چگونگی سوءاستفاده دشمن از فناوری‌های نوین برای ترور

در جنگ‌های جدید، دیگر همیشه نیازی به نفوذ انسانی، شنود تلفن یا رهگیری سیگنال‌های ماهواره‌ای نیست. فناوری‌های نوین شناسایی مبتنی بر هوش مصنوعی، دوربین‌های حرارتی، زوم صوتی و تحلیل تصویری، میدان ترور و عملیات هدفمند را وارد مرحله‌ای تازه کرده‌اند.
کد خبر: ۸۳۴۷۱۳
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۰ - 20May 2026

گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس- شایان میرزایی؛ تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد مفهوم «ترور هدفمند» به‌سرعت در حال تغییر است. اگر در گذشته عملیات‌های اطلاعاتی برای شناسایی یک فرمانده نظامی یا شخصیت سیاسی نیازمند شبکه‌های پیچیده جاسوسی، شنود ارتباطات و نفوذ انسانی بود، امروز بخش مهمی از این فرآیند به فناوری‌هایی واگذار شده است که مبتنی بر هوش مصنوعی، تحلیل داده و سامانه‌های پیشرفته تصویری و صوتی هستند.

0

همین مسئله باعث شده است که در بسیاری از عملیات‌های اخیر، نزدیکان افراد هدف، این پرسش مشترک را مطرح کنند که چگونه ممکن است فردی که از گوشی هوشمند استفاده نمی‌کرد، ارتباطات دیجیتال محدودی داشت و تحت شدیدترین مراقبت‌های حفاظتی قرار داشت، باز هم شناسایی شود؟ پاسخ این پرسش را باید در نسل جدید فناوری‌های ردیابی جست‌و‌جو کرد؛ فناوری‌هایی که دیگر صرفاً وابسته به سیگنال‌های مخابراتی نیستند. در واقع، میدان نبرد مدرن به سمت «ردیابی چندلایه» حرکت کرده است؛ یعنی ترکیب همزمان تصویر، صدا، داده‌های حرارتی، الگو‌های رفتاری و هوش مصنوعی برای شناسایی یک هدف. در این مدل، حتی اگر فرد هیچ ابزار دیجیتالی همراه نداشته باشد، همچنان امکان شناسایی او از طریق صدا و صحبت‌کردن، نحوه حرکت، فرم بدن، الگوی حرارتی و حتی رفتار اطرافیان وجود دارد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این تحول، فناوری موسوم به «زوم صدا» است. این فناوری بر خلاف تصور رایج، صرفاً تقویت ساده صوت نیست؛ بلکه نوعی تمرکز هوشمند روی یک منبع خاص صوتی در میان حجم عظیمی از صدا‌های محیطی است. برای درک بهتر این فناوری، می‌توان آن را شبیه یک دوربین شکاری برای صدا تصور کرد؛ ابزاری که در یک محیط شلوغ، تمام نویز‌های اطراف را حذف کرده و تنها صدای هدف مورد نظر را استخراج می‌کند.

در جنگ‌ها و عملیات‌های امنیتی، چنین قابلیتی اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند. فرض کنید یک فرمانده نظامی در محیطی کاملاً ایزوله و بدون تجهیزات ارتباطی حضور دارد. اگر او صحبت کند، سامانه‌های پیشرفته صوتی می‌توانند صدای او را از فاصله دور دریافت، تحلیل و با نمونه‌های ذخیره‌شده مقایسه کنند. در این حالت، خود صدا به یک «اثر انگشت بیومتریک» تبدیل می‌شود. یکی از ابزار‌های کلیدی در این حوزه، «تلسکوپ صوتی» یا Acoustic Telescope است. این فناوری عملکردی مشابه آنتن‌های ماهواره‌ای دارد و با استفاده از دیش‌های ویژه، امواج صوتی را از فواصل دور جمع‌آوری و متمرکز می‌کند. نتیجه این فرایند، شنیدن واضح صدایی است که در حالت عادی در میان نویز‌های محیطی گم می‌شود.

کاربرد این فناوری صرفاً نظامی نیست. در حوزه محیط‌زیست برای شنیدن صدای پرندگان، در استادیوم‌های ورزشی برای ثبت صدا‌های خاص و در سیستم‌های امنیتی برای شنود محیطی استفاده می‌شود؛ اما در فضای نظامی و اطلاعاتی، تلسکوپ صوتی می‌تواند بخشی از سامانه‌های ردیابی هدف باشد. فناوری مهم دیگر، «میکروفون لیزری» است؛ ابزاری که سال‌ها در ادبیات جاسوسی و امنیتی مطرح بود، اما اکنون بسیار پیشرفته‌تر شده است. عملکرد این فناوری مبتنی بر ارسال پرتو لیزر به یک سطح مانند شیشه پنجره است. ارتعاشات بسیار جزئی ناشی از صدا باعث لرزش سطح می‌شود و سامانه لیزری این لرزش‌ها را به سیگنال صوتی تبدیل می‌کند.

مزیت بزرگ این فناوری آن است که نیازی به نزدیک‌شدن به هدف ندارد. برخی سامانه‌های پیشرفته می‌توانند از فاصله صد‌ها متر تا بیش از یک کیلومتر، صدا‌ها را دریافت و بازسازی کنند. در واقع، دیوار‌ها و پنجره‌ها خود به نوعی «میکروفون ناخواسته» تبدیل می‌شوند. اما فناوری صوتی تنها بخشی از ماجراست. آنچه امروز عملیات‌های مدرن را متحول کرده، ترکیب صدا با فناوری‌های پیشرفته تصویری است. بسیاری از کارشناسان امنیتی معتقدند که «زوم تصویر» حتی از زوم صوتی نیز خطرناک‌تر و مؤثرتر است؛ زیرا برای شناسایی هدف نیازی به صحبت‌کردن یا ارسال سیگنال ندارد.

فناوری زوم تصویر در نسل جدید خود صرفاً بزرگ‌نمایی تصویر نیست. این سامانه‌ها با کمک هوش مصنوعی می‌توانند یک فرد خاص را در میان جمعیت پیدا کنند، چهره او را با بانک‌های اطلاعاتی تطبیق دهند و حتی در صورت تغییر لباس، استفاده از ماسک یا تغییر زاویه دید، همچنان او را ردیابی کنند. یکی از روش‌های اصلی در این حوزه، استفاده از دوربین‌های اپتیکی فوق‌پیشرفته است. دوربین‌های نظامی مدرن دارای زوم‌هایی هستند که می‌توانند از چند کیلومتر دورتر، چهره یا جزئیات هدف را ثبت کنند. در برخی نمونه‌های تجاری نیز امکان خواندن پلاک خودرو از فاصله یک کیلومتری وجود دارد.

اما نقطه تحول اصلی، ورود هوش مصنوعی به این حوزه است. در سامانه‌های جدید، تنها یک دوربین استفاده نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از دوربین‌ها در زوایای مختلف، تصویری سه‌بعدی از محیط ایجاد می‌کنند. سپس الگوریتم‌های هوش مصنوعی با تحلیل داده‌ها، موقعیت دقیق افراد را مشخص و تغییرات رفتاری یا حرکتی را دنبال می‌کنند.

این فناوری به پهپاد‌ها امکان می‌دهد که یک فرد را حتی در محیط‌های شلوغ شهری نیز ردیابی کنند. هوش مصنوعی در اینجا صرفاً چهره را تشخیص نمی‌دهد؛ بلکه الگو‌های حرکتی، فرم بدن، قد، نحوه راه رفتن و ویژگی‌های رفتاری را نیز تحلیل می‌کند. به همین دلیل، تغییر لباس یا پوشاندن چهره همیشه مانع شناسایی نمی‌شود. در کنار این موارد، دوربین‌های حرارتی و چندطیفی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای پیدا کرده‌اند. این سامانه‌ها بر اساس گرمای بدن انسان کار می‌کنند و وابسته به نور محیط نیستند. در نتیجه، در تاریکی مطلق، شرایط مه‌آلود، میان دود و گردوغبار یا حتی پشت برخی پوشش‌های طبیعی نیز قادر به شناسایی افراد هستند.

