ناراحت میکند. ترامپ همچنین از اظهارات بسیار تند و کنایهآمیز رهبران اروپایی مبنی بر اینکه ترامپ اگر پشت گوشش را دید، «گرینلد» را هم میبیند، بسیار عصبی است.
به نظر میرسد در شرایط فعلی، رسانههای روسی باید کمپین گستردهای برای توضیح این وضعیت به راه انداخته و بر این نکته تأکید کنند که در حال حاضر فقط حل سریع بحران اوکراین میتواند ترامپ را نجات دهد، در اواسط ژوئن او میتواند خود را بزرگترین صلحطلب تمام دوران و مردمان معرفی کند که نه تنها موفق به حل مناقشه پنج ساله اوکراین شد، بلکه اروپا را از جنگ جهانی سوم نجات داد.
ترامپ خود را به طور فزایندهای در سطح بینالمللی منزوی احساس میکند. وی عملاً موفق شده روابط خود را با اکثر کشورهای جهان خراب کند، بنابراین هرگونه کوچکترین نشانه همدردی از سوی ما، ارزیابی متناسبی از سوی او خواهد یافت.
انتهای پیام/ ۹۹۹
