بازتاب سیلی محکم نیروهای مسلح ایران در روابط دو جنایتکار جنگی

نتانیاهو، رئیس‌جمهور آمریکا را متقاعد کرد که تنها راه مهار ایران، اقدام نظامی است؛ اما تحولات میدانی خلاف این محاسبات را ثابت کرد و ایران توانست به پایگاه‌های آمریکا و متحدانش در خلیج فارس ضربات محکمی بزند، تنگه هرمز را ببندد و شوک بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کند.
کد خبر: ۸۳۳۱۹۱
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۵ - 12May 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: بنیامین نتانیاهو پس از هفته‌ها سکوت معنادار درباره جنگ ایران، سرانجام با انتشار یک پیام ویدیویی تلاش کرد، تصویری از هماهنگی کامل خود با ترامپ ارائه دهد. ادعایی که بیش از آنکه آرامش‌بخش باشد، موج تازه‌ای از تردید‌ها را در اسرائیل و محافل سیاسی آمریکا برانگیخت.

ترامپ و نتانیاهو

نخست‌وزیر اسرائیل در این ویدیو تأکید کرد که «تقریباً هر روز» با رئیس‌جمهور آمریکا در تماس است و میان دو طرف «هماهنگی کامل» وجود دارد؛ اما همین اصرار غیرمعمول، از نگاه بسیاری از ناظران، نشانه‌ای از بحران پنهان در روابط واشنگتن و تل‌آویو تلقی شد.

در هفته‌های اخیر، رسانه‌های اسرائیلی بار‌ها گزارش داده بودند که دولت نتانیاهو عملا از روند مذاکرات غیررسمی برای پایان دادن به جنگ کنار گذاشته شده و حتی در جریان گفت‌و‌گو‌های صلحی که با میانجی‌گری پاکستان دنبال می‌شود نیز نقش مستقیمی ندارد. این وضعیت، تردید‌ها درباره میزان نفوذ واقعی نتانیاهو بر تصمیمات کاخ سفید را افزایش داده است؛ به‌ویژه در شرایطی که جنگ نه‌تنها به اهداف اولیه خود نرسیده، بلکه به بحرانی منطقه‌ای و اقتصادی تبدیل شده است.

«دالیا شایندلین» تحلیلگر اسرائیلی-آمریکایی، معتقد است حجم بالای تاکید نتانیاهو بر «عالی بودن روابط» دقیقا مبین تنشی آشکار است. به گفته وی روند جنگ «تقریبا از همه جنبه‌ها برخلاف اهداف اولیه پیش رفته» و همین موضوع شکاف میان این دو را آشکارتر کرده است.

ترامپ و نتانیاهو طی سال‌های گذشته همواره تصویری پوپولیستی از خود ساخته‌اند و با تضعیف قواعد سنتی سیاست داخلی، ساختار‌های قدرت را به نفع خود بازتعریف کرده‌اند. اما اکنون همین اتحاد سیاسی، آنها را در جنگی گرفتار کرده که هزینه‌هایش فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه بوده است. از زمان آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، سرنوشت سیاسی دو طرف به‌گونه‌ای به یکدیگر گره خورده که عقب‌نشینی برای هر دو دشوار شده است.

نتانیاهو سال‌ها تلاش کرد روسای جمهور آمریکا را متقاعد کند که تنها راه مهار جمهوری اسلامی، اقدام نظامی است. وی حتی برای تخریب برجام که مهم‌ترین دستاورد سیاست خارجی باراک اوباما محسوب می‌شد، مستقیما در سیاست داخلی و خارجی آمریکا دخالت کرد. با این حال خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ که با فشار و تشویق نتانیاهو انجام شد، نه‌تنها برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نکرد، بلکه به گسترش ذخایر اورانیوم غنی‌شده تهران انجامید.

بر اساس آمار‌های منتشرنشده، ایران در سال‌های بعد بیش از ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا ذخیره کرد؛ موادی که برای ساخت حدود دوازده کلاهک هسته‌ای کافی است. به این ترتیب، همان برنامۀ هسته‌ای که خروج از برجام به تحریک نتانیاهو قرار بود متوقف کند، نه تنها متوقف نشد، بلکه شتاب بیشتری گرفت.

گزارش‌های متعدد رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد نتانیاهو در ماه‌های اخیر بار دیگر نقش مهمی در متقاعد کردن ترامپ برای ورود به جنگ ایفا کرده است. وی با استناد به عملیات موفق آمریکا در ونزوئلا و انتقال ناگهانی نیکلاس مادورو، تلاش کرد این تصور را ایجاد کند که تغییر رژیم در ایران نیز می‌تواند سریع، کم‌هزینه و موفق باشد.

«آلون پینکاس»، دیپلمات پیشین اسرائیل، می‌گوید نتانیاهو با استفاده از داده‌های اطلاعاتی و همراهی رئیس موساد، تصویری از ایران ارائه داد که در آستانه فروپاشی قرار دارد؛ اقتصادی بحران‌زده، جامعه‌ای آماده شورش و سپاه پاسدارانی که توان واکنش مؤثر ندارند. به گفته وی، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به ترامپ وعده داده بود که جنگ ظرف «سه تا چهار روز» با پیروزی به پایان خواهد رسید.

اما تحولات میدانی خلاف این محاسبات را ثابت کرد. نه حکومت ایران ساقط شد، نه اعتراضات داخلی به شورش فراگیر تبدیل شد و نه نیرو‌های تجزیه‌طلب علیه ایران وارد عمل شدند. در مقابل، ایران توانست به پایگاه‌های آمریکا و متحدانش در خلیج فارس ضربات سنگینی وارد کند، تنگه هرمز را ببندد و شوک بزرگی به اقتصاد جهانی وارد سازد.

همین ناکامی‌ها به‌تدریج باعث فاصله گرفتن ترامپ از نتانیاهو شد. به گفته منابع اسرائیلی، از اواخر مارس نشانه‌های نارضایتی رئیس‌جمهور آمریکا آشکار شد. ترامپ در سخنرانی‌های عمومی خود دیگر نامی از اسرائیل یا نتانیاهو نمی‌برد و هم‌زمان مذاکرات محرمانه میان واشنگتن و تهران با میانجی‌گری پاکستان آغاز شد.

تل‌آویو در این دوره حتی برای اطلاع از جزئیات گفت‌و‌گو‌ها ناچار شد به منابع اطلاعاتی خود متوسل شود. مهم‌تر آنکه در پیش‌نویس توافق اولیه آتش‌بس، خبری از اولولیت بخشیدن به نگرانی‌های اسرائیل یعنی محدودسازی برنامه موشکی ایران یا مهار نیرو‌های نیابتی تهران نبود.

رفتار ترامپ نیز به‌تدریج رنگ انتقاد علنی به خود گرفت. پس از حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی، رئیس‌جمهور آمریکا آشکارا اعلام کرد که به نتانیاهو گفته بود که این کار را نکند. او حتی هشدار داد که اگر اقدامی را نپسندد، دیگر اجازه تکرار آن را نخواهد داد. این لحن، تفاوتی آشکار با حمایت بی‌قیدوشرط گذشته واشنگتن از تل‌آویو داشت.

شکاف میان ترامپ و نتانیاهو زمانی آشکارتر شد که پس از اعلام آتش‌بس، نخست‌وزیر اسرائیل تلاش کرد با تفسیری موسع، لبنان را از شروط آتش‌بس مستثنی کند. ترامپ ابتدا با این تفسیر همراه شد، اما وقتی آتش‌بس در آستانه فروپاشی قرار گرفت، موضع خود را معکوس و اسرائیل را مجبور به تبعیت کامل از مفاد آن کرد.

اکنون، در حالی که آتش‌بس شکننده میان طرف‌ها برقرار شده، نشانه‌ها حاکی از آن است که جنگ ایران نه‌تنها نظم امنیتی غرب آسیا را دگرگون کرده، بلکه اتحاد سیاسی ترامپ و نتانیاهو را نیز وارد مرحله‌ای از بی‌اعتمادی کرده است. اتحادی که روزی بر پایه نمایش قدرت شکل گرفت، اکنون زیر فشار هزینه‌های جنگ و شکست محاسبات اولیه، ترک‌های عمیقی برداشته است.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین