بحران تنگه هرمز و محیط امنیتی جدید
گروه بینالملل دفاعپرس - محسن محمدی؛ پنج هفته بسته بودن تنگه هرمز، نهتنها بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ را رقم زد، بلکه معماری امنیتی منطقه را برای همیشه تغییر داد. تهران بدون استفاده از ناوگان کلاسیک، کنترل حیاتیترین گذرگاه جهان را در اختیار گرفته و همزمان راهبرد جدیدی از «بازدارندگی نامتقارن» را عملیاتی کرده است. در سوی دیگر، اقتصاد جهانی با سناریوی وحشتناک «تورم پایدار، گرسنگی میلیونها نفر و رکود» دستوپنجه نرم میکند.

میراث اقتصادی - قفلی که جهان را لرزاند
بر اساس تازهترین گزارش بانک جهانی (آوریل–مه ۲۰۲۶)، بسته شدن تنگه هرمز بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ ثبتشده را ایجاد کرده است. عرضه نفت جهان در ماه مارس حدود ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که حتی از بحرانهای تاریخی، چون تحریم نفتی ۱۹۷۳، انقلاب ایران در ۱۹۷۹ و حمله کویت در ۱۹۹۰ نیز شدیدتر بوده است. ترافیک نفتکشها در هرمز از حدود ۱۳۰ فروند در روز در فوریه به تنها ۶ فروند در روز در ماه مارس کاهش یافته است. قبل از جنگ، بازار نفت پیشبینی مازاد عرضه نزدیک به ۴ میلیون بشکه در روز را داشت و نفت برنت زیر ۶۰ دلار معامله میشد.
ارقام کلیدی برای درک بهتر شوک:
قیمت نفت برنت از ۷۲ دلار در پایان فوریه به ۱۱۸ دلار در پایان مارس رسیده است-بزرگترین افزایش ماهانه دلاری در تاریخ. قیمت شاخص LNG آسیا در ماه مارس بهتنهایی ۹۴ درصد افزایش یافته-شدیدترین نوسان ماهانه در یک دهه اخیر-زیرا رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی برای محمولههای موجود تشدید شده است. قیمت جهانی کود اوره نیز به ۷۲۵ دلار در هر تن متریک رسیده است-بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۲-زیرا منطقه خلیج فارس که حدود یکچهارم صادرات جهانی اوره را تأمین میکرد، صادرات دریایی خود را به شدت کاهش داده است. بانک جهانی پیشبینی میکند قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یابد-بزرگترین جهش سالانه از زمان حمله روسیه به اوکراین.
سناریوهای سهگانه دبیرکل سازمان ملل (آنتونیو گوترش):
برای درک ابعاد موضوع، بیایید این سناریوها را به زبان ساده باز کنیم:
سناریوی اول (خوشبینانه): بازگشایی فوری تا دو هفته دیگر
فرض کنید آتشبس دائمی شود و نفتکشها بتوانند بدون ترس حرکت کنند. در این حالت، قیمت نفت ظرف چند هفته به ۷۰-۸۰ دلار بازمیگردد، اما هرگز به ۶۰ دلار قبل از بحران نمیرسد. علت این است که شرکتهای حملونقل برای همیشه یک «حق بیمه ریسک» به قیمت نفت خلیج فارس اضافه میکنند. صندوق بینالمللی پول رشد جهانی را در این سناریو از ۳.۴ درصد به ۳.۱ درصد کاهش داده و تورم جهانی را به ۴.۴ درصد افزایش داده است (در حالی که قبل از بحران ۳.۹ درصد پیشبینی میشد). قیمت نفت بر اساس این سناریو به طور متوسط ۸۲ دلار در هر بشکه خواهد بود.
سناریوی دوم (محتمل): ادامه اختلال تا نیمه سال ۲۰۲۶
بیشتر تحلیلگران بازار نفت، از جمله آژانس بینالمللی انرژی، با این سناریو موافقند. فرض کنید تنگه تا شهریور یا مهر ماه باز نشود (یا با اختلالات مکرر باز شود). در این حالت، قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار باقی میماند و ممکن است تا ۱۲۰ دلار هم برود. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند رشد جهانی به ۲.۵ درصد کاهش یابد و تورم به ۵.۴ درصد برسد. ۳۲ میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه به زیر خط فقر مطلق سقوط میکنند (خط فقر یعنی کمتر از ۲.۱۵ دلار در روز) و ۴۵ میلیون نفر با گرسنگی حاد مواجه میشوند. منطقه یورو با نرخ رشد تنها ۱.۱ درصد و بریتانیا با رشد ۰.۸ درصد از جمله آسیبدیدهترین اقتصادهای پیشرفته هستند.
