چالشهای «آسهآن» برای حفظ نظم آسیا-اقیانوسیه در جنگ جهانی سوم
گروه بینالملل دفاعپرس - «گئورگی تولورایا» دکترای علوم اقتصادی و رئیس مرکز راهبرد روسیه در آسیا؛ در آستانه پنجمین نشست سران «روسیه» و «آسهآن» که در ۲۷ الی ۲۹ خرداد در «کازان» برگزار میشود و به سی و پنجمین سالگرد برقراری روابط گفتگوی دو طرف اختصاص دارد، مناسب است به موقعیت و نقش کشورهای جنوب شرق آسیا در شرایط تحول ژئوپلیتیک جهانی بپردازیم. پایان یافتن ظرفیتهای نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه سلطه غرب استوار بود، وضعیتی از «هرج و مرج جهانی» را رقم زده است. در این شرایط، کشورهای منطقه «آسیا-اقیانوسیه» به طرز فزایندهای خطر سرریز مناقشات از سایر نقاط جهان را احساس میکنند.

نشستهای اخیر کارشناسی در کشورهای آسهآن، به ویژه هجدهمین نشست کارشناسان و شخصیتهای برجسته مجمع منطقهای آسهآن در «کوالالامپور» و همچنین تماسها و گفتوگوها در پایتختهای آسیایی، نشان از رشد چنین نگرانیهایی دارد که سیاستمداران روس نیز باید آنها را مد نظر قرار دهند.
سه روند مخرب تأثیرگذار بر منطقه وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد:
۱. وضعیت دوقطبی شدید بین «واشنگتن» و «پکن» که مکانیسمهای فراگیر را که طی دههها ساخته شده بود، شکسته است.
۲. پدیده «از دست رفتن نمایندگی» کشورهای متوسط و کوچک؛ ما شاهد فرسایش خطرناک «مرکزیت آسهآن» هستیم، در این سازمان، به جای ساختارهای باز، بلوکهای بسته و انحصاری جایگزین شدهاند.
۳. «جبهههای دیجیتال» جدید در کنار کانونهای سنتی تنش که چالش جدیدی را برای آسهآن به وجود میآورد.
چرخش کنونی روسیه به شرق و تأکید بر تعامل با «اکثریت جهانی»، بحث در مورد محتوای مفهومی این واژهها را تشدید کرده است. در داخل جنوب و شرق آسیا، تقسیم روشنی از نقشها و وظایف وجود دارد. اختلاف مفهومی بین اصطلاحات منطقه آسیا-اقیانوسیه و منطقه هند-اقیانوسیه نه ماهیتی صرفا زبانی، بلکه ماهیتی بنیادین و ژئوپلیتیکی دارد.
منطقه «آسیا اقیانوسیه» به لحاظ تاریخی بر گشودگی، برابری همه اعضا از جمله روسیه و چین، اتکا به حقوق بینالملل و مکانیسمهای مبتنی بر اجماع دلالت دارد.
غربیها هرگونه تلاش برای همکاری چندجانبه خارج از چارچوب نهادهای غربی را مخرب تفسیر میکنند. مفهوم «رشد تهدید از سوی دولتهای اقتدارگرا» به عنوان پایهای برای تحکیم ساختارهای انحصاری استفاده میشود. در برخی مجامع غربمحور، حتی بحث ایجاد یک سازمان بیندولتی در منطقه هند-اقیانوسیه مطرح شده است؛ چه به عنوان شعبهای از ناتو و چه به عنوان یک سازمان مستقل برای مبارزه با کشورهای چین، روسیه، ایران، کره شمالی و سایر دولتهای «تجدیدنظرطلب»؛ این سازمان، علاوه بر آمریکا، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند، میتواند شامل فیلیپین و سایر کشورهای منطقه هند-اقیانوسیه نیز باشد.
نکته قابل بررسی دیگر این است که همه این تحولات چگونه بر منطقهای که تاکنون آرامترین و از نظر اقتصادی پویاترین منطقه است تأثیر میگذارد؟ پیشتر مفهوم «آسیای مرکزی» مطرح شده بود؛ این منطقه تا حدی مبتنی بر ارزشهای کنفوسیوسی-بودایی است که هویت «آسیای زرد» را شکل داده است. این منطقه با انسجام تاریخی و سرنوشت مشترک شناخته میشود.
ما این منطقه را «کمربند» منطقه آسیا-اقیانوسیه، فضای هند-اقیانوسیه و بخش شرقی اوراسیا مینامیم، زیرا در مرکز زنجیرهای قرار دارد که غرب آسیا، اروپا، آمریکا را به سایر مراکز اقتصادی جهان متصل میکند.
