پاسخ محبتآمیز رهبر شهید انقلاب به نامه یکی از آزادگان در چنگال رژیم بعثی عراق
«سیدمصطفی میرشجاع» آزاده و پیشکسوت دوران دفاع مقدس در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس از خراسان رضوی، در تشریح چگونگی ارسال یکی از نامههای خود به سیدالشهدای انقلاب اسلامی ایران؛ حضرت آیتالله «سیدعلی خامنهای» و جواب ایشان به وی اظهار داشت: نامههای صلیب سرخ در دوران اسارت؛ این طور بود که در یک صفحه آن؛ نشانی گیرنده و فرستنده درج میشد و در صفحه دیگر، که مخصوص نگارش متن نامه بود، از وسط به دو نیم تقسیم میشد که در قسمتی از آن؛ من و سایر آزادگان نامه را برای خانواده و نزدیکان خود مینوشتیم و در قسمت دوم؛ پاسخ آن نامهها توسط صلیب سرخ از ایران به دست اسرا در اردوگاههای عراقی میرسد.
آزاده و پیشکسوت دوران دفاع مقدس یادآور شد: این نامهها؛ بیشتر اوقات توسط منافقین و با همکاری رژیم بعثی عراق سانسور میشدند؛ به همین دلیل، اسرا معمولاً سعی میکردند که نامههای خود را به صورت رمزی یا کدگذاری شده ارسال کنند تا اصل مطلب از تیغ سانسور دشمن در امان باشد.
وی تصریح کرد: در یکی از این نامهنگاریهایی که من در دوران اسارتم در اردوگاههای رژیم بعثی عراق داشتم، با یک سلام متن اصل نامه را خالی به ایران فرستادم منتهی پیامم را در قسمت نشانی گیرنده و به صورت رمزی ارسال کردم. چگونه؟ بدین صورت که در قسمت فرستنده؛ تمام مشخصاتم مانند نام و نامخانوادگی، نام پدرم (سید یحیی) و محل اردوگاه اسارتم، صلاحالدین تکریت، درج شده بود، اما در قسمت گیرنده بعد از نگارش کد اسارتم به شماره ۷۸۷۸؛ اسم گیرنده را سید علی موسوی، و نام پدر را سید جواد درج کردم و در ادامه نشانی را به این صورت نوشتم: ایران، خراسان، مشهد، خیابان تهران، کوچه تسلیت، سر نبش، پلاک ۹۷، منزل آقا سید علی.

میرشجاع با اشاره به اینکه من در این نامه به صورت رمزگذاری شده به نزدیکانم در ایران و در شهر مشهد؛ پیام دادم که سلام مرا به رهبر شهیدمان برسانند، در ادامه خاطرنشان کرد: در اینجا؛ منظورم از سید علی، شخص آیت الله شهید خامنهای بود که نام پدرشان هم سید جواد است. به غیر از ایران، خراسان و شهر مشهد با کدهایی مثل خیابان تهران، کوچه تسلیت و منزل سیدعلی سعی کرده بودم که به گیرندگان نامهام پیام دهم که از طریقی این نامه را به دست رهبرشهیدمان برسانند. به بیان دیگر؛ من با آن نامه به نوعی ارتحال حضرت امام خمینی (ره) را به خانواده خود و رهبر شهیدمان تسلیت گفته بودم .
آزاده و پیشکسوت دوران دفاع مقدس در تکمیل این بخش از صحبت خود تأکید کرد: آن زمان؛ نخستین روزهای زعامت آیتالله شهید خامنهای به مقام رهبری انقلاب و بعد از ارتحال امامخمینی (ره) بود و به همین دلیل؛ من عنوان کوچه تسلیت را انتخاب کردم و برای رد گم کردن، پلاک منزل پدری که شمارهاش ۹۷ بود را در متن گیرنده درج کردم. بر همین اساس آن کسی که در اردوگاه صلاحالدین عراق؛ مسئول سانسور بود فقط با یک سلام، متن خالی نامه و نشانیهای مندرج در نامه مواجه بود و اصلاً متوجه این کدگذاری نشد.
وی در ادامه درباره نحوه دریافت نامهها توسط خانواده آزادگان در ایران اظهار داشت: من، چون در رده اسرای شاخص بودم؛ نامههایم بیشتر از طریق همان کد ۷۸۷۸ پیگیری و از این طریق به دست خانوادهام میرسید بنابراین؛ چنانچه اگر خانواده به جایی نقل مکان میکرد، از طریق همان کد قابل پیگیری بود و در ادامه کسی به نشانی درج شده کاری نداشت و فقط همان ابتدای نامه یعنی ایران، خراسان و شهر مشهد مهم بود.
میرشجاع در تکمیل این بخش از صحبت خود تصریح کرد: دریافت این نامهها در خود عراق هم همین طور بود یعنی اگر چنانچه اسرا اردوگاهشان جابهجا میشد از طریق همان کدی که داشتند قابل پیگیری بودند و نامههای خانوادهها از این مسیر به دستشان میرسید.
این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه صلیب سرخ نامههای اسرا را ابتدا به هلال احمر ایران در تهران تحویل میداد و در ادامه از آنجا به کل کشور تقسیم میشدند، در ادامه یادآور شد: نامه من به رهبر شهید انقلاب اسلامی؛ با همان ترفندی که اشاره کردم از تیغ سانسور رژیم بعثی عراق عبور کرد به ایران رسید؛ منتهی از آنجایی که من به همراه برخی دیگر از آزادگان در روز چهارم شهریور ۱۳۶۹ از اردوگاههای رژیم بعثی عراق آزاد و به میهنمان برگشتیم؛ ارسال نامهها به دست خانوادهها متوقف شد و به دست کسی نرسید که نامه من نیز مشمول همین حالت بود.

وی در پایان صحبت خود خاطرنشان کرد: نامه من؛ مشمول برخی فرآیندهای اداری شده و بعدها از طریق هلال احمر به وزارت اطلاعات و از آنجا به بیت رهبری و دست شخص رهبر شهیدمان رسید و ایشان هم به پاسخ محبتآمیز خود را به من ابلاغ کردند. مدتی بعد کسانی که دستاندرکار بودند، این نامه را از طریق نام و نامخانوادگیام و همچنین نام پدرم، که در قسمت فرستنده درج شده بود، به دستم رساندند. متن پاسخ رهبر شهید انقلاب به نامه من به شرح زیر است:
«عزیز گرامی؛ آقاسید مصطفی میرشجاع
سلام صمیمانه و سرشار از محبت و ارادت خود را به تو عزیزم ابلاغ میکنم.
گرچه وقتی نیست که یاد تو و دیگران، جایگاه ممتاز خود در قلب این برادرت را احراز نکرده باشد. به شما افتخار میکنم و با وجود شما دل را که همیشه سرشار از امید به لطف خداست، امیدوارتر میکنم. در سایه اعانت و هدایت الهی باشید. سلام مرا به همه برسانید.
سید علی موسوی
۶۹/۴/۹»
انتهای پیام/