اهمیت این فناوری‌ها زمانی بیشتر می‌شود که روی پهپاد‌ها نصب شوند. پهپاد‌های مدرن امروز صرفاً ابزار تصویربرداری نیستند؛ بلکه به پلتفرم‌های کامل جمع‌آوری اطلاعات تبدیل شده‌اند. یک پهپاد می‌تواند همزمان تصویر اپتیکی، تصویر حرارتی، داده‌های صوتی و اطلاعات تحلیلی هوش مصنوعی را جمع‌آوری و پردازش کند. در واقع، پهپاد‌ها اکنون به نوعی «چشم و گوش هوشمند» میدان نبرد تبدیل شده‌اند. برخلاف هواپیما‌های سنتی، این سامانه‌ها می‌توانند ساعت‌ها در ارتفاع بالا باقی بمانند، بدون جلب توجه حرکت و به‌صورت مداوم محیط را پایش کنند.

تحلیلگران نظامی معتقدند که آینده عملیات‌های اطلاعاتی بیش از هر چیز به «ادغام داده‌ها» وابسته خواهد بود؛ یعنی سامانه‌ای که بتواند همزمان صدای یک فرد، تصویر او، الگوی حرارتی بدن، موقعیت مکانی و رفتار حرکتی را ترکیب کرده و احتمال شناسایی را به حداکثر برساند. برای مثال، فرض کنید که فردی در منطقه‌ای روستایی حضور دارد. پهپاد ابتدا از طریق دوربین حرارتی وجود انسان را تشخیص می‌دهد. سپس سامانه تصویری با استفاده از هوش مصنوعی الگوی حرکتی او را تحلیل می‌کند. اگر فرد صحبت کند، سامانه صوتی نمونه صدای او را استخراج می‌کند و در نهایت الگوریتم تطبیق داده‌ها، هویت احتمالی فرد را مشخص می‌کند.

این سطح از فناوری نشان می‌دهد که مفهوم «پنهان‌شدن» در جنگ‌های مدرن به‌شدت دشوارتر شده است. در گذشته خاموش‌کردن تلفن همراه یا استفاده‌نکردن از اینترنت می‌توانست بخشی از امنیت را تأمین کند، اما اکنون خود حضور فیزیکی انسان به یک منبع داده تبدیل شده است؛ البته این فناوری‌ها محدودیت‌هایی نیز دارند. شرایط آب‌وهوایی، موانع فیزیکی، نویز محیطی و خطا‌های الگوریتمی همچنان می‌توانند عملکرد سامانه‌ها را مختل کنند؛ همچنین تشخیص دقیق هویت در محیط‌های پیچیده شهری هنوز چالش‌های خاص خود را دارد، اما روند پیشرفت فناوری نشان می‌دهد این محدودیت‌ها به‌تدریج کاهش خواهند یافت.

در کنار ابعاد نظامی، گسترش چنین فناوری‌هایی نگرانی‌های جدی حقوقی و اخلاقی نیز ایجاد کرده است. بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که توسعه سامانه‌های شناسایی هوشمند می‌تواند مرز میان امنیت و نظارت دائمی را از بین ببرد. اگر پهپاد‌ها بتوانند افراد را صرفاً بر اساس چهره، صدا یا الگوی حرکتی شناسایی کنند، مسئله حریم خصوصی وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد. از سوی دیگر، ورود هوش مصنوعی به حوزه عملیات هدفمند می‌تواند تصمیم‌گیری درباره مرگ و زندگی را بیش از پیش ماشینی کند. برخی تحلیلگران معتقدند که در آینده نزدیک، بخش مهمی از فرآیند شناسایی و حتی انتخاب هدف ممکن است به الگوریتم‌ها سپرده شود؛ مسئله‌ای که چالش‌های عمیق حقوق بشری و امنیتی ایجاد خواهد کرد.

با این حال، واقعیت این است که رقابت قدرت‌ها در حوزه فناوری‌های اطلاعاتی و پهپادی با سرعت زیادی ادامه دارد. کشور‌هایی که بتوانند داده‌های بیشتری جمع‌آوری، تحلیل و ترکیب کنند، در میدان نبرد آینده برتری خواهند داشت. در چنین شرایطی، جنگ‌های آینده بیش از هر زمان دیگری به نبرد داده‌ها، الگوریتم‌ها و سامانه‌های هوشمند تبدیل خواهند شد؛ جنگی که در آن، صدا، تصویر، گرمای بدن و حتی نحوه حرکت انسان می‌تواند به ابزاری برای شناسایی و هدف‌گیری تبدیل شود.

نکته مهم دیگر، پیوند روزافزون این فناوری‌ها با سامانه‌های کلان‌داده و شبکه‌های اطلاعاتی جهانی است. در گذشته، فرآیند شناسایی هدف عمدتاً به اطلاعات لحظه‌ای وابسته بود، اما امروز سامانه‌های هوشمند می‌توانند داده‌های انباشته‌شده از سال‌ها فعالیت یک فرد را تحلیل کنند. تصاویر ثبت‌شده در دوربین‌های شهری، داده‌های بیومتریک، الگوهای رفتاری، نحوه حرکت در محیط، ارتباطات اجتماعی و حتی عادت‌های روزمره می‌توانند به بخشی از پروفایل اطلاعاتی افراد تبدیل شوند. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار شناسایی نیست، بلکه به سامانه‌ای برای «پیش‌بینی رفتار» تبدیل می‌شود؛ سامانه‌ای که می‌تواند احتمال حضور یک فرد در مکان خاص یا واکنش او در شرایط مختلف را تحلیل کند.

فناوری‌های پیشرفته دنیا در خدمت ترور

برخی کارشناسان نظامی معتقدند که آینده عملیات‌های هدفمند به سمت استفاده از «شبکه پهپادی» حرکت خواهد کرد؛ یعنی چندین پهپاد کوچک و بزرگ که به‌صورت همزمان و هماهنگ اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند. در این مدل، یک پهپاد ممکن است مسئول تصویربرداری حرارتی باشد، پهپاد دیگر داده‌های صوتی را دریافت کند و سامانه‌ای دیگر وظیفه تحلیل و تطبیق اطلاعات را بر عهده بگیرد. ترکیب این داده‌ها در نهایت می‌تواند دقت شناسایی را به سطحی برساند که فرار از دید سامانه‌های اطلاعاتی، بسیار دشوار شود.

همزمان، توسعه فناوری‌های پردازش لحظه‌ای نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. در نسل‌های جدید، بسیاری از تحلیل‌ها دیگر در مراکز فرماندهی دوردست انجام نمی‌شود، بلکه خود پهپاد با استفاده از پردازنده‌های مبتنی بر هوش مصنوعی قادر است که بخش مهمی از داده‌ها را در همان لحظه تحلیل کند. این موضوع زمان واکنش را به‌شدت کاهش می‌دهد و عملیات‌ها را سریع‌تر و پیچیده‌تر می‌کند. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند جنگ‌های آینده نه‌فقط نبرد تسلیحات، بلکه رقابت میان الگوریتم‌ها و سرعت پردازش اطلاعات خواهد بود؛ جایی که برتری اطلاعاتی می‌تواند مهم‌تر از برتری کلاسیک نظامی باشد.

انتهای پیام/ 381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین