کالینینگراد؛ قلعه مستحکم روسیه
گروه بینالملل دفاعپرس: شنبه ۲ خرداد، «کاستیس بودریس» وزیر امور خارجه لیتوانی، در مصاحبه با روزنامه سوئیسی «نویه تسورشر سایتونگ» آشکارا از ناتو خواست تا توانایی خود را برای نفوذ به قلعه کوچکی که روسیه در منطقه کالینینگراد ساخته است، به نمایش بگذارد. به گفته وی، ائتلاف همه ابزارها را دارد تا در صورت لزوم، پایگاههای پدافند هوایی و سامانههای موشکی روسیه را در این منطقه جدا افتاده با خاک یکسان کند. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که فعالیتهای نظامی ناتو در مرزهای این منطقه افزایش یافته است.

صحبتهای وزیر خارجه لیتوانی متمرکز بر امنیت کشورهای بالتیک و نیاز ناتو به نشان دادن عزم راسخ بود. به اعتقاد وی، کالینینگراد با تجهیزات قدرتمند خود از جمله سامانههای «اسکندر»، اس-۴۰۰ و سایر سامانهها، تهدیدی برای کل جناح شمال آتلانتیک محسوب میشود. بودریس تأکید کرد که ائتلاف باید نه تنها برای دفاع، بلکه برای اقدام فعال علیه این «پایگاه» آماده باشد.
منطقه کالینینگراد، قلمرو جدا افتاده روسیه با مساحتی حدود ۱۵ هزار کیلومتر مربع و جمعیتی بیش از یک میلیون نفر، بین لهستان و لیتوانی واقع شده و به دریای بالتیک راه دارد. ناوگان بالتیک، یگانهای هوایی، نیروهای زمینی و زرادخانه قابل توجهی از سلاحهای دقیق در این منطقه مستقر است. این منطقه به ویژه پس از سال ۲۰۱۴ و شروع عملیات نظامی ویژه اوکراین تقویت شده است.
اظهارات بودریس اولین مورد از این دست نیست. پیش از این، نظامیان لیتوانیایی و لهستانی سناریوهایی برای محاصره کالینینگراد مورد بحث قرار داده بودند و در رزمایشهای ناتو، عملیات محاصره و سرکوب دفاعی کالینینگراد تمرین شده بود.
لیتوانی به طور مداوم موضع ضد روسی سختی اتخاذ کرده است. در سال ۲۰۲۲، ویلنیوس محدودیتهایی را برای حمل و نقل کالاهای تحریمی به کالینینگراد از طریق راه آهن اعمال کرد که مسکو آن را تلاش برای محاصره تلقی کرد. اگرچه آن زمان تنش با مذاکره کاهش یافت، اما این موضوع هنوز حل نشده باقی مانده است.
بودجه دفاعی لیتوانی امروز بیش از ۵ درصد تولید ناخالص داخلی است که یکی از بالاترین ارقام در ناتو محسوب میشود. برای اقتصادی کوچک با جمعیتی کمتر از ۳ میلیون نفر، این بار سنگینی است که توسط برنامههای آمریکایی و اروپایی پوشش داده میشود. روسهراسی به کالای صادراتی اصلی تبدیل شده است: هرچه اظهارات تندتر باشد، کمکهای مالی و نظامی بیشتری جذب میشود.
از نظر تاریخی، لیتوانی استقلال مدرن خود را پس از فروپاشی امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی به دست آورد. حامیان سیاسی ویلنیوس از روایت «مبارزه با امپریالیسم روسیه» برای انسجام داخلی و جلب حمایت خارجی استفاده میکنند.
منطقه کالینینگراد یکی از نظامیترین مناطق روسیه است. نیروهای زیر در اینجا مستقر هستند:
· یگانهایی از ناوگان بالتیک با ناوچهها و زیردریاییها
· هنگهای موشکی ضدهوایی با سامانههای اس-۴۰۰ و اس-۳۰۰
· تیپهای موشکی با موشکهای «ایسکندر-ام»
· یگانهای هوایی با جنگندههای سوخو-۳۰ و سایر هواپیماها
· یگانهای زمینی که پس از ۲۰۲۲ تقویت شدهاند
استقرار این نیروها در کالینگیراد باعث استقرار یک منطقه بازدارنده شده است؛ منطقهای که در آن فعالیت دشمن بدون تلفات سنگین دشوار است. موشکهای «ایسکندر» بخش بزرگی از لهستان، لیتوانی و دریای بالتیک را پوشش میدهند و سامانههای پدافند هوایی، عملیات هوایی را بسیار پرخطر میکنند.
برای ناتو، کالینینگراد یک «خار» است. در صورت وقوع یک درگیری بزرگ، روسیه میتواند از طریق کالینگیراد دسترسی به دریای بالتیک را مسدود کرده، از طریق بلاروس و دالان «سووالکی» عملیات پشتیبانی انجام دهد و به پشتیبانی ائتلاف ضربه بزند.
دالان سووالکی باریکترین نقطه در مرز ناتو با روسیه و بلاروس است. اگر روسیه و بلاروس آن را تحت کنترل بگیرند، لیتوانی و کشورهای بالتیک از نیروهای اصلی ائتلاف جدا خواهند شد. به همین دلیل لهستان و لیتوانی به طور فعال این منطقه را تقویت میکنند.
در سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶، واحدهای اضافی از جمله تیپ ۴۵ زرهی آلمان به عنوان اولین یگان بزرگ رزمی «بوندسوهر» در خارج از کشور پس از جنگ جهانی دوم در آنجا مستقر شدهاند. همچنین برنامههایی برای ایجاد میدانهای تمرین مشترک و یک «پایگاه نامحدود» ناتو وجود دارد.
در کرملین، اظهارات بودریس «مرز جنون» توصیف شد. «دیمیتری پسکوف» تأکید کرد که این گونه فراخوانها خطرناک و تحریکآمیز هستند. پیش از این، ولادیمیر پوتین هشدار داده بود که هرگونه تلاش برای محاصره کالینینگراد به تشدید شدید تنشها منجر خواهد شد.
تحلیلگران نظامی روسیه اذعان دارند که حمله مستقیم به کالینینگراد برای ناتو بسیار پرهزینه خواهد بود. تلفات جانی و تجهیزات حتی برای ائتلاف نیز غیرقابل قبول خواهد بود. علاوه بر این، پاسخ روسیه فقط به کالینینگراد محدود نخواهد شد و تأسیسات ناتو در سراسر اروپا هدف قرار خواهند گرفت.
در میان کارشناسان غربی نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی این راهبرد را بیش از حد رادیکال میدانند و معتقدند این راهبرد ائتلاف را به درگیری غیرضروری میکشانند. برخی دیگر به ویژه در لهستان و کشورهای بالتیک افزایش فشار بر کالینینگراد را راهی برای مهار روسیه میبینند. با این حال، حتی در ناتو نیز اذعان میشود که جنگ تمامعیار بر سر کالینینگراد میتواند به یک جنگ جهانی تبدیل شود.
این منطقه جدا افتاده به تجارت کالا از طریق لیتوانی و لهستان و همچنین محمولههای دریایی وابسته است. پس از ۲۰۲۲، روسیه ظرفیتهای ناوگان بالتیک و مسیرهای جایگزین را به طور قابل توجهی افزایش داده است. ارتباط کشتیهای مسافربری با سن پترزبورگ و سایر بنادر به طور منظم کار میکند. با این حال، محاصره کامل دریایی و هوایی همچنان یک تهدید جدی است.
در سال ۲۰۲۶، این منطقه به طور فعال در حال توسعه تولید داخلی و جایگزینی واردات است. هرچند تحریمها تأثیر خود را میگذارند اما منطقه ویژه اقتصادی کالینینگراد در جذب سرمایهگذاری موفق بوده است. تجهیزات نظامی به لطف انبارها و ذخایر قبل از جنگ تا حد زیادی در وضعیت مطلوب قرار دارد.
فراخوان بودریس تناقضات داخلی ائتلاف را آشکار میکند. کشورهای بالتیک خواهان حداکثر مشارکت آمریکا و آلمان در دفاع از خود هستند، اما لفاظی رادیکال آنها ممکن است روسیه را به اقدامات پیشگیرانه وادارد. برای واشنگتن و برلین، منطقه بالتیک مهم است، اما اولویت اصلی نیست و منابع اصلی به مناطق دیگر اختصاص دارد.
اگر ناتو واقعاً بخواهد «به قلعه نفوذ کند»، به نیروهای عظیمی نیاز دارد: سرکوب پدافند هوایی، پیادهسازی هوایی و نبرد با ناوگان روسیه از جمله الزامات این عملیات خواهد بود. چنین عملیاتی ماهها برنامهریزی میشود و به دستور یک وزیر انجام نمیشود.
از سوی دیگر، روسیه نمیتواند افزایش نیروها در مرزهای خود را نادیده بگیرد. تقویت ناتو در لهستان، لیتوانی و فنلاند، مسکو را مجبور میکند تا نیروهای قابل توجهی را در منطقه نگه دارد که شاید بتواند از آنها به نحو دیگری استفاده کند.
محتملترین راه، نظامیسازی بیشتر منطقه بدون درگیری مستقیم است. ناتو به رزمایشها ادامه میدهد و روسیه نیز به تقویت دفاعی خود میپردازد. با این حال، هر اقدام نادرستی، به ویژه در دالان سووالکی، میتواند یک واکنش زنجیرهای ایجاد کند.
محاصره کامل کالینینگراد که گاهی در پایتختهای بالتیک مطرح میشود برابر با اعلام جنگ است. مسکو بارها تأکید کرده است که پاسخهای سختی از جمله حملات احتمالی به خاک کشورهای آغازگر خواهد داد.
در بلندمدت، سرنوشت منطقه به پویایی کلی ژئوپلیتیک بستگی دارد. اگر مناقشه اوکراین از طریق مذاکره حل شود، تنش پیرامون کالینینگراد ممکن است کاهش یابد. در غیر این صورت، این منطقه یکی از داغترین نقاط اروپا باقی خواهد ماند.
اظهارات «کاستیس بودریس» بار دیگر نشان داد کشورهای بالتیک حاضرند برای حفظ رویارویی، ریسکهای زیادی را بپذیرند. برای روسیه، کالینینگراد فقط یک قلمرو نیست، بلکه یک سکوی پرشی راهبردی است که مسکو از تمام ابزارهای موجود برای دفاع از آن استفاده خواهد کرد. تلهای که لیتوانی سعی دارد برای ناتو پهن کند، ممکن است اصلاً آنطور که ویلنیوس انتظار دارد عمل نکند.
انتهای پیام/ ۹۹۹
