تکرار الگوی تلخ سوریه در کشور مالی
گروه بینالملل دفاعپرس - «کریل سمنوف» کارشناس مسائل غرب آسیا؛ آوریل ۲۰۲۶ برای کشور مالی و کل منطقه موسوم به «ساحل» دوران مصیبتباری بود که موازنه قوا را به طور اساسی تغییر داد. حمله گسترده ائتلاف گروه جهادی «جماعت نصرت الاسلام والمسلمین» و جداییطلبان توآرگ «جبهه آزادیبخش ازاواد» که در ۲۵ آوریل آغاز شد، ویژگیهایی را به نمایش گذاشت که فراتر از چارچوب عملیاتهای قبلی بود. این یک عملیات از پیش طراحی شده با استفاده از پشتیبانی اطلاعاتی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته بود.

حملات چندگانه و هماهنگ، استفاده از فناوریهای پیشرفته، دقت در ضربات به فرماندهان و نتیجهگیری سیاسی در «کیدال» همگی حاکی از آن است که حمله آوریل نتیجه یک ضربه ترکیبی از پیش طراحی شده بوده که توسط بازیگران خارجی و در درجه اول فرانسه و اوکراین، پشتیبانی شده است.
بنابراین، در شرایط کنونی «مالی» مهم است که روسیه تجربه سوریه را مانند رقبایش دوباره بازنگری کرده تا از تکرار اشتباهات سوریه در آفریقا جلوگیری کند.
اهداف اولیه روسیه در طول جنگ داخلی سوریه همچون مبارزه با تروریستهای داعش و جبهه النصره کاملاً درست و قابل درک بود، اما به زودی مشخص شد که نیروهای مسلح روسیه در سوریه قرار است از اسد در برابر همه مخالفانش، از جمله اپوزیسیون میانهرو حمایت کند.
این امر منجر به این شد که اسد پس از دستیابی به اهداف خود در جنگ داخلی با کمک سلاحهای روسی، به طور فزایندهای در قبال سیگنالهای مسکو ناشنوا شود. بیشتر تصمیماتی که دمشق میگرفت اشتباه بود و روسیه نمیتوانست رهبری سوریه را به سمت اصلاحات سوق داده یا بر تصمیمگیری او تأثیر بگذارد.
بنابراین، روسیه با تقویت اسد و انجام کار پاکسازی هرگونه اپوزیسیون مسلح به جای او، خود را از اهرمهای نفوذ بر دمشق محروم کرد.
اگر روسیه حداقل وضعیت سال ۲۰۱۷ را با حضور یک اپوزیسیون قوی و روند آشتی آن با را اسد تحت نظارت مسکو حفظ کرده بود، موقعیت روسیه تقویت شده و آن را به ضامن واقعی اجرای توافق تبدیل میکرد.
بنابراین، در آفریقا نیز باید از تبدیل کردن روسیه به یک شرکتکننده صرف در جنگ داخلی و حمایت از یکی از طرفهایی که به قدرت رسیده، اجتناب کرد.
برای تقویت نفوذ خود در خارج از کشور، ایجاد یک حضور چندلایه ضروری است که نباید تنها به حمایت از دولت محدود شود. همچنین در فرآیند نابودی تروریستها به جای پاکسازی اپوزیسیون مسلح و شورشیان، باید با آنها مذاکره و آنها را به نیروهای نیابتی و متحدان خود تبدیل کرد.
در جنگ مالی اهداف جدیدی تعریف و روشهای جدیدی برای رسیدن به این اهداف طراحی و اجرا شده است:
۱. پشتیبانی اطلاعاتی: فرانسه که یکی از بازیگران کلیدی در اطلاعات غرب آفریقاست، تا دو سوم دادههای اطلاعاتی اوکراین را تأمین میکند. بخشی از این اطلاعات به ویژه در مورد جابجایی واحدهای روسی و «مالی»، از طریق ساختارهای اوکراین به دستگیرندگان نهایی در منطقه ساحل هدایت میشود.
۲. پشتیبانی فناورانه: اوکراین به یکی از پیشگامان جهان در تولید و استفاده از پهپادهای تهاجمی تبدیل شده است. مربیان اوکراینی پهپادهای «افپیوی» را از طریق موریتانی به مالی منتقل کرده و به شورشیان آموزش حملات نقطهزن میدادند.
۳. زنجیره تامین «خاکستری»: از این زنجیرهها برای انتقال تسلیحات و تجهیزات به مناطق جنگی در آفریقا استفاده میشود. فرانسه با کنترل دالانهای حمل و نقل در غرب آفریقا، چنین مسیرهایی را فراهم کرده و ساختارهای اوکراینی کادر مربیان، متخصصان فنی و نیروهای رزمی را تأمین میکنند.
علاوه بر فرانسه و اوکراین، آنکارا نیز در این درگیری نقشآفرینی میکند. ترکیه که تجربه منحصربهفردی در تعامل با گروههای مسلح غیردولتی در غرب آسیا و شمال آفریقا دارد، از ابزارهای عملی برای اجرای سیاست «بازدارندگی دوگانه» برخوردار است.
اگر آنکارا وضعیت «باماکو» را ناامیدکننده تشخیص دهد، میتواند به سرعت بازی را برگردانده و در آخرین لحظه روی مخالفان دولت شرط ببندد. پس از لیبی، پهپادهای ترک و نیروهای کمکی میتوانند به آسانی در مالی ظاهر شوند. بحران «مالی» به آنکارا این فرصت را میدهد تا شرکای خود را تحت فشار قرار داده و ضعیفترین آنها را در حالی که در حال جان دادن هستند، رها کند.
انتهای پیام/ ۹۹۹
