ارمنستان؛ خیلی دور و خیلی نزدیک
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، ارمنستان همیشه برای ایران همسایهای ویژه بوده است. درک عمق تحولات ژئوپلیتیک اخیر در این کشور، مستلزم شناخت ریشههای تاریخی روابط ارمنستان با روسیه، علل فاصلهگیری کنونی آن از مسکو، و تبعات نزدیکی ایروان به غرب بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است.

وابستگی تاریخی به روسیه
ارمنستان مدرن مدیون توسعهٔ امپراتوری روسیه در قفقاز است. در سال ۱۸۲۸ و با امضای عهدنامه ترکمانچای میان ایران و روسیه، خانات ایروان و نخجوان به قلمرو تزارها ضمیمه شدند. بر اساس این عهدنامه، منطقه وسیعی به وسعت حدود ۲۰ هزار کیلومتر مربع از ارمنستان امروزی و دیگر مناطق قفقاز به روسیه واگذار و رودخانه ارس به عنوان مرز جدید میان ایران و روسیه تثبیت شد. این سرآغاز حضور سیاسی و نظامی روسیه در قلب قفقاز جنوبی بود.
در دوران اتحاد جماهیر شوروی، ارمنستان به یکی از جمهوریهای آن تبدیل شد و وابستگی زیرساختی و اقتصادی عمیقی به مرکز (مسکو) پیدا کرد. فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، ارمنستان تازهاستقلالیافته را در وضعیت شکنندهای قرار داد. محاصره اقتصادی از سوی ترکیه و آذربایجان به دلیل مناقشه قرهباغ، ایروان را بیش از پیش به سمت مسکو سوق داد. در نتیجه، ارمنستان به عضویت پیمان امنیت جمعی (CSTO) به رهبری روسیه درآمد و میزبان پایگاه نظامی روسیه در گیومری شد و از این رو به عنوان متحد استراتژیک کرملین در منطقه شناخته میشد.
انگیزههای جدایی از روسیه
اما در سالهای اخیر، این تصویر دستخوش تغییرات عمیقی شده است. مهمترین عامل در این فاصلهگیری، «شکست تضمینهای امنیتی روسیه» در قبال ارمنستان بوده است. ناتوانی و عدم اقدام مؤثر روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) در حمایت از ارمنستان در جریان جنگهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ با جمهوری آذربایجان، ضربه مهلکی به اعتماد ایروان وارد کرد. ناامیدی زمانی به اوج رسید که نیروهای آذربایجان در سپتامبر ۲۰۲۳ کنترل کامل منطقه قرهباغ را به دست گرفتند. روسیه که از نظر تاریخی ضامن امنیت ارمنستان محسوب میشد، در عمل نتوانست مانع این تحول شود.
در واکنش به این ناکامی، ارمنستان در عمل مشارکت خود در پیمان امنیت جمعی (CSTO) را به حالت تعلیق درآورده و اعلام کرده است که به طور کامل از این پیمان خارج خواهد شد. رهبران ارمنستان آشکارا از تمایل خود برای پیوستن به اتحادیه اروپا سخن میگویند و از روسیه فاصله میگیرند. در این میان، نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، نقش محوری در هدایت این سیاست خارجی جدید ایفا میکند که هدف آن کاهش نفوذ تاریخی روسیه و مسکو محور، و جستجوی شرکای جدید در غرب است.
تقابل فرصتها و تهدیدها در نزدیکی به غرب
چرخش به سمت غرب، ارمنستان را در مسیری پرپیچ و خم و همراه با فرصتها و تهدیدهای جدی قرار داده است. جدول زیر تصویر روشنی از این محاسبه دشوار ارائه میدهد:
فرصتها (نقاط قوت)
- تنوعبخشیدن به امنیت: ارمنستان به دنبال جایگزینهایی برای چتر امنیتی روسیه است. استقرار مأموریت نظارتی غیرنظامی اتحادیه اروپا (EUMA) در مرزهای ارمنستان و تخصیص ۳۰ میلیون یورو کمک غیرکشنده از سوی این اتحادیه برای تقویت توان دفاعی این کشور، نشانههایی از این تغییر رویکرد است.
- جذب کمکهای مالی و سرمایهگذاری: این کشور از برنامههای حمایتی اتحادیه اروپا بهرهمند شده است. به عنوان مثال، طرح «تابآوری و رشد» با بودجه ۲۷۰ میلیون یورویی برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۷ به دنبال تقویت زیرساختها و تحول دیجیتال در ارمنستان است.
- اصلاحات دموکراتیک و شفافیت: نزدیکی به غرب میتواند انگیزهای برای تسریع اصلاحات سیاسی و اقتصادی، کاهش فساد و بهبود شاخصهای حکمرانی ایجاد کند. بهبود نسبی جایگاه ارمنستان در شاخصهای بینالمللی نشانههایی از این روند است.
تهدیدها (نقاط ضعف)
- واکنش خصمانه روسیه: مسکو این تغییر جهت را خط قرمز خود میداند و واکنش نشان داده است. از جمله تهدیدها، احتمال توقف ترجیحات اقتصادی و افزایش چند برابری قیمت گاز صادراتی روسیه به ارمنستان است.
- زیانهای اقتصادی جدی: خروج از اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) به معنای از دست دادن دسترسی ترجیحی به بازار بزرگ روسیه و کشورهای عضو است. این امر به ویژه برای صادرات محصولات کشاورزی و صنعتی ارمنستان ضربهای سنگین خواهد بود.
- انزوای ژئوپلیتیک: نزدیکی کامل به غرب میتواند ارمنستان را در منطقهای که روسیه، ترکیه و ایران در آن منافع حیاتی دارند، با چالشهای جدیتری در حفظ موازنه روابط مواجه کند.
تهدیدها و فرصتهای برای ایران
چرخش ارمنستان به سمت غرب، از منظر جمهوری اسلامی ایران «نقطه عطفی حساس» محسوب میشود. تهران در میان پیچیدگیهای این تحول، هم تهدیدهای جدی و هم فرصتهای بالقوهای را رصد میکند.
تهدیدها بیش از هر چیز ناظر بر تغییر موازنه قوا و کریدورهای ارتباطی است:
- ضعف امنیت و ظهور خلأ قدرت: کاهش نفوذ روسیه در ارمنستان که حافظ ثبات نسبی در مرزهای شمال غربی ایران بود، میتواند به بیثباتی و خلأ ژئوپلیتیکی منجر شود که ورود قدرتهای فرامنطقهای (به ویژه آمریکا و ناتو) را تسریع کند. از منظر تهران، خروج ارمنستان از CSTO و فاصله گرفتن از مسکو «مطلوب نیست» و همکاری سهجانبه تهران، ایروان و مسکو را تضعیف میکند.
- فشار بر کریدورهای ترانزیتی: فعال شدن هرچه بیشتر کریدور موسوم به «زنگزور» برای اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه، مهمترین تهدید اقتصادی و امنیتی برای ایران است. اگر چنین کریدوری بدون نقشآفرینی تهران فعال شود، مرز استراتژیک ایران با ارمنستان (بیش از ۴۰ کیلومتر) به طور کامل حذف خواهد شد و قفقاز جنوبی را به فضایی کاملاً تحت نفوذ ترکیه و آذربایجان تبدیل خواهد کرد. این سناریوی «تله ژئوپلیتیک» مهمترین نگرانی راهبردی ایران محسوب میشود.
فرصتها نیز در دل همین تحولات پنهان شدهاند:
- افزایش نفوذ اقتصادی: با کاهش وابستگی ارمنستان به بازار روسیه، این کشور به طور طبیعی به دنبال شرکای اقتصادی جایگزین در جنوب خواهد بود. ایران میتواند با تقویت کریدور شمال-جنوب و بهرهبرداری از اشتراکات انرژی و ترانزیتی، جایگاه خود را به عنوان یک دروازه ارتباطی مطمئن برای ارمنستان و بازارهای جهانی تثبیت کند.
- ایفای نقش موازنهگر: چرخش ارمنستان به غرب، لزوماً به معنای قطع کامل روابط آن با مسکو نیست. در این شرایط، ایران قادر است با حفظ و تقویت روابط متوازن با تمامی بازیگران کلیدی (روسیه، ترکیه و ارمنستان)، نقش یک «بازیگر ثباتساز و موازنهگر» را در قفقاز جنوبی ایفا کند و از تبدیل شدن منطقه به عرصه انحصاری یک قدرت خاص جلوگیری نماید.
سخن پایانی
ارمنستان، برخلاف گذشته که سایه بلند روسیه بر سر آن بود، امروز در حال تدوین مسیر مستقلی است. این همسایه کهن ایران، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت «قدرتهای دور» چشم دوخته است. برای تهران، قفقاز «پشت بام راهبردی» کشور است و هر تحرکی در آن، از کریدور زنگزور تا امنیت مرزهای آذربایجان شرقی، با حساسیت بالا رصد میشود. اکنون، هوشمندی دیپلماسی ایران در این است که ضمن مدیریت تهدیدهای ناشی از نفوذ غرب، از پنجرههای فرصتهای اقتصادی بازشده توسط این چرخش حداکثر استفاده را ببرد و اجازه ندهد موازنه شکننده و دیرینه در قفقاز به هم بریزد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
