دیوارهایی که سینه سپر کردند؛ روایتی از «عاشقانه حماسی» خرمشهر
به گزارش گروه استانهای دفاعپرس، «صدیقه صباغیان» فعال رسانه در یادداشتی آورده است: امروز بار دیگر به تاریخ برمیگردیم، به روزهایی که آسمان شهر از دود و آتش، سیاه و سربی شده بود، آنچه بیش از صدای گلولهها شنیده میشد، صدای ضربان قلب مردمانی بود که خانه به خانه، دیواربهدیوار و تنبهتن، ایستاده بودند. آنها نه با توپ و تانک که با ایمان و استخوانهای خردشده در برابر لشکری مجهز ایستادند. آری، خرمشهر را میگویم؛ همان که مقاومت مردمش، نه یک نبرد کلاسیک نظامی که یک عاشقانه حماسی را رقم زد.

دلم میخواهد پای روایت زنانی بنشینم که در آن دوران، در کوچهها نان میپختند تا مردانشان که هر خیابان، سنگر نبردشان بود را همراهی کنند و اجازه ندهند خاک وطن، زیر چکمه دشمن، هویتش را از دست بدهد. مردم مقاوم این خطه، خوب به یاد دارند که آن روزها، هر کوچه در خرمشهر، یک کربلای کوچک بود که قصهاش را فقط دیوارهای سوراخسوراخ شده از ترکشها و نخلهای سوخته میدانند.
بوی باروت و صدای مداوم سقوط خمپارهها، همه آن چیزی نبود که در آن روزهای پرآشوب بر خرمشهر گذشت. داستان خرمشهر، داستان دیوارهایی است که در برابر تانکها سینه سپر کردند و پنجرههایی که بهجای نور، شاهد هجوم سربهای داغ بودند. آنجا، روی آن تکه از زمین خدا، یکسو تمام دنیای کفر ایستاده بود تا طی چند روز، شناسنامه و هویت یک شهر را به آتش بکشد و در سوی دیگر، مردمانی که حتی وقتی سلاحی نداشتند، با بودنشان ایستادند و جنگیدند.
مقاومت مردم در سال ۱۳۶۱ در خرمشهر، یک درس نظامی نبود، بلکه یک نمایش باشکوه از شرف انسانهایی بود که نمیخواستند تن به ذلت بدهند، حتی اگر به قیمت ویرانی خانههایشان تمام شود. آن روزها خرمشهر فقط یک جغرافیا روی نقشه نبود، بلکه آیینه تمامنمای غیرت ملتی بود که نمیخواستند سقوط را باور کنند و درست همینجا بود که آن معجزه بزرگ رخ داد و رزمندگان با فریاد «اللهاکبر» از دل آتش گذشتند و دوباره کوچههای شهر را فتح کردند.
خرمشهر دیگر آن شهر پیش از اشغال نبود و حالا خونینشهری بود که با خون بهترین فرزندانش تطهیر شده بود. همانجا بود که امام امت، آن پیر فرزانه با نگاهی نافذ به افقهای روشن، فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»، اما در دل این حماسه بزرگ، یک صدا بود که تا ابد در چنین روزی در آسمان خرمشهر طنینانداز خواهد شد؛ ندای اذان اولین مؤذن مسجد جامع خرمشهر؛ او کسی نبود جز یک جوان رزمنده از دیار سرافراز کرج، «شهید حاج علی گروسی».
درست زمانی که گردوغبار نبرد عملیات غرورآفرین و پیروزمندانه «الی بیتالمقدس» فرو نشست، نگاهها به یک نقطه خیره شد؛ مسجد جامع شهر که حالا در و دیوارش پر بودند از رد گلولههای ظلم و ستم؛ همان قلب تپندهای که طی این مدت، شاهد مظلومیت شهر و تکهتکه شدن جوانانش بود، اما حالا دوباره داشت به زندگی بازمیگشت و شهید «گروسی»، رزمندهای از دیار کرج، اولین کسی بود که از میان آوار سنگرها گذشت و خود را به فراز گلدستهها رساند و نوای اذان را سر داد.
وقتی صدای اذان در کوچههای خونی و خاکی و فضای غبارآلود شهر طنینانداز شد، انگار امید را در دل مردمش زنده کرد، زیرا آن اذان، فقط یک دعوت به نماز نبود، یک اعلام مالکیت دوباره بود. صدایی که میگفت: «اینجا دوباره خانه ماست و خدا، صاحب این خاک است.» شهید گروسی با آن اذان، نامش را نهفقط در شناسنامه شهر کرج که در قلب تمام خرمشهریها حک کرد تا یادمان باشد که فتح قلهها، همیشه با یک «اللهاکبر» شروع میشود که از گلویی برخاسته از ایمان، به آسمان میرسد.
آری، خرمشهر، پیش از آنکه آزاد شود، در قلبهای ما دوباره متولد شده بود. همان وقتی که امام امت، در میان آنهمه هیاهوی ناامیدی، فرمودند که «خرمشهر را خدا آزاد کرد» و راه را برایمان روشن کردند که آزادسازی خاک، تنها آغاز راه است. ایشان با نگاهی به آینده وعده دادند که «خرمشهرها در پیش است» و امروز پس از گذشت دههها از آن تاریخ و از آن کلام، میبینیم که این سخن، نه یک حرف گذرا که یک استراتژی همیشگی برای ملتی بود که آموختهاند در محاصره سختترین تحریمها و فشارها، باز هم میتوان خرمشهرها را فتح کرد؛ و امروز، پس از گذشت سالها از آن حماسه بزرگ، ایران هنوز همان ایران ایستاده است؛ کشوری که هر بار از دل خاکستر سختیها، قامت راست کرده و دوباره جان گرفته است. این سرزمین را نه تحریم خم کرده، نه تهدید به زانو درآورده و نه زخمهای تاریخ توانستهاند چراغ امید را در دل مردمش خاموش کنند. ایرانیان خوب آموختهاند که اگر شهری ویران شود، میتوان دوباره آن را ساخت، اگر پلها فروریزند، دوباره ساخته خواهند شد و اگر دشمن خیال کند میتواند ریشه این ملت را بخشکاند، باز هم صدای «اللهاکبر» از دل این خاک بلند خواهد شد.
زیرا ایران، سرزمین مردمانی است که وطن را تنها یک تکه خاک نمیدانند؛ وطن برایشان شناسنامه غیرت، عزت و هویت است. همان مردمی که دیروز خرمشهر را از میان آتش بیرون کشیدند، امروز هم اجازه نخواهند داد چراغ این خانه خاموش شود. این ملت، در سختترین روزها ثابت کردهاند میتوانند دوباره بسازند، دوباره برخیزند و دوباره قلههای افتخار را فتح کنند؛ ملتی که ایران را هیچگاه تنها نمیگذارد و تا آخرین نفس، پای عزت و سربلندیاش میایستد.
انتهای پیام/
