تهدید وجودی روسیه در راهبرد سیاست خارجی لهستان

در راهبرد جدید سیاست خارجی لهستان که به تازگی تصویب شده، این کشور روسیه را تهدیدی وجودی می‌داند و سیاست‌های مقابله‌ای خود را بر مبنای تقویت ارتش، استقلال امنیتی و ائتلاف‌های دوجانبه بنا نهاده است.
کد خبر: ۸۳۷۹۱۲
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 02June 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - «ایگور ژوکوفسکی» پژوهشگر ارشد گروه مطالعات جامع منطقه بالتیک؛ در ۳ مارس ۲۰۲۶، دولت لهستان «راهبرد جدید سیاست خارجی» را تصویب کرد که از نظر مفهومی، به شدت یادآور ایده‌های «استانیسواف لم»، نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی لهستانی است. لم در آوریل ۲۰۰۰، تحت تأثیر تحولات جهانی، مقاله کوتاهی نوشت و در آن کوشید تا چارچوب ممکن و مجاز سیاست خارجی لهستان را در دوران غیرخطی پیش رو ترسیم کند. او نفرین ژئوپلیتیک کشورش را به خوبی توصیف کرد: محکوم به ساختن راهبرد توسعه بر پایه مانور و حرکت بین دو همسایه بزرگ، آلمان و روسیه.

روسیه

«رادوسواف سیکورسکی» وزیر امور خارجه لهستان، راهبرد ۲۰۲۶-۲۰۳۰ را اساس‌نامه‌ای مبتنی بر «واقع‌گرایی لیبرال» می‌نامد. این سند، فروپاشی نظم جهانی پیشین را تشخیص داده و روسیه را به عنوان یک تهدید وجودی بلندمدت برای امنیت ملی معرفی می‌کند.

در چنین شرایطی، عامل کلیدی تأمین منافع ملی، ارتش قوی ملی و آمادگی سیاسی برای استفاده از آن برای وارد کردن خسارت غیرقابل تحمل به یک متجاوز احتمالی است. این رویکرد مستقیماً با ایده‌های «لم» در مورد آمادگی برای دفاع از خود بدون اتکای صرف به ناتو همخوانی دارد.

لهستان علاوه بر توسعه توان دفاعی خود، بر دو رکن در سیاست بین‌الملل خود و در رابطه با متحدان خود تکیه دارد:

۱. حفظ و تعمیق همکاری نظامی با آمریکا به عنوان ضامن کلیدی امنیت.
۲. توسعه پتانسیل اقتصادی و دفاعی اتحادیه اروپا.

این راهبرد بر اصل تداوم و برنامه‌ریزی بلندمدت در سیاست امنیتی بدون توجه به تغییر دولت‌ها تأکید دارد و به دنبال تثبیت نقش لهستان به عنوان یکی از رهبران در ساختار‌های اتحادیه اروپا و ناتو است. هدف، تبدیل لهستان از یک «مصرف‌کننده امنیت» به تعیین کننده دستور کار سیاسی جامعه فراآتلانتیک است.

نتیجه‌گیری اصلی این تحلیل این است که فدراسیون روسیه به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیک تهدیدی وجودی برای لهستان تلقی می‌شود که قصد بازبینی نظم جهانی و تغییر معماری امنیتی اروپا را دارد.

تهدید جنگ با روسیه به طور نظام‌مند برای اهداف زیر استفاده می‌شود:

· بسیج سیاسی داخلی و تحکیم جامعه.
· مشروعیت‌بخشی به افزایش هزینه‌های دفاعی و اجرای برنامه‌های تسلیحاتی عظیم.
· توجیه سیاست مستقل‌تر امنیتی در برابر بحران همبستگی فراآتلانتیک و کاهش اعتماد به تعهدات ناتو.

لهستان به طور فعال در حال شکل‌دهی شبکه‌ای از معاهدات دوجانبه امنیتی با بازیگران کلیدی ناتو از جمله انگلیس، فرانسه و به زودی آلمان است تا کاهش تعهدات آمریکا را جبران کرده و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته نظامی را تضمین کند.

این سند راهبردی همچنین به بررسی تاریخچه همکاری‌های فراموش‌شده روسیه و لهستان می‌پردازد:

· دوره «بازنشانی» روابط: (۲۰۰۹_۲۰۱۴) در این دوره، دیدار بین مقام‌های عالی‌رتبه، ایجاد مراکز گفتگوی دوجانبه، توافقنامه تحرک مرزی محلی برای ساکنان کالینینگراد و لهستان و حتی مذاکرات برای صادرات برق از نیروگاه هسته‌ای بالتیک واقع در کالینینگراد به لهستان انجام شد.
· شکاف پس از ۲۰۱۴: با بحران اوکراین، لهستان سیاست خود را به طور اساسی تغییر داد. تمامی پروژه‌ها متوقف و مرز‌ها عملاً بسته شد. آخرین نماد همکاری، توافقنامه تحرک مرزی، در سال ۲۰۱۶ به بهانه‌های امنیتی لغو گردید.

لهستان امروز روسیه را تهدیدی وجودی می‌داند و سیاست‌های خود را بر مبنای تقویت ارتش، استقلال امنیتی و ائتلاف‌های دوجانبه بنا نهاده است.

اما «استانیسواف لم»، این نویسنده علمی-تخیلی، جمله امیدوارکننده‌ای نیز دارد: آینده همیشه متفاوت از چیزی است که ما قادر به تصور آن هستیم.» امیدواریم که این نویسنده نابغه در این مورد نیز درست گفته باشد. مسکو آینده را بر اساس درک خود از راهبرد‌های طرف مقابل، روند منتهی به نظامی‌سازی و مارپیچ تشدید تنش تصور می‌کند، اما همچنان امیدوار است که آینده واقعی کاملاً متفاوت از این تصور تیره و تار باشد.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین