آخرین مأموریت بانوی راهور که برای خدمت به مردم شهید شد

در تقویم حماسه‌سازان جنگ تحمیلی رمضان، نام سرهنگ اعظم فرهمند به عنوان نخستین بانوی شهیده نظامی در ستاد انتظامی نجف‌آباد ثبت شده است؛ زنی که در آستانه بازنشستگی، آخرین مأموریتش را در مسیر خدمت به مردم و دفاع از شرف به شهادت تبدیل کرد.
کد خبر: ۸۳۷۶۹۳
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴ - 30May 2026
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، روز ۱۷ اسفندماه سال ۱۴۰۴، زمانی که آسمان نجف‌آباد هدف حملات موشکی صهیونیست-آمریکایی قرار گرفت، ستاد انتظامی این شهرستان به کانون یک حماسه و ایستادگی تبدیل شد. در میان آوار‌های تخریب شده، سرهنگ اعظم فرهمند، افسر فراجا که سال‌ها در مسیر تسهیل امور مردم خدمت کرده بود، به شهادت رسید.
 
شهیده سرهنگ اعظم فرهمند
 
از تدریس سوادآموزی تا لباس نظامی
 
سرهنگ اعظم فرهمند، زندگی حرفه‌ای خود را از نهضت سوادآموزی آغاز کرد و سپس با ورود به نیروی انتظامی، مسیری سرشار از تعهد را پیمود. او در طول سالیان خدمت، در شهر‌های مختلف از جمله تهران، فریدون‌شهر و در نهایت نجف‌آباد فعالیت کرد.
 
علیمردان اسدی، همسر شهیده، در توصیف همسرش می‌گوید: «او به کارش علاقه داشت و بسیار فعال بود. حتی در خارج از ساعات اداری، با گوشی تلفنش پیگیر مشکلات مردم در زمینه‌های پلاک و تصادفات بود تا هیچ کاری روی زمین نماند.»
 
بازنشستگی در سایه جنگ
 
تقدیر چنین بود که سرهنگ فرهمند پس از ۲۹ سال خدمت خستگی‌ناپذیر، در آستانه دریافت حکم بازنشستگی در اسفندماه، با جنگ دوازده‌روزه رو‌به‌رو شود. او که پیش از این چندین بار در تصادفات شدید از مرگ گریخته بود، گویی برای لحظه نهایی و رسیدن به مقام شهادت آماده شده بود.
 
در روز ۱۷ اسفند، با وجود فضای متشنج جنگ، او با این باور که «کار مردم مانده است»، راهی محل کار شد؛ غافل از اینکه این آخرین حضور او در ستاد انتظامی نجف‌آباد خواهد بود.
 
آرزو‌هایی که در آسمان جاری شد
 
هستی اسدی، دختر شهیده، از آخرین شب‌های حضور مادرش در خانه می‌گوید: «آن شب حال و هوایش با همیشه فرق می‌کرد. مدام من را در آغوش می‌گرفت و از آرزوهایش برای آینده من و عروسی‌ام می‌گفت. حالا بزرگ‌ترین حسرتم این است که او دانشگاه رفتن من و داماد شدن برادرم را نمی‌بیند، اما باور دارم که او به عنوان یک فرشته، هنوز کنار ماست.»
 
کاغذ‌ها جایگزین تسلیحات شدند
 
حسین اسدی، فرزند شهیده که در لحظه انفجار در نزدیکی محل حادثه بود، به تضاد میان ماهیت مرکز انتظامی و نوع حمله اشاره می‌کند: «محل حادثه، راهور نجف‌آباد بود؛ جایی که هیچ تجهیزات نظامی یا جنگی در آن نبود و تنها مرکزی برای تعویض پلاک و امور اداری مردم بود. وقتی موشک اصابت کرد، تنها چیزی که در آسمان دیده می‌شد، تکه‌های برگه و کاغذ‌های اداری بود که در هوا پراکنده شده بودند.»
 
از زیارت مزار شهدا تا پیوستن به قافله
 
رابطه خانواده سرهنگ فرهمند با فرهنگ شهادت، ریشه در بازدید‌های مکرر آنها از جنت‌الشهدای نجف‌آباد داشت. حسین اسدی می‌گوید: «من و مادرم زیاد به مزار شهدا می‌رفتیم و نام و سن آنها را می‌خواندیم. دو هفته قبل از شهادتش هم آنجا بودیم و تصور نمی‌کردیم روزی نام مادر ما هم در کنار آنها قرار بگیرد.»
 
سرهنگ اعظم فرهمند، به عنوان اولین بانوی شهیده نظامی در این حادثه، یادگاری از عزت و شرف برای خانواده و مردم شهرستان نجف‌آباد به جای گذاشت؛ زنی که در مسیر دفاع از مردمش، مرگ در بستر را به شهادت در راه شرف ترجیح داد.
 
انتهای پیام / 122
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین