ترور و کودتا؛ الگوی رفتاری ثابت در سیاست خارجی آمریکا
گروه استانهای دفاعپرس- «سید محمدجواد هاشمینژاد» دبیرکل بنیاد هابیلیان؛ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا هربار با تکرار ادعاهای همیشگی و کسالت بار خود و اسلافاش، ایران را متهم به حمایت از تروریسم میکند. هنگامی که مقامات آمریکایی ایران را به «تروریسم دولتی» متهم میکنند، در واقع با یک فرافکنی، تصویری از چند دهه عملکرد خشن و غیرقانونی شان را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار میدهند. این همان مکانیسم دفاعی روانشناختی فرافکنی است که در عرصه سیاست خارجی به راهبردی آشنا برای برخی دولتها و سیاستمداران بدل شده است. برای درک این ادعا، نیازی نیست به سراغ دشمنان آمریکا رفت؛ کافی است نگاهی به اسناد رسمی و تحقیقات انجامشده در خود آمریکا بیندازیم.

آمریکا سابقهای طولانی در ترور رهبران منتخب و مستقل کشورها دارد. تحقیقات کمیته چرچ -کمیته منتخب سنا در سال ۱۹۷۵- رسما فاش کرد که سازمان سیا در چند کشور از جمله کوبا (فیدل کاسترو)، کنگو (پاتریس لومومبا)، جمهوری دومینیکن (رافائل تروخیو) و ویتنام (نگو دین دیم) دست به توطئه برای ترور رهبران سیاسی زده است. اسناد منتشرشده نشان میدهد که سیا یک قابلیت عملیات اجرایی را برای انجام ترورهای فراقضایی حفظ کرده بود. بر اساس گزارش نهایی کمیته، بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، ایالات متحده در چندین توطئه ترور دست داشت.
در مورد ایران، پرونده آشکار ترور سپهبد حاج قاسم سلیمانی که به دستور مستقیم رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به شهادت رسید، تنها یک نمونه شاخص و بارز است. پیش از آن هدف قراردادن هواپیمای مسافربری ایرباس ایران بر فراز خلیج فارس در سال ۱۳۶۷ که منجر به شهادت ۲۹۰ سرنشین آن شد، حمله به کشتی تجاری ایران راجر در سال ۱۳۶۶ که منجر به شهادت ۴ ملوان و گروگانگیری ۲۵ نفر دیگر شد، بخشی از اقدامات تروریسم دولتی آمریکا علیه ایران بوده است. ترور رهبر انقلاب اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ و جمعی از همراهان و خانواده ایشان و تعدادی از مقامات سیاسی و شخصیتهای علمی کشور نیز بخشی از کارنامه سیاه دولت آمریکا در توسل به اقدامات تروریستی است. افزون بر اینها، اظهارات مکرر ترامپ مبنی بر تحویل سلاح به گروههای تجزیهطلب و تروریست کردی ضد انقلاب برای استفاده در داخل کشور، چیزی جز یک اعتراف صریح به نقش واشنگتن در حمایت از تروریستها نیست.
پرونده نیکاراگوئه در دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۱۹۸۶ یکی از آشکارترین محکومیتهای تاریخی آمریکا در نقض قوانین بین المللی و بهرهگیری از تروریسم دولتی است. دیوان دادگستری، ایالات متحده را به دلیل آموزش، تأمین مالی و حمایت لجستیکی از گروههای شورشی «کنترا» که مرتکب جنایات وحشیانه علیه غیرنظامیان و اقدامات ترور میشدند، محکوم کرد. واشنگتن نه تنها این حکم را نادیده گرفت، بلکه قطعنامه شورای امنیت را وتو کرد.
با پایان جنگ سرد، این الگو متوقف نشد. آمریکا در افغانستان به جنگجویان موسوم به مجاهدین (از جمله گروههایی که بعدها هسته اولیه القاعده را تشکیل دادند) تسلیحات و بودجه میلیاردی داد. زبیگنیف برژینسکی، مشاور اسبق امنیت ملی، صراحتا تأیید کرده که کمک به مجاهدین قبل از تهاجم شوروی آغاز شد تا شوروی را به دام بیندازند. همان افرادی که بعدها با لباس القاعده به نماد تروریسم تبدیل شدند، دیروز با بودجه و آموزش سیا «مبارزان راه آزادی» بودند.
عملیات «مانگوز» و تروریسم علیه کوبا: در دهه ۱۹۶۰، سیا گروههایی از تبعیدیان کوبایی را برای بمبگذاری در هتلها، مزارع و تأسیسات صنعتی آموزش داد. همان شبکه تروریستی بعدها در سال ۱۹۷۶ مسئول انفجار هواپیمای مسافربری کوبانا شد که منجر به کشته شدن ۷۳ نفر گردید. سرکردگان این گروهها نظیر لوئیس پوسادا کاریلس و اورلاندو بوش، با حمایت و چشمپوشی دستگاه قضایی آمریکا در فلوریدا آزادانه زندگی میکردند. بوش در ۱۹۹۰ توسط جورج بوش پدر عفو شد و پوسادا تنها به اتهام ورود غیرقانونی دستگیر گردید، نه تروریسم.
استفاده از پهپادها و ترور فراقضایی: از زمان دولت بوش تا اوباما، آمریکا برنامه گستردهای برای ترور با پهپاد در پاکستان، یمن و سومالی راهاندازی کرد. تحقیقات نشان میدهد که بین ۱۵ تا ۳۰ درصد قربانیان این حملات غیرنظامی بودهاند. جان برنان، مشاور ضدتروریسم اوباما، تلویحا پذیرفته که این حملات منجر به کشتار غیرعمدی شهروندان بیگناه شده است. این اقدامات که طبق قوانین بینالمللی مصداق اعدام فراقضایی و گاهی تروریسم دولتی است، تا به امروز ادامه دارد.
آمریکا در آمریکای لاتین، از «طرح لازو» در کلمبیا در دهه ۱۹۶۰ حمایت کرد که منجر به تشکیل گروههای شبهنظامی راستگرا موسوم به ارتشهای ضد کمونیست شد. این گروهها مرتکب شکنجه، ناپدید کردن اجباری و ترور دهها هزار کشاورز، اعضای اتحادیهها و فعالان چپ شدند. در السالوادور و گواتمالا، شبه نظامیان تحت حمایت واشنگتن، دههها مرتکب نسلکشی علیه مردم بومی شدند. در سال ۱۹۶۶، اولین گروه مرگ در گواتمالا توسط ماموران امنیتی آمریکا ایجاد و مستقیما نظارت شد.
واشنگتن در حالی مدعی مبارزه با تروریسم است که خود به مدت دههها از تروریسم دولتی اسرائیل علیه فلسطینیان حمایت همهجانبه کرده است. ایالات متحده از یک سو با وتوی قطعنامههای شورای امنیت که خواستار آتشبس فوری در غزه بودند، عملا چراغ سبز به جنایات جنگی رژیم صهیونیستی داده است. از سوی دیگر سالانه میلیاردها دلار کمک نظامی به اسرائیل میدهد.
مجموع کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ بالغ بر ۲۱ میلیارد دلار بوده است. کمکهای مالی و نظامی که در کنار حمایتهای دیپلماتیک در شورای امنیت، مشارکت مستقیم آمریکا در جنایاتی را رقم میزند که نهادهای بینالمللی آن را نسلکشی، گرسنگیدادن عمدی و جنایت علیه بشریت توصیف کردهاند. استمرار جنایات اسرائیل در کشتار بیش از ۷۲ هزار فلسطینی از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بدون حمایت واشنگتن هیچگاه محقق نمیشد. واشنگتن بهعنوان پشتیبان رسمی قتل و ترور فلسطینیها از آن زمان تاکنون باید پاسخگوی تاریخ و افکار عمومی و محاکم باشد.
ایالات متحده به دلیل اعمال نفوذ، بودجه نظامی و حق وتوی خود در شورای امنیت، به بزرگترین و مصونترین حامی تروریسم دولتی در تاریخ معاصر تبدیل شده است. ادعای امروز و دیروز رئیس جمهور آمریکا در مورد ایران، نه یک اشتباه اطلاعاتی که یک استراتژی حسابشده به نام فرار به جلو، برای پنهان کردن ناکامیهای خود در جنگ غیرقانونی علیه ایران و تلاشی برای توجیه ناممکن آن، در داخل و خارج آمریکاست.
دوران این یاوهگوییها به پایان رسیده است. رفتارهای فراقانونی آمریکا برای منافع شخصی آنچنان عریان و آشکار و الگویی تکراری است که چنین ادعاهایی توسط مقامات آمریکایی، به جای آنکه به کمک شان بیاید، آنها را رسواتر میکند. حقیقت روشن است و نمیتوان آن را پوشاند.
انتهای پیام/
