باندیبوگیو؛ دوره تازه حملات بیولوژیک آمریکا به قاره آفریقا
گروه بینالملل دفاعپرس: سازمان جهانی بهداشت در اقدامی بیسابقه و پیشدستانه که نشاندهنده ابعاد تکاندهنده یک بحران بیولوژیکی جدید است، شیوع گونه نادر و فوقالعاده خطیر ویروس «ابولا» موسوم به «باندیبوگیو» در مرزهای مشترک جمهوری دموکراتیک کنگو و اوگاندا را «وضعیت اضطراری بهداشت عمومی با اهمیت بینالمللی» اعلام کرد. «تدروس ادهانوم»، مدیرکل این سازمان، این تصمیم راهبردی را روز یکشنبه و حتی پیش از تشکیل جلسه رسمی کمیته اضطراری آژانس اتخاذ کرد تا بوروکراسی بینالمللی را برای کنترل این وضعیت وخیم، شتاب بخشد.

این بیانیه اضطراری در شرایطی صادر شد که ثبت رسمی ۸۸ مورد مرگ احتمالی و شناسایی بیش از ۳۰۰ مورد مشکوک مرتبط با این سویه، سیستم بهداشت و درمان این قاره را به زانو درآورده و رئیس مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آفریقا را صراحتا در وضعیت «وحشت و هشدار مفرط» قرار داده است. آنچه این طوفان بهداشتی را به یک کابوس تمامعیار تبدیل میکند، ماهیت ژنتیکی آن است.
سویه «باندیبوگیو» اگرچه در شمار نادرترین و کمسابقهترین گونههای سهگانه عامل بیماری ابولا قرار دارد، اما در حال حاضر مهارناپذیرترینِ آنهاست، چرا که برخلاف سویه مشهور و بومی «زئیر»، برای این سویه خاص هیچگونه واکسن تاییدشده، پروتکل درمانی مصوب یا حتی کیت تشخیص اختصاصی در جهان وجود ندارد. این ویروس به شدت مسری است و از طریق تماس با مایعات بدن نظیر خون و استفراغ، زنجیره انسانی خود را بازتولید میکند. این ویژگی در بستر مناطق محروم آفریقا که از زیرساختهای حیاتی و بخشهای مراقبت ویژه مشابه کشورهای ثروتمند بیبهرهاند، نرخ مرگومیر وحشتناکی را به ثبت رسانده است.
بر اساس واکاوی نقشههای اپیدمیولوژیک و اپیدمی جاری، کانون اصلی این اژدهای خفته بیولوژیکی در پهنه شرقی جمهوری دموکراتیک کنگو و مشخصا در جغرافیای ناآرام و جنگزده استان «ایتوری» واقع شده است. این منطقه بسیار دورافتاده، هممرز با اوگاندا و سودان جنوبی است که به دلیل مسافت پنج روزه با پایتخت و تداوم گسستهای امنیتی، دسترسی لجستیکی به آن دستکمی از یک بنبست ندارد.
مقامات بهداشتی، ردیابی زنجیره اولیه ابتدا به این سویه را به تاریخ ۲۴ آوریل و ابتلای یک پرستار ارجاع میدهند، اما اکنون طبق آخرین آمارهای تاییدشده آزمایشگاهی، تنها در همین استان ۸۰ مورد مرگ احتمالی، ۲۴۶ مورد مشکوک و ۸ مورد تاییدشده قطعی در آزمایشگاه گزارش شده است.

با این حال، مرزهای نامرئی این بحران بسیار سریعتر از حد تصور از بین رفت و با نفوذ ویروس به «کامپالا»، پایتخت اوگاندا و ابتلای دو نفر همراه با یک مرگ قطعی در میان مسافرانی که از کنگو بازگشته بودند، عملا ورود ابولا به شریانهای پرجمعیت شهری تایید شد. اگرچه سازمان جهانی بهداشت منفی بودن آزمایش یک مورد مشکوک در «کینشاسا» (پایتخت کنگو) را تایید کرد، اما شناسایی یک مورد مثبت جدید در کلانشهر پرجمعیت و راهبردی «گوما» که در چنبره درگیریهای مسلحانه و تحت کنترل شبهنظامیان ام۲۳ (M۲۳) حامی رواندا قرار دارد، زنگ خطری جدی را برای کل منطقه به صدا درآورد.
بر اساس گزارش انستیتو ملی تحقیقات بیومدیکال کنگو، این بیمار جدید در واقع همسر مردی بود که پیشتر در «بونیا» بر اثر ابولا جان باخته بود. این زن پس از مرگ شوهرش، در حالی که مخفیانه آلوده به ویروس بوده، به گوما سفر کرده و عملاً یک کانون جدید سرایت ایجاد کرده است. این جابجاییهای پنهان سبب شده تا سازمان جهانی بهداشت اعلام کند که آمارهای کنونی تنها نوک کوه یخ هستند و عدم قطعیتهای شدیدی درباره تعداد واقعی مبتلایان و گستره جغرافیایی اصلی بیماری وجود دارد، به طوری که تمام شواهد ملموس میدانی به سمت یک شیوع بسیار وسیعتر با ریسکهای سرسامآور منطقهای اشاره دارند.
نمود عینی این تراژدی انسانی خود را در زوایای تاریک زندگی روزمره آوارگان و بومیان شهر «بونیا»، مرکز استان ایتوری، عیان ساخته است. بومیان منطقه با نگرانی میگویند که شمار گورهای تازه به شکلی غیرعادی افزایش یافته و در یک محله کوچک روزانه دو، سه یا حتی تعداد بیشتری از شهروندان دفن میشوند، بیآنکه ساختار بهداشت محلی بتواند به آنها بگوید دقیقا چه عامل کشندهای وجود دارد.
فقر مطلق بهداشتی در این جبهه جنگ بیولوژیک بیداد میکند؛ به طوری که بسیاری از درمانگاههای غیررسمی و صحرایی منطقه حتی از سادهترین اقلام کنترل عفونت مانند دستکشهای پزشکی و صابون برای شستشوی ابتدایی دستها محروم هستند. تداوم منازعات مسلحانه و تراکم شدید جمعیت آوارگان در سکونتگاههای حاشیهای، شرایط ایدهآلی را برای گسست ناگهانی زنجیره انتقال و تکثیر ویروس مهیا کرده است.
این بنبست ساختاری سبب شد تا دکتر «ژان کاسیا»، مدیرکل مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آفریقا (Africa CDC)، ماموریت دیپلماتیک خود در مجمع جهانی بهداشت در ژنو را نیمهکاره رها کرده و فورا به آفریقا بازگردد. او این شیوع را یک «مسئله بزرگ در عدالت بهداشتی جهان» توصیف کرد و گفت که وقتی دست بهداشت آفریقا از دارو و واکسن خالی است، وحشت عمیق تنها واکنشی است که باقی میماند.

