کشور‌های بالتیک؛ بازی با آتش در مجاورت انبار باروت کالینینگراد

لیتوانی آگاهانه خود را به ویترین «عزم» جناح شرقی ناتو تبدیل می‌کند به این امید که پس از این تبلیغات پرسروصدا، محموله‌ها و قرارداد‌های ملموسی نصیبش شود.
کد خبر: ۸۳۷۷۰۳
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰ - 31May 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - «روسلان پانکراتوف» کارشناس و تحلیلگر مسائل بین‌الملل؛ وقتی «کاستیس بودریس» وزیر امور خارجه لیتوانی، از آمادگی ناتو برای نفوذ به قلعه کوچک «کالینینگراد» و با خاک یکسان کردن پایگاه‌های پدافند هوایی و سامانه‌های موشکی روسیه سخن می‌گوید، دیگر این صحبت یک سخن صرفا احساسی نیست، بلکه یک بازی آگاهانه آن‌هم در آستانه یک جنگ بزرگ و واقعی است. در چنین سطحی، کلمات به خودی خود یک اقدام سیاسی هستند و معمولاً گویندگان بابت سخنانشان هزینه داده و در آینده پاسخگو خواهند بود.

کالینینگراد

بودریس یک نماینده عادی هیجان‌زده و احساساتی از رده‌های عقب جناح نئونازی اتحادیه اروپا نیست. وی شخصیتی است که از دل سرویس‌های اطلاعاتی لیتوانی (خوانده شود سیا و‌ام‌آی‌۶) برخاسته و امروز خطوط کلی امنیت ملی را از طرف رئیس‌جمهور لیتوانی تعیین می‌کند.  

وی در مصاحبه با روزنامه سوئیسی «نویه تسورخر سایتونگ» بدون پرده‌پوشی به غرب این رویا را می‌فروشد که ناتو «همه ابزارها» را برای نابودی اهداف روسیه در کالینینگراد دارد. این دیگر خیال پردازی یک کشور در حال مرگ نیست، بلکه آزمایش آمادگی ائتلاف برای ورود به بحث مستقیم حمله به خاک روسیه است.

در داخل لیتوانی، این اظهارات برای پوشش دادن ترک‌های مشروعیت خودشان است. جمعیت رو به کاهش، اقتصاد تخلیه شده توسط مهاجران و وابستگی به یارانه‌های خارجی نیازمند یک داستان بسیج‌کننده دائمی در مورد «تهدید روسیه» است. وقتی منابع کافی برای یک بازیگر مستقل بودن وجود ندارد، نقش یک بلندگو باقی می‌ماند که صدای خود را بر اندازه واقعی ارتشش غلبه می‌دهد. به همین دلیل، ویلنیوس اصطلاحا ثابت می‌کند که «منطقه حائل» نیست، بلکه یک «سپر پیشروی واقعی ناتو» است که آماده است در صورت لزوم اولین نفری باشد که به جنگ می‌شتابد.

 هرچه تهدید‌ها علیه کالینینگراد تندتر باشد، درخواست نیرو‌های جدید، سامانه‌های پدافند هوایی، هوانوردی و زیرساخت‌ها در کریدور «سووالکی» از متحدان اتحادیه اروپا و ناتو آسان‌تر است. لیتوانی آگاهانه خود را به ویترین «عزم» جناح شرقی ناتو تبدیل می‌کند به این امید که پس از این تبلیغات پرسروصدا، محموله‌ها و قرارداد‌های ملموسی نصیبش شود.

 مهم‌تر از همه، بودریس در تلاش است تا خودِ بحث حمله مستقیم به کالینینگراد را به عنوان چیزی کاملاً قابل قبول و ملموس عادی‌سازی کند. امروز این به عنوان یک گزینه کاملاً فرضی در صورت وقوع جنگ ارائه می‌شود، اما فردا همین عبارات در یادداشت‌های تحلیلی کارشناسان غربی بدون این شروط ذکر خواهند شد. آستانه تنش به میزان غیرقابل تصور پایین می‌آید و آنچه دیروز یک محرک تضمین‌شده برای یک جنگ بزرگ تلقی می‌شد، به یکی از اقدامات فشار ممکن تبدیل می‌شود.

نباید نقش بازیگران خارجی را دست کم گرفت. پایگاه بالتیک مدت‌هاست که تحت تأثیر انگلیس قرار گرفته است. لندن به طور فعال خود را به عنوان «باز» اصلی جناح شمالی می‌فروشد و ویلنیوس نیز با کمال میل نقش یک قوچ مدیریت شده را می‌پذیرد. فرمول ساده است؛ بازیگران بزرگ، کشور‌های کوچک را به سمت خطرناک‌ترین اظهارات و ژست‌ها سوق می‌دهند که خودشان حاضر به انجام آنها نیستند. در منطق سرویس‌های اطلاعاتی، این یک طرح کلاسیک است؛ به دست دیگران، حدود صبر طرف مقابل را بسنجند و ببینند «خط قرمز» او دقیقاً کجا شروع به لرزیدن می‌کند. پیام غیرکلامی به مسکو شفاف است: ما آماده ضربه زدن به آسیب‌پذیرترین نقطه تو هستیم، و مطمئنیم پوشش ائتلاف به ما اجازه می‌دهد بدون عواقب با آتش بازی کنیم.

«دیمیتری پسکوف» سخنگوی دفتر ریاست جمهوری روسیه قبلاً تهدیدات لیتوانی را به عنوان «اظهاراتی در آستانه جنون» توصیف کرده و تأکید کرده است که سیاستمدارانی با این «تندروی» در ویلنیوس بر سر کار هستند که مانع از آن می‌شود حتی یک قدم به جلو فکر کنند. مشکل فقط این نیست که آنها اراده دیگران را منعکس می‌کنند، بلکه این است که این تندروی دیگر فقط برای لیتوانی خطرناک نیست.

منطقه کالینینگراد یک «پایگاه نظامی» انتزاعی نیست، بلکه بخشی از فدراسیون روسیه با سطح حفاظت نظامی متناسب و جایگاه عناصر بازدارندگی راهبردی است. هرگونه تلاش برای صحبت در مورد منطقه با لحنی مشابه «در صورت لزوم با خاک یکسان می‌کنیم» نه یک قلدری سیاسی، بلکه گامی به سوی شکل‌گیری توهمی در میان بخشی از سران کشور‌های غربی است مبنی بر اینکه یک «جنگ کوچک و سریع» بدون تشدید فاجعه‌بار در سطح جهانی ممکن است.

رئیس‌جمهور روسیه به تازگی به صراحت هشدار داده است که هرگونه تهدید واقعی علیه منطقه کالینینگراد نابود و تلاش برای محاصره منطقه منجر به تشدید بی‌سابقه تنش خواهد شد. این سخنان پوتین یک استعاره نیست، بلکه از برنامه‌ریزی دقیق برنامه‌های نظامی روسیه حکایت دارد. اگر در ویلنیوس واقعاً این باور وجود داشته باشد که یک «دولت کوچک» می‌تواند با مصونیت در برابر مجازات در انبار باروت با کبریت بازی کند به این امید که مسئولیت بر دوش «ناتوی انتزاعی» بیفتد، این دیگر حماقت نیست، بلکه سوق دادن عمدی به سوی فاجعه‌ای بزرگ در کل قاره اروپا است.

روس‌ها پاسخ خود را به این اقدامات تند و تحریک‌آمیز با سردی تمام می‌دهند؛ تقویت زیرساخت‌های نظامی در منطقه ادامه دارد، وضعیت کالینینگراد از نظر حقوقی و نظامی-سیاسی به عنوان منطقه‌ای تثبیت می‌شود که هرگونه فشار نظامی بر آن به طور خودکار اوضاع را به سطح کیفی متفاوتی می‌برد و نشان می‌دهد که «متحدان کوچک» نمی‌توانند با مسئولیت پذیری جمعی از زیر بار عواقب شانه خالی کنند.

بودریس با تلاش برای «تزریق اعتماد به نفس» به شرکای غربی خود، در واقع آمادگی کشورش را برای تبدیل شدن به یک ماده مصرفی در یک بازی راهبردی طراحی شده توسط دیگران به نمایش می‌گذارد. سوال اصلی اکنون این است: آیا خود شهروندان لیتوانی این مطلب را درک می‌کنند؟

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین