زلزله در درون؛ چگونه «ما» طوفان را تغییر دادیم
گروه استانهای دفاعپرس- «سیده معصومه حسینی»؛ بیش از هفتاد شب پیش، کسی فکرش را نمیکرد این خیابانها دردست ما آرام بماند. نقشه را کامل کشیده بودند: از بیرون آتش، از درون فتنه، از رسانهها ترس. دنیا نشسته بود تماشا کند که این ملت، طبق قاعده فروبپاشد. اما یک «قاعده» را از قلم انداخته بودند؛ قاعدهای که نه در اتاق فکرشان، که در سنتهای الهی نوشته شده بود.

زلزلهای از جنس اراده
قرآن یک قانون بیتخلف دارد. جملهای که هم هشدار است، هم نسخه نجات: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱). خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه خودشان آنچه را در درونشان است تغییر دهند.
این آیه یک «اگرِ» بزرگ دارد. خداوند تغییر را مشروط کرده. نمیگوید «اگر دعا کنید تغییر میدهم.» نمیگوید «اگر مظلوم باشید تغییر میدهم.» میگوید: اگر شما تغییر کنید، من تغییر میدهم. این یعنی شروع همه تحولات، نه در عرش، که در نفس خودِ ماست.
تاریخ قرآن پر است از این نمونهها. بنیاسرائیل را ببین. سالها زیر شکنجه فرعون بودند، دعا میکردند، ناله میکردند، اما تا وقتی از درون تغییر نکردند، خدا گشایش را نیاورد. تا اینکه به رهبری حضرت موسی (ع)، تصمیم به خروج گرفتند. همین که «حرکت» کردند، دریا شکافت. نفرمود: «بایستید تا دریا بشکافد.» حرکت کردند به سمت دریا بعد فرمود: «عصایت را بزن، بعدِ آن، دریا میشکافد.» اول اقدام، بعد امداد.
تغییر سرنوشت قوم عاد و ثمود و سبا هم شنیدنی است
این همان نقطهای است که تحلیلگران دشمن از فهمش عاجزند. آنها «قدرت سخت» میفهمند؛ موشک، دلار، رسانه، عملیات روانی. اما نمیفهمند که در قاموس خدا، موتور تاریخ، «تحول درونی» یک ملت است. ملتی که تصمیم بگیرد بایستد، اول در درون خودش طوفانی به پا میکند، بعد این طوفان، همه معادلات بیرونی را به هم میریزد.
بیش از هفتاد شب پیش، دقیقاً همین اتفاق افتاد. ترسها ریخت؛ محاسبهها عوض شد؛ آدمهایی که فکر میکردند فقط باید نشست و دعا کرد، بلند شدند و آمدند وسط خیابان. نگفتند «خدا خودش درست میکند.» گفتند «خدا از ما شروع میخواهد، پس شروع میکنیم.» و همین «تغییر ما بأنفسهم» بود که ورق را برگرداند.
اما نکته مهم اینجاست: سُنَّتِ تغییر، یک بار مصرف نیست. هر شب باید این «تغییر درون» را تازه کنیم. چون دشمن روی نقطه مقابل آن سرمایهگذاری کرده: رخوت، عادت و فرسایش.
هر شب که میگذرد، یک صدا در گوشمان زمزمه میکند: «تا همینجا کافی بود، برگرد خانه.» این صدا، ترجمهی همان چیزی است که قرآن از آن نهی میکند: بازگشت به وضع سابق، بازگشت به «ما بأنفسهم»ی که تغییر نکرده بود.
پس امشب، قبل از هر کاری، از خودت بپرس: «من در درونم چه چیزی را تغییر دادهام که حالا وسط این خیابان ایستادهام؟» اگر جواب این سؤال برایت روشن باشد، خستگی امشب، زهر فردا صبح دشمن خواهد شد.
در پایان باید گفت: خداوند وعده داده که اگر ملتی از درون منقلب شود، سرنوشتش را عوض میکند. این یک سنت تاریخی است، نه یک شعار و شعر حماسی. بنیاسرائیل وقتی تغییر کردند، فرعون با آن همه قدرت غرق شد. ما هم انقلاب درونی را هفتاد شب پیش شروع کردیم. حالا باید ثابت کنیم که این زلزله، یک پسلرزه زودگذر نبوده؛ بلکه یک گسل فعال است که هر شب، نقشه دشمن را ویران میکند.
از من و تو شروع شد. با ما ادامه پیدا میکند. پس «ما بأنفسهم» را امشب هم تازه کنیم. خدا پای حرفش ایستاده؛ ما چطور؟!
انتهای پیام/
