از خواندن این دفترچه خودداری کنید!
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، کتابِ «زینب فقط بخواند» (گزارشهای روزانهی رزمنده پاسدار «حسین حاجیحسینلو» از روزهای جنگ به دخترش «زینب») توسط انتشارات روایتفتح منتشر شده است. آنچه میخوانید، یادداشت حسین شرفخانلو، بازنویس و مصحّح این کتاب است که در اختیار خبرگزاری دفاع مقدس قرار گرفته است.

کتاب «زینب فقط بخواند»، سند دست اولی است از اولین جنگ تحمیلی به انقلاب اسلامی ایران که بعد از چهار دهه، بختِ انتشار یافته است.
«حسین حاجیحسینلو» رزمندهی پاسداری که در سپاه خوی جذب و سازماندهی شده و به سازمان رزم لشکر عاشورا پیوسته، از روز اول اعزامش به جبهه، دفترچهای با خود به میدان برده تا مشاهدات و حالات روزانه خود را در آن ثبت و ضبط کند. او همیشه دوست داشته تا بعد از ازدواج، خدا به او دختری عطا کند و اسم آن دختر «زینب» باشد و زینب که بزرگ شد و خواندن یاد گرفت، یادداشتهای «بابا حسین» را بخواند و روزهای رزمندگی بابا را زندگی کند.او دوست داشت اگر شهادت قسمت او شد، دفترچه یادداشتهای او، همراه دیگر وسایل شخصیش نزد خانواده برگردد و جا به جا در یادداشتها به این معنا اشاره دارد و تاکیداً روی جلد دفترچه نوشته بود که «اگر کسی آنرا پیدا کرد، از خواندن محتویاتش خودداری کند و دفترچه را به آدرس سپاه خوی در آذربایجانغربی بفرستد.»

نکته جالب یادداشتها در فاصلههای زمانی نامنظمی است که یادداشتها باهمدیگر دارند و این بینظمی شاید نشانهی شرایط ناپایدار در منطقه جنگی و قابل برنامهریزی نبودن زمان و اتفاقات پیشِ رو در جنگ و محورهای عملیاتی باشد.
صراحت لهجه و عریانی کلام و صداقت بیان در شرح ماجراها و اتفاقات، از درخشندگیهایی است که در لابلای سطور یادداشتها موج میزند. چه اینکه بنای یادداشتها به شخصی بودن و عدم انتشاراشان در بستر زمانی دهه شصت بوده و همین باعث شده بود که صاحب یادداشتها، بیآنکه ملاحظه و حسابگریای داشته باشد، حقیقتِ ماجرا و موضوع و اتفاق را روایت کند.
تماس نزدیک حسین حاجیحسینلو با مرگ و روایت شفاف او از آنچه که رخ در رخ شدنش با نیستی اتفاق افتاده و امداد غیبی را به چشم دیده، روایت بینظیری ساخته است که یادداشتها را خواندنیتر کرده است.

سادگی روابط عاطفی و رسوم اجتماعی و سادهگیریهایی که در دهه شصت رواج داشت و در لابلای متن با آنها مواجهیم، بر حسرت و لذت خوانندگان خواهد افزود. هم اینکه وسایل سخت و محدود ارتباطی مثل کاغذ و تلفن سکهای که امروز عملا از چرخهی مخابرات حذف شدهاند....
صراحت نقادانه راوی در بیان نفوذ ایادی رژیم طاغوت در ارکان نظام نوپا از نکات جالب یادداشتهاست و نکتهی حائز اهمیت دیگر اینکه، جبهه برای «حسین» آنچنان مقدس است که دفترچه را به جز در جبهه از کیفش بیرون نمیآورد و نمینویسد. یعنی در آن چند سالی که مجبور به بازگشت به خوی و اشتغال در ادارهی نوتشکیل اطلاعات میشود، هیچ یادداشت و حرف و حدیثی در دفترچه نوشته نشده است.
پاورقیهای افزوده به متن و شرح اَعلام و اماکن و افرادی که در متن از آنها اسم برده شده و صحت آنها به تائید ناظر محتوائی مطلعی، چون «آقای سیدقاسم سیدتاجی» که خبرهی تاریخ شفاهی دفاع مقدس ۸ ساله در منطقه آذربایجان است، میتواند کتاب را به منبعی موثق برای مطالعه بخش مهمی از تاریخ معاصر تبدیل کند.
شرح فصل آخر کتاب و دلیل اینکه چرا بعد از قریب به چهل سال، حسین حاجیحسینلو مُجاب به انتشار یادداشتهایش شد هم، باشد مثال آن بیت که گفت: شرح این هجران و این سوز جگر/ این زمان بگذار تا وقتِ دگر...
والسلام.
انتهای پیام / 122
