سفر ترامپ به چین؛ از ناو هواپیمابر تا ضیافت پکن
گروه بینالملل دفاعپرس - «پیوتر کورتونوف» کارشناس ارشد روابط بینالملل؛ ترامپ در موقعیتی کاملاً غیرعادی وارد چین شد، شاید برای اولین بار است که ترامپ مجبور میشود با یک «خواهش» سفری رسمی به یک کشور «غیردوست» داشته باشد. البته نمیتوان گفت ترامپ از موضع ضعف مفرط به پکن سفر کرده است؛ آمریکا همچنان کلید بسیاری از مسائل راهبردی مهم برای چین را در اختیار دارد. با این حال، موازنه قدرت در مذاکرات طی ماههای اخیر به نفع چین تغییر کرده است، به ویژه در مقایسه با سناریوی پیروزی سریع آمریکا در ایران که واشنگتن تصور میکرد.

در مواجهه با ناکامیها در غرب آسیا، ابراز قدرت در پکن برای ترامپ دشوارتر از چند ماه پیش است. ممکن است این موضوع او را ترغیب کند که حداقل در برخی مسائل راهبردی برای چین، رویکردی نرمتر در پیش گیرد، هرچند نباید انتظار امتیازات بزرگ داشت، زیرا اختلافات کلیدی میان دو کشور به راحتی قابل حل نیست.
پکن پیش از سفر ترامپ، پیامی به واشنگتن فرستاد. حضور «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در پکن درست پیش از ورود ترامپ، نشان میداد که چین هم تمایل و هم توانایی تاثیرگذاری بر مناقشه میان دو کشور را دارد.
در کاخ سفید نیز به خوبی این اطلاع وجود دارد که اقتصاد چین به دلیل ذخایر نفتی و تنوع بخشی به واردات انرژی، همچنان در برابر تبعات انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران مقاوم است، اما در میانمدت و بلندمدت، حتی چین نیز اثرات این انسداد را احساس خواهد کرد؛ بنابراین «شی جین پینگ» نیز خواهان حل بحران ایران است.
البته نباید میزان نفوذ چین بر تهران را بیش از حد برآورد کرد. چین میتواند ایران را به سمت موضعی مصالحهآمیز سوق دهد، اما نمیتواند ایران را مجبور به پذیرش حداکثری خواستههای آمریکا کند. علاوه بر این، اگرچه چین و آمریکا در برخی مسائل مانند بازگشایی تنگه هرمز اشتراک نظر دارند، اما در مواردی دیگر اختلاف نظر دارند. پکن به سختی با درخواست واشنگتن برای خلع سلاح بالستیک و حذف کامل برنامه هستهای ایران موافقت میکند.
از سوی دیگر، ترامپ نیز نمیتواند چین را ترک کند و حل بحران ایران را کاملاً به پکن بسپارد. آمریکا که در جنگ منطقهای ایران بخش قابل توجهی از موقعیت خود را در غرب آسیا از دست داده، نمیتواند اجازه دهد نفوذ چین بر ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر تقویت شود. پکن در طولانی مدت، شهرت خود را به عنوان یک میانجی مسئول نه تنها در غرب آسیا، بلکه فراتر از آن شکل داده است. در شرایط تشدید رقابت جهانی بین چین و آمریکا، ترامپ به سختی میتواند به شی جین پینگ یک پیروزی دیپلماتیک دیگر هدیه دهد. بنابراین، او تلاش خواهد کرد هر توافقی در مورد تنگه هرمز را نتیجه تلاش مشترک دو کشور برای حل یک مشکل جهانی جلوه دهد.
فضای همکاری سازنده در مورد ایران، از هر دو طرف محدود است. چین نمیتواند و نمیخواهد به طور کامل خواستههای آمریکا را برآورده کند و واشنگتن نیز نمیتواند اجازه دهد ناتوانی خود در پایان دادن به جنگی که خود آغاز کرده، بدون مشارکت فعال پکن به تصویر کشیده شود.
اگرچه چین و آمریکا تمایل دارند تنگه هرمز در آینده نزدیک بازگشایی شود، اما فضای مانور محدود است. با این حال، طرفین ممکن است به درک متقابلی دست یابند که به آمریکا اجازه دهد «آبرومندانه» از بحران خارج شود.
علاوه بر بازگشایی تنگه هرمز، تمایل واشنگتن، بینالمللی کردن هرچه بیشتر حل مناقشه غرب آسیاست. تاکنون، هیچ کشوری حاضر به تقسیم بار بازگشایی تنگه هرمز با آمریکا نشده است. واشنگتن عملاً در این مسئله تنها مانده است. حتی یک بیانیه نمادین مشترک بین چین و آمریکا مبنی بر لزوم بازگشایی تنگه، میتواند به برگ برنده دیپلماتیک ترامپ تبدیل شود.
از سوی دیگر، تجربه و نفوذ قابل توجه چین بر ایران و پاکستان میتواند به ازسرگیری روند مذاکره بین واشنگتن و تهران کمک کند. حتی اگر چین نتواند فوراً به توافق نهایی کمک کند، تسهیل مذاکرات و ایجاد زمینه برای اجماع، یک کمک ارزشمند خواهد بود.
با این حال، خواستههای تهران و واشنگتن همچنان کاملاً متضاد است. اما هدف اصلی این دیدار، نه حل مشکلات راهبردی کلیدی، بلکه اثبات این نکته است که حتی در شرایط رقابت، دو ابرقدرت میتوانند نقاط مشترکی پیدا کنند. دستیابی به اتفاق نظر محتاطانه در مورد لزوم حل بحران غرب آسیا، کاملاً با روح و اهداف این نشست همخوانی دارد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
