از دل مردم؛ سنت الهیِ رویش رهبر
گروه استانهای دفاعپرس_«سیده معصومه حسینی»؛ جنگ که از راه میرسد فقط گلوله و آتش نیست، بارِ روانی که بر جامعه وارد میشود بُعد مهم ماجراست، هفته اول جنگ را به یاد آور. دشمن از بیرون میکوبید، صدای فتنه از درون به گوش میرسید، همه منتظر پیام اماممان بودیم برای آرامش قلبمان، ناگاه خبر شهادت رهبر انقلاب، شوکی سنگین را به ملت وارد کرد، جهان تماشا میکرد و تحلیل مینوشت: «تمام شد. ملتی که رهبر و فرمانده ندارد، در طوفان دوام نمیآورد.» روزهای سرنوشتسازی در پیش بود؛ و درست در همان روزها، سنتی از سنتهای خدا جاری شد که دشمن از آن بیخبر بود؛ سنت رویش رهبر از دل مردمِ بهپاخاسته.

وقتی خدا از میان خودِ ما، سکاندار برمیگزیند
قرآن یک قاعده دارد: رهبریِ الهی، از جنس خودِ مردم است. این قاعده را هم درباره پیامبران میبینیم، هم درباره غیر پیامبران.
درباره پیامبر اعظم (ص) میفرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ» (جمعه: ۲). او کسی است که از میان تودههای مردم، رسولی از خودشان برانگیخت. «مِنْهُمْ» یعنی از جنس خودشان؛ با همان زبان، همان درد، همان فهم. این «بعثت» مخصوص انبیاست و تکرار نمیشود. اما روح این قاعده، یعنی «برگزیدن از متن مردم»، یک سنت جاری است.
در مورد غیر پیامبر شاهد مثالش داستان طالوت است. بنیاسرائیل بعد از سالها ذلت، نزد پیامبرشان رفتند و گفتند: «ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (بقره: ۲۴۶)؛ برای ما فرماندهای برانگیز تا در راه خدا بجنگیم. آنها خواستند. به پا خاستند. آمادگی نشان دادند. خدا چه کرد؟ طالوت را برگزید؛ یک فرمانده از میان خودشان. قرآن با دقت نقل میکند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ» (بقره: ۲۴۷). خدا او را بر شما برگزید و تواناییاش بخشید. کلمه کلیدی اینجاست: «اصطفاه». طالوت پیامبر نبود، یک انسان ساده از جنس مردم بود، اما خدا به عنوان رهبر و فرمانده برای امت «برگزیدش».
این همان سنت الهی است: هرگاه ملتی به پا خیزد و شایستگی نشان دهد، خدا از میان خودشان، همترازشان را به رهبری برمیگزیند. این رهبریِ نو، «بعثت نبوی» نیست، اما از تبار آن است؛ چرا که حرکت حزبالله هرگاه به سمت الله ثابت شود خداوند این جریان را تنها نخواهد گذاشت و حرکت به سمت خودش را بدون راهبر قرار نخواهد داد.
حالا به خیابان خودمان نگاه کنیم
در تلخترین و بیسرپناهترین لحظات، مردم ما خودشان «مبعوث» شدند. بصیرانه ریختند به خیابانها. محله به محله را سامان دادند. نقش رهبری را یک هفته تمام بر دوش کشیدند. کسی منتظر نماند. مردم ایستادند تا خدا دید این ملت تغییر کرده و حرکتش در مسیر الله بدون رهبر ثابت مانده، درست بعد از یک هفته ایستادگیِ بیناخدا، سنت «اصطفاء» جاری شد. از میان همین مردمِ بهپاخاسته، رهبری همتراز این ملتِ ایستاده برانگیخته شد. دشمن منتظر بود ملتِ بیرهبر پراکنده شود یا رهبری غیر الهی را با نفوذش منصوب کند، غافل از اینکه خدا، سرِ این ملت را از گردن خودش میرویاند نه از جنس دیگر دقیقا از جنس خودشان.
اما این سنت یک روی مسئولیتآور هم دارد: نعمتی که از دل این سنت بر ما ارزانی شده هم شکر نعمت میخواهد هم تبعیت و اطلاعت هم حفظ تراز خودمان تا رهبری که خداوند هم تراز ما برگزید برای اعتلای دین خدا و برپایی حکومت صالحان در عالم برای ما بماند.
پس امشب، مثل همه این شبها در دل میدان در کف خیابان بصیرتت را دوباره مرور کن. همان بصیرتی که یک هفته خیابان را بدون امام امت، رهبری کرد، ببین آن بصیرت که باعث بعثت مردم شده هنوز در دلت با همان طراوت زنده است.
انتهای پیام/
