حماسه و جهاد >> سایر
«کابوسهای بیروت»؛ روایت زنی تنها در گیرودار جنگ لبنان
چهلوپنجمین نشست انجمن ادبی خورشید با حضور جمعی از نویسندگان و پژوهشگران، به نقد و بررسی رمان «کابوسهای بیروت» اثر غاده السّمان پرداخت. مریم مطهریراد، رماننویس، در این نشست با تحلیل فرم و محتوای اثر، آن را متنی اعتراضی علیه جنگ، تعصب و بیتفاوتی دانست.
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، انجمن ادبی خورشید در چهلوپنجمین نشست خود، میزبان نقد و بررسی کتاب «کابوسهای بیروت» اثر غاده السّمان بود. این نشست با حضور مریم مطهریراد، سمیه عالمی، مرضیه نفری، سیده فاطمه موسوی، معصومه امیرزاده، فاطمه نفری و سیده عذرا موسوی برگزار شد.

زمینه تاریخی و خلاصه داستان
کتاب «کابوسهای بیروت» نخستین بار در سال ۱۹۷۶ میلادی، یک سال پس از آغاز جنگ داخلی لبنان منتشر شد؛ جنگی که پانزده سال به درازا کشید. داستان حول محور زن نویسندهای میچرخد که در گیرودار جنگ، در خانهاش محبوس شده است. او و هممحلیهایش تحت تهدید تکتیراندازها و گروههای تندروی مذهبی هستند. در میان یاد معشوقی که قربانی تعصبات شده، زندانی شدن برادر، کمبود آب و غذا و اوضاع بغرنج خانه، راوی تصمیم میگیرد با نوشتن پیشنویسهایی از کابوسهایش، راهی برای فرار بیابد. سرانجام او با کیفی از وسایل قدیمی و خاطرات، با کمک یک ماشین زرهی از خانه گریخته و به هتلی کنار دریا پناه میبرد.
پهنهمتنی غیرداستانی
مریم مطهریراد، رماننویس و سخنران اصلی این نشست، در توصیف فرم اثر گفت: «کابوسهای بیروت، متنی چهلتکه است که به واسطه روایتهای مجزا، به پهنهمتنی غیرداستانی تبدیل شده است.»
وی افزود: «از منظر روایتشناسی، چیدن موزائیکهای متنی که پیوستگی داستانی و خطی با هم ندارند، اما جنس محتوایشان مشترک است، نویسنده را در موضعی قرار میدهد که حرفهای زیادی برای گفتن دارد و قرار است قالب بزرگی را برای جا دادن همه کلماتش داشته باشد.»
راوی درونرویداد و اول شخص
مطهریراد راوی این متن (که در ایران با عنوان رمان ترجمه شده) را «درونرویداد و اول شخص ناظر» دانست و توضیح داد: «راوی خودش قضاوت میکند، احساساتش را یکطرفه بروز میدهد و در نهایت نتیجهگیریاش را بر خواننده تحمیل میکند. او وسط ماجرا نشسته و از همان جا ماجرایش را میگوید؛ بنابراین بخشی از روایت که مربوط به زندگی خودش است، گذشتهنگری ندارد؛ اما رویدادهایی را که به صورت تکهتکه بیان و با نام کابوس شمارهگذاری کرده، حوادثیاند که در زمان حال رخ داده و نویسنده آنها را خاطرهگونه و پشت هم تعریف میکند.»
تأثیرگذاری روایتها و تاریخنگاری
نویسنده درباره ضرباهنگ و تأثیرگذاری تکههای روایی گفت: «گاهی جنس این روایتها فانتزی و غیرواقعی است، اما مضمونشان به کلیت متن نزدیک است. تکههای روایی در میان زندگیگوییِ راوی طوری چیده شدهاند که اگر جابهجا شوند، اتفاق خاصی نمیافتد. ضمن اینکه ضرباهنگ متن را بسیار کند کردهاند. این تکهها ماجراهای قابل اعتنایی هستند که اگر برای هرکدام بهتنهایی طرح داستانی ریخته شود، میتوانند داستانهایی با تصویر و تأثیر مرکزی عالی باشند؛ اما، چون در متن پشت هم و بدون پیوند داستانی آمدهاند، آن تأثیر را از دست داده و صرفاً تبدیل به روایتهایی شدهاند که میتوان سریع از آنها عبور کرد.»
با این حال، مطهریراد تأکید کرد: ««کابوسهای بیروت» به لحاظ تاریخنگاری و دادن تصاویر متعدد از یک حادثه یا واقعه تاریخی، حائز اهمیت است و خاصیت تبدیل شدن به رمانی تاریخی را بالقوه در خود دارد.»
اعتراض به جنگ، تعصب و بیتفاوتی
مطهریراد به جنبههای معنایی و اعتراضی کتاب اشاره کرد و گفت: «به لحاظ معنایی، کلیت محتوایی کتاب اعتراضی است. اعتراض به بیفکری انسانها و جهانی که ساختهاند؛ جهانی که اندیشهای در آن نیست و نمادش تهدید کتابخانه و سپس آتش زدن آن است؛ کتابخانهای که مثل تمدن قدمت دارد و دربرگیرنده عقلانیت است.»
وی ادامه داد: «اعتراض بعدی به رسوم اجتماعی توخالی است که هیچ فایدهای برای هیچکس نداشته و باعث شده آدمها به سمت دروغ، دورویی و فریب بروند. مثالهای نمادین این اعتراض در کابوس، دستمال شب زفاف عروس و داماد و متنی که به پاپانوئل فقیر میپردازد، است.»
نقد دنیای بدون عشق و منفعتطلبان
رماننویس به دنیای بدون عشق و مهر در رمان نیز پرداخت و گفت: «نویسنده به دنیایی اعتراض میکند که نهتنها در آن عشقها را میکشند، بلکه قابلیت رویش عشق را نیز از میان میبرند. نمونه این اعتراض در زندانی شدن برادر و کشته شدن یوسف است که راوی به هر دو مهر میورزد و مایه امید به زندگیاش میداند.»
همچنین وی به اعتراض به بیطرفنشینان منفعتطلب اشاره کرد: «نویسنده به کسانی اعتراض میکند که ظلم به دیگران را ندید میگیرند، زیرا نهتنها منفعتی در اعتراض نمیبینند، بلکه آن را به زیان خود میدانند. با این حال در بزنگاهها، آنجا که نفعشان حکم میکند معترض میشوند که چهبسا دیر شده باشد. نمونه این نوع اعتراض در کتاب بسیار است، از جمله داستان مرد عرب قمارباز.»
بستر بیان برههای تاریخی
مطهریراد در پایان گفت: «نویسنده به واسطه این اعتراضهاست که چنین قالبی را برای روایت انتخاب کرده است. گرچه متن با این شیوه روایت، بغضناک شده، ولی بستر خوبی برای بیان برههای از تاریخ که حوادث متعددش، سریع و بیوقفه، جامعه را از این رو به آن رو کرده، فراهم نموده است.»
انتهای پیام/ 119
لینک کپی شد
نظر شما