مفهوم «آسیای مرکزی» ممکن است برای کشورهای آسهآن مناسبتر از ایده «جنوب شرق آسیای دریایی» باشد. بر اساس چنین مفهومی، امنیت در آسیا باید در درجه اول دغدغه کشورهای مستقر در این منطقه باشد، نه قدرتهای خارجی. سایر کشورهای عضو منطقه آسیا-اقیانوسیه همچون آمریکا، روسیه، هند، استرالیا و ... شرکای خارجی «آسیای مرکزی» هستند.
این منطقه است که اکنون به عنوان «قلب» تپنده تولید جهانی باقی مانده و این منطقه است که از ضربات ناشی از شوکهای ژئواکونومیکی، از جمله جنگ منطقهای ایران، آسیب میبیند. اما این فقط پژواک منطقهای جنگ اوکراین یا جنگ منطقهای ایران نیست، بلکه مقاومت سیستماتیک غرب در برابر نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور است که در واقع، عنصری از یک جنگ جهانی سوم ترکیبی است.
رقابت آمریکا و چین امروز نه تنها یک عامل زمینهای، بلکه یک محور ساختاری است که کل معماری امنیتی در منطقه را تعیین میکند. برای آسهآن، این رقابت از طریق یک بحران نهادی و وجودی عمیق بازتاب مییابد.
چالش اصلی برای آسهآن، تخریب مدل فراگیر امنیت بوده است که همواره در آن آسهآن نقش یک میانجی خنثی را ایفا میکرد. اما اکنون رقابت آمریکا و چین گرههای محلی موجود را تشدید کرده است:
واشنگتن در دریای جنوبی چین از اختلافات به عنوان اهرمی برای کشاندن کشورهای آسهآن به ائتلافهای ضد چینی استفاده میکند، هرگونه تنش در نقاط میانمار و تایوان از تنش منطقهای فراتر رفته و ابعادی جهانی به خود گرفته که این مطلب حل این مناقشات را غیرممکن کرده است.
تقابل پکن و واشنگتن مستقیماً به پایههای اقتصادی آسهآن ضربه میزند. جنگ تعرفهای و اقدامات خودسرانه آمریکا و استفاده آنها از مکانیسمهای تحریمی، فضای هرج و مرج را در اقتصاد منطقهای ایجاد میکند.
تجزیه دیجیتال، جنگهای فناوری بر سر استانداردها و هوش مصنوعی، کنترل بر منابع معدنی، نیمهرساناها و استانداردهای ارتباطی، کشورهای آسهآن را مجبور به تفکر درباره «حاکمیت دیجیتال» میکند. ابتکاراتی مانند موافقتنامه چارچوب اقتصادی دیجیتال تلاشی از سوی آسهآن برای ایجاد فضای امن خود است، با این حال فشار حامیان مفهوم منطقه هند-اقیانوسیه این روند را دشوار میکند.
منطقه توانایی نمایندگی منافع خود را از دست دادهاند. کشورهای کوچک و متوسط به طور فزایندهای در موقعیت ناظران منفعل قرار گرفتهاند، در حالی که قدرتهای بزرگ پشت سر آنها عمل میکنند. کارشناسان محلی اذعان میدارند که «مرکزیت آسهآن» از یک واقعیت سیاسی به یک شکل تشریفاتی تبدیل شده است.
برای حفظ ثبات، آسهآن در اینجا «بازسازی» نهادهای خود را ضروری میداند. وظیفه کلیدی، تبدیل مجمع منطقهای آسهآن از سکویی برای مشورتهای غیرالزامآور به ابزاری برای دیپلماسی واقعی پیشگیرانه است که مستلزم گذار به «مدیریت فرآیندها» است. تحکیم «قدرتهای متوسط» منطقه که قادر به مقابله جمعی با منطق بلوکی و قواعد تحمیلی از خارج باشند، به عنوان عنصری مهم برای حفاظت از حاکمیت تلقی میشود.
روسیه این نگرانیها را درک کرده و از «راه آسهآن» که دیپلماسی نرم و اجماع است حمایت میکند که با وجود انتقادات از ناکارآمدی، همچنان تنها سد در برابر هرج و مرج آشکار در منطقه باقی مانده است. رویکرد روسیه بر مبارزه با «تبعیض بلوکی» و تلاشها برای ترسیم «خطوط جدایی» تأکید دارد. مسکو برخلاف «نظم مبتنی بر قوانین» غربی، مفهوم «چندقطبیت حاکمیتی» را ترویج میکند که مبتنی بر حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل است. «چرخش به شرق» نه به عنوان یک مانور مقطعی، بلکه به عنوان بازگشت روسیه به ذات اوراسیایی خود تفسیر میشود.
روسیه با داشتن تجربه منحصربهفرد در ایجاد امنیت در شرایط فشار تحریمها، میتواند مدل جایگزینی از ثبات را به منطقه ارائه دهد. تعامل ما با چین در حال حاضر نمونهای از «موازنهگری چندجانبه» مؤثر را نشان میدهد. مسکو میتواند و باید تضمینکننده حفظ معماری فراگیر بوده و از ایجاد اتحادهای نظامی بسته در چارچوب رویکرد گسترده به امنیت جامع اوراسیایی جلوگیری کند.
تقویت پیوند آسهآن با «بریکس» و «سازمان همکاری شانگهای» نه فقط گسترش تماسهای دیپلماتیک، بلکه تشکیل «پیکرهبندی جدید امنیتی» در اوراسیای بزرگ است. روسیه میتواند به تأمین حاکمیت انرژی کشورهای منطقه کمک کرده و راهکارهای کاربردی در زمینه امنیت سایبری ارائه دهد که برخلاف پلتفرمهای فناوری غربی، مشروط به شرایط سیاسی نباشند.
منطقه آسیا-اقیانوسیه در حال ورود به مرحله «بیثباتی سرد» است. اثر سرریز تنشها از منطقه خلیج فارس از طریق تهدیدات امنیت انرژی و غذایی به یک عامل خطر واقعی تبدیل میشود. خود کشورهای آسهآن قدرت کمتری برای جلوگیری از این امر دارند.
در افق پنج تا ده ساله، سناریوهای زیر محتمل هستند:
۱- سناریوی «تجزیه بلوکی» با احتمال بالا: در این سناریو؛ آسهآن وحدت خود را از دست داده و به عرصهای برای مناقشات نیابتی تبدیل میشود، اقتصاد منطقه به دلیل جنگهای تعرفهای و تحریمها دچار رکود میشود، مرکزیت آسهآن عملاً ناپدید شده و منطقه به عرصهای برای درگیریهای نظامی مستمر تبدیل میشود. همچنین روسیه شراکت گزینشی خود را با کشورهای خاصی همچون ویتنام، میانمار و لائوس حفظ میکند.
۲- سناریوی «بیطرفی مسلح» با احتمال متوسط: در این سناریو کشورهای آسهآن با موفقیت به عنوان «نیروی سوم» متحد شده و منطقه حاکمیت خود را حفظ میکند، اما به بهای هزینههای عظیم دفاعی و مانور دائمی میان مراکز قدرت.
۳- سناریوی «احیاگری فراگیر»: در این سناریو روسیه و چین با موفقیت از ایجاد بلوکهای بسته جلوگیری کرده و برای حل اختلافات منطقهای همچون دریای جنوبی چین، میانمار و تایلند_کامبوج وارد مرحله گفتگوی نهادی میشوند. در این سناریو روسیه به عنوان «موازنهگر» عمل کرده و حاکمیت فناوری و انرژی منطقه را تأمین میکند.
۴- سناریوی «سنتز اوراسیایی» به عنوان سناریوی بهینه برای روسیه: این سناریو به معنای ادغام تدریجی آسهآن در معماری گسترده امنیت تفکیکناپذیر اوراسیایی و پیوند آسهآن با بریکس است. با تقویت این ساختارها، کشورهای جنوب شرق آسیا از «تروریسم تحریمی» و فشار بلوکی رها میشوند.
در این سناریو، تشکیل هابهای لجستیکی و مالی جدید مستقل از زیرساختهای غربی، جنوب شرق آسیا را به «پناهگاهی آرام» در جهان چندقطبی تبدیل کرده و اوراسیای بزرگ جدیدی شکل میگیرد که در آن منطقه آسیا-اقیانوسیه به جناح شرقی یک سیستم امنیتی تفکیکناپذیر تبدیل میشود.
«چرخش به شرق» روسیه امروز بار مفهومی فزایندهای را حمل میکند که در کشورهای آسیایی «بیطرف» مورد تقاضاست. ما از حق توسعه حاکمیتی حمایت میکنیم، حقی که «آسیای مرکزی» میتواند در آن نقش تعیینکننده ایفا کند.
برای روسیه سودمند نیست که خود را به چین محدود کرده و از نظر اقتصادی و روانی وابسته به آن شود. روسیه مصلحت میداند که «تثبیت سرد» را در روابط با رقبای خود در منطقه آسیا-اقیانوسیه حفظ کرده و همزمان گفتوگو با کشورهای آسهآن را که نسبت به این امر پذیرا هستند را با تمرکز بر پروژههای مشخص در زمینه حاکمیت انرژی، امنیت سایبری و استفاده از مسیر دریایی شمالی پیش ببرد.
وظیفه اصلی، جلوگیری از تبدیل شدن منطقه به عرصه مناقشات نیابتی و حفظ وضعیت «موازنهگر» و ضامن فراگیری است. وظیفه جامعه کارشناسی، ارائه ابزارهای لازم به سیاستمداران برای تعامل مستقیم، با دور زدن کانالهای فوقبوروکراتیزه و مستعد تأثیرات خارجی است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
