موازنه شرقی و معماری امنیتی جدید در اوراسیا
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، در شرایطی که غبار مذاکرات «دونالد ترامپ» و «شی جینپینگ» از پکن هنوز زدوده نشده، کرملین اعلام کرد که «ولادیمیر پوتین» رئیسجمهور روسیه در روزهای ۳۰ اردیبهشت تا ۱ خرداد عازم پایتخت چین خواهد شد. این سفر که تنها چند روز پس از خروج رئیسجمهور آمریکا از چین انجام میشود، یک «پیگیری راهبردی» برای سنجش نتایج آن مذاکرات و تثبیت جایگاه روسیه در معادلات جدید جهانی است.

به اعتقاد تحلیلگران، اتحاد اعلامنشده میان پکن و مسکو به عنوان اهرمی برای ایجاد موازنه در برابر هژمونی فراآتلانتیکی واشنگتن عمل میکند.
اصلیترین محور سفر پوتین، ارزیابی جزئیات مذاکرات محرمانه ترامپ و شی است. کرملین عمیقاً نگران این سناریو است که پکن برای دستیابی به امتیازات تجاری یا اقتصادی از سوی کاخ سفید، روسیه را به عنوان یک برگ قربانی پای میز مذاکره بگذارد. این سفر قریبالوقوع، تلاشی برای «خرید امنیت» از پکن است تا اطمینان حاصل شود که هیچ توافقی علیه منافع مسکو پشت درهای بسته صورت نگرفته است.
در سال ۲۰۲۲، شی جینپینگ و پوتین عبارت «دوستی بدون محدودیت» را برای توصیف روابط خود ابداع کردند. پوتین اکنون قصد دارد در جریان این سفر، صحه عملی بر این شعار بگذارد. روسیه در شرایط جنگ فرسایشی در اوکراین و تحریمهای بیسابقه غرب، چین را به عنوان یک «شریک حیاتی» برای بقای اقتصادی و دیپلماتیک خود میبیند.
از سوی دیگر آمارها گویای وابستگی استراتژیک این دو کشور به یکدیگر است: تجارت دوجانبه پکن و مسکو در سال ۲۰۲۳ به رقم بیسابقه ۲۴۰ میلیارد دلار رسید. بیش از ۹۰ درصد تسویهحسابها به ارزهای ملی (یوان و روبل) انجام شده و چین به عنوان خریدار اصلی نفت و گاز روسیه، شریان اقتصادی این کشور را در دست دارد. پوتین برای حفظ این شریان حیاتی، نیازمند دیدارهای منظم و تمدید تعهدات بلندمدت است.
با این حال، همگرایی پوتین و شی فراتر از منافع زودگذر اقتصادی بوده و دو هدف راهبردی بزرگ را دنبال میکند:
۱- ایجاد جهان چندقطبی: هم پوتین و هم شی، حامیان سرسخت نظمی هستند که در آن آمریکا دیگر تنها ابرقدرت بلامنازع نیست. آنان به دنبال جایگزینی نظم «لیبرال-آمریکایی» با مدلی از «موازنه قدرت شرقی» هستند.
۲- تقویت نهادهای رقیب: پکن و مسکو به دنبال تقویت نهادهایی مانند «بریکس» و «سازمان همکاری شانگهای» به عنوان جانشینی برای نهادهای غربی همچون «جی ۷» «ناتو» و ... هستند. انتظار میرود در این سفر، برنامههای عملی برای گسترش این نهادها و پذیرش اعضای جدید نهایی شود.
«کنت والتز»، نظریهپرداز مشهور علوم سیاسی، معتقد است نظام بینالملل دچار هرج و مرج است است و دولتها برای بقا دست به «موازنهسازی» میزنند. سفر پوتین به چین، مصداق عینی این نظریه است.
در حالی که آمریکا به دنبال مهار چین در آسیا و تضعیف روسیه در اروپاست، پوتین و شی دریافتهاند که رقابت با یکدیگر در این مقطع تاریخی، یک باخت کامل برای هر دو خواهد بود. بنابراین، آنها به طور ضمنی موافقت کردهاند که اختلافات خود را به حاشیه رانده و جبههای متحد در برابر واشنگتن تشکیل دهند. حتی چالشهایی مانند نفوذ چین در آسیای مرکزی به عنوان حوزه نفوذ سنتی روسیه به حاشیه رانده شده است تا اتحاد بزرگتر حفظ شود.
در حالی که ناتو مرزهای خود را به سمت شرق گسترش میدهد و آمریکا در جریان جنگ منطقهای ایران و انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران به بنبست خورده است، روسیه و چین در تلاش برای ترسیم «معماری امنیتی جدید در اوراسیا» هستند؛ معماریای که در آن خبری از قواعد آمریکایی نباشد.
سفر قریبالوقوع پوتین به چین صرفاً یک دیدار تشریفاتی نیست بلکه یک عملیات «تثبیت جبهه شرق» در واکنش به تحرکات غرب است. در حالی که اروپا درگیر جنگ و غرب آسیا درگیر بحران است، دو غول شرقی در حال بستن صفوف خود برای ترسیم نقشه جدید جهان هستند. پوتین نه به عنوان یک مهمان معمولی، بلکه به عنوان «رئیس ستاد ائتلاف شرق» راهی پکن میشود تا خط قرمزهای همکاری را دوباره تعریف کند. تحولات این سفر، نه تنها سرنوشت اوکراین، بلکه معادلات قدرت در کل اوراسیا را برای دهه آینده مشخص خواهد کرد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