سناریوی سوم (فاجعهبار): بسته بودن تنگه تا پایان سال ۲۰۲۶
بدترین سناریو این است که در آن درگیری تشدید شود و تنگه برای ۹ تا ۱۲ ماه مسدود بماند. صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که در این صورت رشد جهانی به ۲.۰ درصد یا کمتر سقوط میکند - رقمی که تنها چهار بار از سال ۱۹۸۰ ثبت شده است (رکود مالی ۲۰۰۹ و همهگیری کووید در ۲۰۲۰). تورم جهانی به بیش از ۶ درصد میرسد و قیمت نفت به طور متوسط ۱۱۰ دلار در سال ۲۰۲۶ و ۱۲۵ دلار در سال ۲۰۲۷ خواهد بود. «این به معنای نزدیک بودن به رکود جهانی است» صندوق بینالمللی پول تأکید کرده است. در این سناریو، رشد منطقه غرب آسیا و آسیای مرکزی از ۳.۶ درصد در سال ۲۰۲۵ به تنها ۱.۹ درصد در سال ۲۰۲۶ سقوط میکند و اقتصاد ایران با کاهش ۶.۱ درصدی مواجه خواهد شد.
جان کری (نماینده پیشین آمریکا در امور اقلیم) در واکنش به این آمار گفت: ما با یک بحران امنیت انسانی بیسابقه روبروییم. هر روز اضافه، بهبود را چند برابر دشوارتر میکند.
پنج هفتهای که واشنگتن را لرزاند
گزارشهای مراکز مطالعات راهبردی صریحاً میگویند: قدرت عظیم نیروی دریایی آمریکا در مأموریت بازگشایی هرمز کاملاً بیاثر شد. مارک کانسیان، تحلیلگر ارشد CSIS، این رویداد را «شکستی چشمگیر برای پرستیژ آمریکا» میخواند.
ویژگیهای محیط امنیتی جدید (شاخصهای کلیدی)
پس از واکاوی عمیق دادههای میدانی و گزارشهای متعدد، میتوان شش ویژگی شاخص را برای این محیط امنیتی جدید برشمرد:
۱. مرگ بازدارندگی کلاسیک دریایی و ظهور ارتش هزار قایق
نیروی دریایی آمریکا با تجهیز ناوهای پیشرفته، سه ناو هواپیمابر (یواساس آبراهام لینکلن، یواساس جرالد آر فورد و یواساس جورج اچ دبلیو بوش) و ۱۰ ناوشکن هدایتشونده را در منطقه مستقر کرده است. با این حال، ایران با صدها قایق تندروی کوچک-توانسته این ابرقدرت را به چالش بکشد. سیدهارت کاوشال، تحلیلگر ارشد RUSI، توضیح میدهد که تعداد شناورهای مورد نیاز برای تأمین دفاع منطقهای از کشتیرانی تجاری «بسیار قابل توجه» خواهد بود.
۲. تهدید دائمی حملات از راه دور و هزینهآفرینی غیرمتناسب
ایران با استفاده از پهپادهای شاهد (قیمت حدود ۳۰،۰۰۰ دلار) توانسته سامانههای دفاع هوایی گرانقیمت آمریکا را فرسایش دهد. هر موشک پاتریوت بیش از ۴ میلیون دلار هزینه دارد و فرماندهی مرکزی آمریکا سنتکام تاکنون ۱،۲۰۰ موشک پاتریوت - معادل کل تولید این موشک در سال ۲۰۲۵را در جنگ جاری مصرف کرده است. تنگه هرمز به عنوان «تقویتکننده طبیعی قدرت» برای سپاه پاسداران عمل میکند.
۳. تغییر اتحادهای منطقهای و فروپاشی معماری امنیتی کهن
کشورهای حاشیه خلیج فارس از وعدههای آمریکا برای تأمین امنیت ناامید شدهاند و اکنون به سمت ایجاد «معماری امنیتی مستقل» حرکت میکنند. روابط موسوم به توافقهای ابراهیم به تدریج از یک چارچوب دیپلماتیک به یک «اتحاد عملی نظامی» تبدیل شده است. در همین حال، اوکراین و اسرائیل و کشورهای خلیج فارس در حال ایجاد یک محور همکاری جدید-با تمرکز بر فناوری دفاعی و تجربیات میدانی-هستند.
۴. ظهور بلوک جدید و تعمیق محور رقبا
گزارش جدید CSIS از تشکیل یک بلوک غیررسمی متشکل از چین، روسیه، ایران و کره شمالی خبر داده است. ایران با ارائه فناوری پهپادی به روسیه، نقشی کلیدی در تقویت توان نظامی مسکو ایفا کرده است.
۵. تضعیف انسجام فراآتلانتیک و بازگشت ایده «استقلال راهبردی» اروپا
حملات آمریکا بدون مشورت با ناتو، بحثهای دشوار داخلی در اروپا ایجاد کرده است. افکار عمومی اروپا نسبت به مداخله نظامی در غرب آسیا بدبین است و این خطر وجود دارد که پیامدهای این درگیری-امواج پناهجویی، خطرات امنیتی و اختلالات اقتصادی-به طور جمعی بر اروپا تحمیل شود. ایده «ارتش اروپایی» و خوداتکایی دفاعی دوباره در محافل بروکسل جان گرفته است.
۶. اقتصاد، میدان جدید نبرد
همانطور که دکتر کارول نخله، مدیرعامل Crystol Energy، به CNN گفت: «حمل نفت از خلیج فارس برای همیشه با حق بیمهی ثابتی همراه خواهد شد. بازار به «وضعیت عادی» گذشته بازنمیگردد – این یک فصل جدید است.» بانک جهانی تأیید کرده که عبور از هرمز اکنون احتمالاً با «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک پایدار» همراه خواهد بود.
راهبردهای جدید ایران - نقشهای برای بازدارندگی ارزانقیمت
در شرایط کنونی، تهران رسماً «محیط امنیتی جدید» را بهعنوان فرصت میشناسد و به عملیاتی کردن راهبردهای نامتقارن روی آورده است. آنچه در ادامه میآید، حاصل ترکیب تحلیل اخبار، اسناد منتشرشده و اطلاعات میدانی از تحولات اخیر است.
۱. تعمیق راهبرد نامتقارن دریایی
سرمایهگذاری در ناوگانهای کوچک و چابک، مینهای هوشمند، پهپادهای دریایی و موشکهای ساحلبهدریا. ایران آموخته است که برای کنترل هرمز نیازی به نبردناو ندارد – کافی است هزینهی بازگشایی را برای آمریکا غیرقابل تحمل کند.
واقعیت میدانی: علیرغم ادعای دونالد ترامپ مبنی بر «تخریب کامل نیروی دریایی ایران»، قایقهای تندروی سپاه پاسداران کاملا عملیاتی باقی ماندهاند. این ناوگان کوچک با تاکتیکهای چریکی در آبهای تنگ، حلقه انسداد را شکل داده است.
علاوه بر این، ایران مرجعیت گذر از تنگه هرمز - تحت عنوان «نهاد رسمی عبور و مرور دریایی خلیج فارس» - را نهادینه کرده و با دریافت عوارض از کشتیهای تجاری، کنترل خود را بر این آبراه تثبیت نموده است.
تحلیلگر نظامی CNBC این الگو را نمونهای از «ارتش کم بضاعت در برابر ابرقدرت» – تاکتیکی که حزبالله در لبنان (۲۰۰۶) به کار برد، اما اکنون در مقیاسی جهانی - توصیف میکند.
خلیج فارس به منطقهای تبدیل شده که در آن «برتری هوایی و دریایی به تنهایی نمیتواند عملیات دریایی دشمن را تضمین کند. این تغییر حاصل رویکرد ایران در جلوگیری از دسترسی و رد منطقه میباشد.
۲. ارتقاء ظرفیت سایبری تهاجمی
آژانس امنیت سایبری آمریکا (CISA) هشدار داده است که تنها با ۳۸ درصد نیروی انسانی معمول فعالیت میکند و زیرساختهای دیجیتال غربی در آسیبپذیرترین وضعیت ممکن قرار دارند. حمله به مراکز داده ابری آمازون و مایکروسافت در امارات و بحرین قبلاً نشان داده که شرکتهای فناوری اکنون به اهداف نظامی تبدیل شدهاند.