وی همچنین هشداری تکاندهنده به کشورهای غربی داد و یادآور شد که در جهانِ بههمپیوسته امروز با پروازهای روزانه بینالمللی، هیچ کشوری پشت مرزهایش مصون نخواهد بود و ابتلای آفریقا، مستقیما امنیت زیستی کل جهان را تهدید میکند.
اگرچه آژانس بهداشت سازمان ملل تاکید دارد که این رویداد هنوز معیارهای فنی یک پاندمی سراسری را احراز نکرده است، اما صدور بیانیه وضعیت اضطراری بینالمللی (PHEIC) به این دلیل انجام شده تا بتواند اراده، سرمایه و تخصص جامعه جهانی را به سمت این منطقه محروم گسیل دارد. در همین راستا، «هلن کلارک»، نخستوزیر سابق نیوزیلند و رئیس مشترک پنل مستقل آمادگی برای پاندمی، اقدام شجاعانه و فوری مدیریت سازمان جهانی بهداشت را ستود و تاکید کرد که جهان باید با سرعت و همبستگی مطلق به این بحران پاسخ دهد و به ویژه ظرفیتهای تشخیصی این سویه خاص را در خط مقدم مستقر کند.
همزمان با این تحرکات، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC) با فعالسازی رسمی مرکز عملیات اضطراری خود، روند تخلیه امن شمار اندکی از اتباع آمریکایی مستقیم تحت تاثیر در منطقه را آغاز کرده و در حال اعزام کارشناسان و تیمهای اپیدمیولوژیک بیشتر به دفاتر خود در کنگو و اوگاندا است. در جبهه مقابل، بوروکراتهای بهداشتی آفریقا در حال انجام مذاکراتی فشرده با شرکتهای داروسازی پیشرو هستند تا پتانسیل واکسنها، درمانها و کیتهای تشخیصی را که در مراحل اولیه توسعه و فازهای اولیه آزمایشگاهی قرار دارند، ارزیابی کنند. آنها امیدوارند بتوانند مجوزهای اخلاقی و بالینی اضطراری را دریافت کرده و در هفتههای پیشرو، این ابزارهای آزمایشی را برای سد کردن راه این ویروس در ساختارهای بهداشتی شکننده منطقه به کار گیرند.
بدین ترتیب، با فراتر رفتن ابعاد این بحران از یک چالش پزشکی متعارف، ویژگیهای منحصربهفرد این شیوع، بهویژه گمنام بودن این سویه خاص، جهش ناگهانی آن در مناطق استراتژیک، نبود کیتهای تشخیص اختصاصی و دستخالی بودن مطلق جامعه جهانی در برابر آن، سوءظنهای عمیقتری را در سطوح راهبردی ایجاد کرده است. این انسداد اطلاعاتی و آزمایشگاهی در کنار همزمانی شیوع با منازعات ژئوپلیتیک مسلحانه در شرق کنگو، از تحلیلگران ارشد حوزه امنیت زیستی را به این سمت سوق داده که این رویداد نه یک پدیده طبیعی، بلکه یک «حمله بیولوژیکی هدایتشده» یا آزمایش آزمایشگاهی پنهان علیه قاره آفریقا باشد.
این الگو میتواند پیشدرآمدی بر یک کشتار اپیدامیک هدفمند، مشابه آنچه در سناریوهای تاریک پاندمی کرونا مطرح شد، باشد. بر مبنای این دیدگاه، شیوع مهندسیشدهی «باندیبوگیو»، نهتنها ابزاری برای بازآرایی هرم جمعیت جهانی و کنترل اجباری آن در مناطق استراتژیک است، بلکه به عنوان یک محرک مصنوعی و مسموم برای جهش سهام غولهای داروسازی جهان عمل میکند؛ روندی که در آن ابتدا بحران خلق میشود تا در پی آن، بازار انحصاری دارو، واکسن و پروتکلهای امنیتی به قیمت جان انسانها سودهای نجومی را به جیب کارتلهای اقتصادی سرازیر کند.
انتهای پیام/ ۱۳۴
