عطر بخشندگی و ایثار در خانه شهید مدافع حرم پیچید
به گزارش دفاعپرس از خراسان رضوی، جمعی از دانشجویان دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) با حضور در منزل شهید مدافع حرم؛ «حسن قاسمیدانا» در محفلی سرشار از نور و معنویت، پای روایتهای عاشقانه مادری نشستند که فرزندش را برای دفاع از حرم اهل بیت (ع)، راهی کرد. این دیدار که در فضایی عاطفی برگزار شد، پرده از سبک زندگی مجاهدانهای برداشت که با اخلاص و ادب، گره خورده است.

«مریم طربی» مادر شهید قاسمیدانا در این محفل صمیمی، با قلبی مالامال از افتخار، از جوانی گفت که مربی آموزش نظامی بود، اما ورای چهره مقتدرش، روحی لطیف و قلبی مهربان داشت. این مادر شهید اظهار داشت: حسن همیشه خوشتیپ و خوشاخلاق بود و با گذشت و مهربانی خود، دلهای بسیاری را، همراه میکرد.
طربی شهادت فرزندش را دامادی او خواند و بر ادامه راه این مسیر سرخ، تاکید کرد.
وی در ادامه با بیان خاطرهای تکاندهنده از فرزند شهیدش یادآور شد: یک شب در ماه اسفند، وقتی دختر همسایه از ترس در تاریکی راه را گم کرد و با زمین خوردن جزوههایش پخش شد، حسن سر رسید و با کلامی آرامبخش او را تا خانه، همراهی کرد. من این ماجرا را تازه بعد از شهادتش از زبان آن دختر و مادرش شنیدم، چون حسن هرگز کارهای خیر خود را بازگو نمیکرد و معتقد بود، کار باید فقط برای رضای خدا باشد.

نوعی بخشندگی از جنس دل کندن از تعلقات
مادر شهید قاسمیدانا در ادامه به روحیه عجیب بخشندگی فرزندش اشاره کرد و گفت: یک بار حسن با کاپشن محبوبش به حرم امام رضا (ع) رفت اما بدون آن برگشت. وقتی پرسیدم کاپشن چه شد، با لبخند گفت زائری را دیدم که از سرما میلرزید و آن را به او بخشیدم. او همیشه میگفت، انسان باید از چیزی که دوست دارد دل بکند تا بخشندگی او واقعی باشد. حتی پیراهن نویی که با دسترنج خودش خریده بود را به خاطر علاقه دوستش، همان لحظه از تن درآورد و به او هدیه داد.
وی در ادامه به دانشجویان توصیه کرد که هنگام انفاق، چشم خود را بر مبلغ ببندند تا هر چه رزق اهل بیت (ع) است، تقدیمشان شود.
اطاعت از پدر؛ بهای وصال یار
طربی در بخش دیگری از صحبت خود با صدایی لرزان از لحظه لغو سفر کربلا گفت و آن را تشریح کرد: در سال ۹۲ وقتی همه چیز برای یک سفر غافلگیرانه به کربلا آماده بود و حسن با ذوق فراوان چمدان خود را میبست، پدرش وارد شد و فقط گفت، فردا به تو نیاز دارم. حسن بدون هیچ تردیدی، چمدان را زمین گذاشت و سفر را لغو کرد، چون معتقد بود کربلایی که پدر راضی نباشد، مورد قبول امام حسین (ع) نیست. او با این کار نشان داد که مسیر شهادت از مجرای ادب و احترام به والدین، میگذرد.

پنجره فولاد؛ گذرگاه شهادت مدافعان حرم
این مادر شهید همچنین با یادی از شهید مدافع حرم؛ «مصطفی صدرزاده» خاطرنشان کرد: او همیشه خانه ما را هتل حسن مینامید. یک بار از من پرسید راز شهادت مشهدیها چیست و من گفتم ما پنجره فولاد داریم. مصطفی همان ساعت راهی حرم مطهر امام رضا (ع) شد و وقتی برگشت با حالی دگرگون گفت حاجتم را گرفتم. او تنها 45 روز بعد از این ماجرا در روز تاسوعا به آرزوی خود رسید.
وی تاکید کرد: شهدا واسطههای کمصبری هستند که زود جواب میدهند و جوانان باید با آنها رفاقت کنند.
اقامه نماز در محراب شهید
این دیدار با اقامه نماز جماعت در اتاق معنوی شهید قاسمیدانا به پایان رسید. مادری که سالها شاهد مناجاتهای شبانه و زیارت عاشوراهای مداوم فرزندش بود، در پایان برای عاقبت به خیری دانشجویان، دعا کرد.
مادر شهید قاسمیدانا از حاضران خواست تا احترام به معلم و والدین را سرلوحه کار خود قرار دهند و همواره برای درک ظهور امام زمان (عج)، دعا کنند.
دانشجویان نیز با حضور در این محفل نورانی، با آرمانهای شهدا تجدید میثاق کردند و بر ادامه مسیر ایثار و شهادت، هم پیمان شدند.
انتهای پیام/
