حماسه و جهاد >> سایر
از کفن آیتالله خامنهای تا تصمیم اعلام خبر رحلت
خاطرات حجتالاسلام مهدی امام جمارانی، از یاران نزدیک امام، پرده از جزئیات کمتر شنیدهشدهای از بیماری، رحلت و تشییع امام خمینی (ره) برمیدارد؛ از فرستادن کفن شخصی آیتالله خامنهای برای امام تا تصمیمگیری درباره زمان اعلام خبر رحلت.
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، رحلت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، ایران و جهان را در سوگ فرو برد، اما روزهای پایانی حیات ایشان و لحظات حساس پس از آن، روایتهایی دارد که کمتر به تفصیل بیان شده است. حجتالاسلام مهدی امام جمارانی، از یاران نزدیک و ناظران عینی این وقایع، در خاطراتی که در مردادماه ۱۳۶۸ (کمتر از دو ماه پس از رحلت) ضبط شده است، پرده از جزئیات بیماری، تصمیمگیریهای حیاتی و لحظات وداع با امام برمیدارد.

بیماری و امید
مهدی امام جمارانی در توصیف روند بیماری امام، از تناقضگوییهای پزشکان و واقعیت تلخ سرطان خبر میدهد. او میگوید: «پزشکان برای دلداری ما میگفتند که اگر ۹۵ درصد سرطان بدخیم باشد، ۵ درصد آن خوشخیم است و امیدوار بودند که امام جزو آن ۵ درصد باشد، اما عکس قضیه بود.»
وی با توصیف شدت بیماری میافزاید: «سرطان ابتدا در معده بود و سهچهارم آن را برداشتند، اما به محض اینکه معده را درمان میکردیم، کلیه از کار میافتاد و وقتی کلیه را میرسیدیم، طحال از کار میافتاد و این چرخه تا رسیدن به قلب ادامه داشت. این بیماری چنان طوفانی به پا کرد که گویی غباری غلیظ بلند شد و پس از خوابیدن این طوفان، امام نماندند.»
طلب مرگ و نگرانی از اختلافات داخلی
در خاطرات امام جمارانی، اشارهای به درخواست امام برای مرگ میشود؛ نه از روی درد، بلکه از روی میل به پیوستن به خدا. او نقل میکند که پس از عمل جراحی، وقتی آقای هاشمی رفسنجانی پیشنهاد سخنرانی امام برای نماز جمعه را داد، امام فرمودند: «سلام مرا به مردم برسانید و به مردم بگویید که دعا کنند که خدا مرا بپذیرد.»
همچنین، امام جمارانی به تأثیر عمیق اختلافات داخلی بر روح امام اشاره میکند: «ما همیشه احساس میکردیم امام از قدرتهای خارجی نمیترسد، اما نگران جریانات داخلی و اختلافات بود. جریان شریعتمدار و سپس صحبتهای ضدونقیض آقای منتظری، صدمات روحی عجیبی به امام وارد کرد و تنها یک تا دو ماه از آن جریانات نگذشت که حادثه سرطان و رحلت امام رخ داد.»
آخرین ساعات
در آخرین ساعات عمر امام، او پس از غذا خوردن و استراحت خانمها، دچار حمله قلبی شد. با وجود نارسایی قلبی، امام با وجود ضعف، نماز مغرب را خواندند. امام جمارانی میگوید: «آنهایی که نزدیک بودند گفتند حدود ۳۰ رکعت نماز را پشتسرهم خواندند. اما حدود ساعت ۳ بعدازظهر حمله قلبی دوم رخ داد و امام به حالت اغما رفتند.»
در این لحظات، تلویزیونهای مداربسته نفسهای امام را نشان میدادند و تلاشهای پزشکی برای نجات ایشان بینتیجه بود. امام جمارانی میگوید: «دقیقاً مثل چراغی که خاموش و روشن میشود، آخرین خاموشی ساعت ۱۰ شب رخ داد.»
کفن آیتالله خامنهای
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای این خاطرات، ماجرای کفن امام است. امام جمارانی میگوید: «در حنوط و کفنکردن امام، آقای توسلی، حاج احمد آقا و من حضور داشتیم. شب، جنازه به مصلی رفت. صبح که به مصلی رفتیم، دیدیم کفن امام پاره شده است. در آن لحظه حساس، آیتالله خامنهای که تازه مسئولیت رهبری را بر عهده گرفته بودند، پارچهای را که از مکه برای کفن خودشان تهیه و نگهداری میکردند، برای کفنکردن امام فرستادند.»
اعلام یا عدم اعلام خبر؟
پس از رحلت امام، اختلاف نظری میان بزرگان درباره زمان اعلام خبر رخ داد. آقای هاشمی رفسنجانی معتقد بود تا زمان تشکیل جلسه خبرگان و تعیین رهبر، خبر را مخفی نگه دارند تا از هرجومرج جلوگیری شود. اما حاج احمد آقا با قاطعیت مخالفت کرد و گفت: «مردم با امام اینگونه نبودند؛ ما دیشب حال بد امام را به مردم گفتیم، امشب هم باید رحلت ایشان را اعلام کنیم. اگر شب نگوییم، صبح اول وقت به مردم بگوییم.»
سرانجام، قرار شد از ساعت ۵ صبح رادیو قرآن پخش شود و در ساعت ۷ خبر رحلت اعلام گردد.
دریای سیاه و هلیکوپتر
تشییع امام با صحنهای بینظیر همراه بود. امام جمارانی میگوید: «مصلی پر از جمعیت سیاهپوش بود. جنازه امام با هلیکوپتر به سمت بهشتزهرا (س) حرکت کرد، اما به دلیل ازدحام جمعیت، هلیکوپتر نتوانست فرود بیاید. جنازه را دوباره به جماران آوردند و کفن جدیدی بر تن ایشان کردند و در تابوتی آهنین و قفلشده قرار دادند. این بار، با هماهنگی بیشتر، هلیکوپتر توانست جنازه را به آرامی به بهشتزهرا برساند و در اول شب به خاک سپردند.»
انتهای پیام/ 119
لینک کپی شد
نظر شما