۳. راهبرد اقتصادی–انرژی: اهرم هرمز دائمی
تهران دیگر «تهدید به بستن هرمز» را فقط برای زمان جنگ نمیبیند، بلکه آن را بخشی از دیپلماسی دائمی خود تعریف کرده است. آمار گمرک چین نشان میدهد واردات نفت از ایران در آوریل ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۵ درصد افزایش یافته است. ذخایر استراتژیک چین معادل ۱۴۰ روز واردات است. این امر اثربخشی هرگونه تحریم جدید را به شدت کاهش میدهد.
۴. تعمیق محور استراتژیک با روسیه و چین
گزارش CSIS به صراحت اذعان میکند که «غرب ناخواسته محور روسیه - ایران - چین را تقویت کرده است.»
۵. راهبرد پدافند هوایی لایهای و ضد پهپاد
بر اساس گزارش مؤسسه هادسون، ایران از حملات هوایی اسرائیل درس گرفته و اکنون معماری دفاعی خود را بر پایه «تحمیل اصطکاک و فرسایش» طراحی کرده است تا یک «پیروزی قاطع دریایی» را دنبال کند. طراحی و ساخت شناورهای سپاه پاسداران به گونهای است که مقرون به صرفه، در برابر تحریمها مصون و در زمان جنگ به راحتی قابل جایگزینی باشند. این رویکرد به ایران اجازه میدهد با هزینهای نسبتاً کم، داراییهای باارزش دشمن-و اقتصاد جهانی دریاها-را به خطر بیندازد.
جهان پس از هرمز دیگر مثل قبل نیست
دکتر کارول نخله، مدیرعامل Crystol Energy و مشاور ارشد چند دولت نفتی، در گفتوگو با CNN وضعیت را اینگونه جمعبندی میکند:
ما شاهد یک بحران تمامعیار انرژی هستیم، اما چیزی که کمتر به آن پرداخته شده، تغییر دائمی منشأ ریسک ژئوپلیتیک است. حمل نفت از خلیج فارس برای همیشه با حق بیمهی ثابتی همراه خواهد شد. بازار به “وضعیت عادی” گذشته بازنمیگردد - این یک فصل جدید است.
از سوی دیگر، الیوت کوهن از CSIS معتقد است که نقطهی روشن این بحران، اتحاد بیسابقهی خلیج فارس با «اسرائیل» و اوکراین است:
کشورهای عربی فهمیدند که چین و روسیه هیچ تضمین امنیتی جدی به آنها نمیدهند – حالا سرمایهگذاری در صنایع دفاعی اوکراین را آغاز کردهاند.
حلیلهای امنیتی نشان میدهد آنچه در ۴۰ روز گذشته در خلیج فارس روی داده، یک «جنگ ترکیبی» تمامعیار از دریا، هوا، سایبر و اقتصاد بوده که در آن ایران به مرحله جدیدی از بازدارندگی رسیده است؛ جایی که حتی بدون استفاده از ناوگانهای کلاسیک، همچنان میتواند هزینهها را بر دشمن تحمیل کند و در مذاکرات آتی نیز صاحب ابتکار عمل باشد.»
جمعبندی و چشمانداز برای تصمیمگیران:
ما در آستانه یک نظم جدید هستیم. نه غرب کاملاً پیروز است و نه شرق. ایران ثابت کرد که برای بستن یک گذرگاه حیاتی نیازی به ابرنیروی دریایی ندارد – فقط کافی است که هزینهی باز کردن آن را برای آمریکا غیرقابل تحمل کند.
مسیر اقتصاد جهانی به شدت به این بستگی دارد که کشتیرانی در تنگه هرمز چه مدت مختل بماند: بازگشت سریع صادرات نفت باعث کاهش قیمت انرژی، کاهش تورم و حمایت از بهبود اقتصادی میشود، در حالی که اختلال طولانیمدت قیمت نفت را بالا نگه میدارد، فشارهای تورمی را عمیقتر میکند و یک کاهش اقتصادی شدیدتر ایجاد میکند.
نکتهای که نبایست نادیده گرفت شکست اطلاعاتی و راهبردی غرب در پیشبینی این بحران بود. نه آژانس بینالمللی انرژی، نه پنتاگون و نه مؤسسات تحلیلگر غربی باور نمیکردند که ایران بتواند تنگه را بیش از چند روز ببندد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
