دلنوشته/

از دل دریا در ناو دنا تا ملاقات خدا، روایت دیدار با خانواده شهید «یونس نظرزاده»

مادر شهید از همان ابتدا اشک ریخت و می‌گفت؛ افتخار می‌کنم که در راه وطنش شهید شده، اما دلتنگش هستم و گمان می‌کنم هنوز زنده و در دل دریاست و ماموریت رفته است.  
کد خبر: ۸۳۳۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۲ - 10May 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان شمالی، «مرضیه مهرتاش» امور فرهنگی اداره کل پزشکی قانونی خراسان شمالی؛ شامگاه دوشنبه ١٤ اردیبهشت منزل شهید جوان ناو دنا میزبان مدیرکل و جمعی از مسئولان استان بود. پدر شهید به استقبالمان آمد و پس از او مادر شهید و خواهر‌ها و برادرش؛ همگی جوان. 


 
شهید نظرزاده

دیدار را با نثار فاتحه برای شادی روح شهید آغاز کردیم و در ادامه پدر شهید پسرش را به ما معرفی کرد: فرزند اول خانواده، جوانی اهل ورزش و پرانرژی، مومن و متعهد که پس از گذراندن دوره‌های آموزشی در شمال ایران، در سومین ماموریتش به شهادت رسید. 

من در کنار مادر و خواهرانش نشسته بودم. مادرش از همان ابتدا اشک ریخت و از سختی تحمل داغش و بیخوابی‌های شبانه اش پس از شنیدن خبر شهادت پسرش گفت. 
می‌گفت افتخار می‌کنم که در راه وطنش شهید شده، اما دلتنگش هستم و گمان می‌کنم هنوز زنده است و در دل دریاست و ماموریت رفته.

شهید نظرزاده

مادر، تسلیم اراده خدا بود و می‌گفت خدا داده و خدا گرفته، اما دلم برای مهربانی هایش تنگ می‌شود. همیشه نگران سلامتی من بود و در ایام مرخصی اجازه نمی‌داد خواهرانش در خانه کار کنند و می‌گفت بگذار آنها به درسهایشان برسند. قرار بود اینبار که برای عید نوروز مرخصی بیاید برایش آستین بالا بزند و همسرش را انتخاب کند.

مادر در ادامه خاطره‌ای بسیار تامل برانگیز برایم تعریف کرد. گفت یونس که دو ساله بود در نزدیکی تهران زندگی می‌کردیم. یک روز به دنبال شیشه شیرش که در جوی آب افتاده بود رفت و در جوی آب افتاد. به دلیل سرعت بالای آب خیلی سریع کودک از من جدا شد و گم شد. تا دو شبانه روز پیدا نشد تا اینکه بعد از دو روز یک نفر در منزل ما را زد و یونس را در حالی که در سلامت کامل بود به آغوش من سپرد!

دوباره اشک ریخت و گفت: تقدیر و حکمت خداوند بود که آن روز او را به من برگرداند، اما اینبار با اینهمه خاطره و غم سنگین و البته با افتخار از من بگیرد.

ترکیبی از اشک و افتخار، سوز دل و غرور اینکه فرزندشان در راه وطن از دست رفته همه ما را متأثر کرد و در حالی که تصویر خندان شهید رشید در لوح دلمان حک شد خانه شهید را ترک کردیم.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین