سپاه فراگیر؛ از جغرافیای مقاومت تا هندسه تمدن نوین اسلامی
گروه بینالملل دفاعپرس - سعید شهرابی فراهانی، مدیر مرکز مطالعات و پژوهش بینالمللی ضد صهیونیستی و جبهه مقاومت؛ جهان در آستانه پیچ تاریخی بزرگی قرار گرفته است؛ عصری که در آن نظمهای کهنه جهانی یکی پس از دیگری فرومیریزند و ملتها برای ورود به دوران جدید، در حال بازتعریف قدرت، هویت و آینده خویشاند. در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان با ساختارهای سنتی امنیتی، تهدیدهای پیچیده و چندلایه امروز را مهار کرد. دشمنان امت اسلامی، جنگ را از میدانهای کلاسیک به عرصههای ترکیبی، شناختی، رسانهای، اقتصادی، سایبری و امنیتی کشاندهاند؛ جنگی که مرز جغرافیا نمیشناسد و هدف نهایی آن، فروپاشی اراده ملتها و نابودی هویت مقاومت است.

در این میدان بزرگ تاریخی، ایده تشکیل «سپاه فراگیر قدس پاسداران انقلاب اسلامی (امام مهدی عج)» نه یک شعار احساسی، بلکه یک ضرورت راهبردی، تمدنی و تاریخی برای جهان اسلام و همه آزادگان عالم بهشمار میرود؛ طرحی که میتواند تمامی ظرفیتهای مقاومت را در قالب یک منظومه هماهنگ، مقتدر و آیندهساز گرد هم آورد.
امروز جبهه مقاومت دیگر محدود به یک کشور یا یک منطقه نیست. از فلسطین و لبنان تا عراق، سوریه، یمن، افغانستان، آفریقا، آمریکای لاتین و حتی قلب اروپا و آمریکا، میلیونها انسان آزاده در برابر نظام سلطه ایستادهاند. آنچه این جریان عظیم را به هم پیوند میدهد، صرفاً اشتراک سیاسی نیست؛ بلکه ایمان به عدالت، مقابله با استکبار، دفاع از کرامت انسان و آرمان آزادی ملتهاست. اما این ظرفیت عظیم، برای اثرگذاری حداکثری، نیازمند یک ساختار کلان، هماهنگ و دارای فرماندهی راهبردی واحد است.
ایران اسلامی در چهار دهه گذشته نشان داده که تنها کشوری است که توانسته در برابر شدیدترین فشارهای جهانی ایستادگی کند و در عین حال، محور شکلگیری بزرگترین جبهه ضدسلطه در عصر معاصر باشد. تجربه دفاع مقدس، مقابله با تروریسم تکفیری، شکست پروژه داعش، حمایت از فلسطین و ایجاد عمق راهبردی مقاومت، ثابت کرده که جمهوری اسلامی صرفاً یک دولت ملی نیست؛ بلکه قلب تپنده یک حرکت تمدنی در جهان اسلام است.
بر همین اساس، فرماندهی کلان چنین ساختاری باید زیر نظر مرکز ثقل جبهه مقاومت جهانی یعنی جمهوری اسلامی ایران تعریف شود؛ زیرا هر جبهه تاریخی برای پیروزی، نیازمند محور فرماندهی، انسجام راهبردی و وحدت در تصمیمگیری است. بدون این محوریت، جبهه مقاومت دچار پراکندگی، فرسایش و نفوذ خواهد شد.
«سپاه فراگیر قدس» در این نگاه، صرفاً یک سازمان نظامی نیست؛ بلکه یک شبکه عظیم تمدنی و راهبردی است که میتواند همه نیروهای مؤمن، انقلابی و ضدسلطه را در حوزههای مختلف به هم متصل کند؛ از نیروهای نظامی و امنیتی گرفته تا نخبگان علمی، رسانهای، فرهنگی، اقتصادی و سایبری. جنگ آینده، فقط جنگ موشک و تانک نیست؛ جنگ روایتها، افکار، اقتصادها و فناوریهاست؛ بنابراین این سپاه فراگیر باید دارای ابعاد چندگانه باشد؛ سپاه رسانه، سپاه سایبری، سپاه علمی، سپاه اقتصادی و سپاه فرهنگی، در کنار بازوی دفاعی و میدانی.
از منظر راهبردی، تشکیل چنین ساختاری میتواند چند تحول اساسی در معادلات جهانی ایجاد کند:
نخست، تبدیل جبهه مقاومت از یک ائتلاف منطقهای به یک قدرت تمدنی جهانی. امروز دشمنان اسلام تلاش میکنند مقاومت را صرفاً یک مسئله خاورمیانهای نشان دهند، در حالیکه حقیقت آن است که روح مقاومت در حال تبدیل شدن به یک موج جهانی ضدسلطه است. سپاه فراگیر قدس میتواند این انرژی پراکنده را به یک قدرت منسجم جهانی تبدیل کند.
دوم، ایجاد بازدارندگی فراگیر در برابر پروژههای تجزیه، اشغال و بیثباتسازی. تجربه سالهای اخیر ثابت کرده که هر جا مقاومت سازمانیافته وجود داشته، پروژههای سلطه شکست خوردهاند. دشمن زمانی عقبنشینی میکند که احساس کند با یک جبهه جهانی و یکپارچه مواجه است، نه با مقاومتهای پراکنده.
سوم، زمینهسازی برای شکلگیری تمدن نوین اسلامی. تمدن تنها با اقتصاد یا سیاست ساخته نمیشود؛ بلکه نیازمند قدرت دفاعی، هویت مشترک، انسجام فکری و آرمان مشترک است. سپاه فراگیر قدس میتواند ستون امنیتی و راهبردی تمدن آینده جهان اسلام باشد.
چهارم، احیای روح امید و عزت در میان ملتهای مسلمان و مستضعف. دهههاست که نظام سلطه تلاش میکند ملتها را به این باور برساند که مقاومت بیفایده است و هیچ قدرتی توان مقابله با آمریکا و صهیونیسم جهانی را ندارد. اما پیروزیهای مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق و یمن نشان داد که ایمان، اراده و سازماندهی میتواند معادلات جهانی را تغییر دهد.
در بعد آرمانی، این حرکت میتواند مقدمهای برای تحقق «امت واحده اسلامی» باشد؛ امتی که مرزهای مصنوعی و اختلافات تحمیلی، آن را از هم جدا نکند.
دشمنان اسلام سالها با پروژه قومیتگرایی، فرقهسازی و جنگهای داخلی تلاش کردند جهان اسلام را تجزیه کنند، اما جبهه مقاومت ثابت کرد که میتوان حول محور عدالت، کرامت و مقابله با ظلم، وحدتی فراتر از قومیت و مذهب ایجاد کرد.
پیوند این حرکت با فرهنگ انتظار و آمادگی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج)، به آن عمقی معنوی و تاریخی میبخشد. در فرهنگ شیعه، انتظار بهمعنای سکون و انفعال نیست؛ بلکه آمادگی، مجاهدت، خودسازی و زمینهسازی برای تحقق عدالت جهانی است؛ بنابراین سپاه فراگیر قدس میتواند نماد «انتظار فعال» و تجلی اراده ملتهایی باشد که میخواهند در شکلگیری آینده جهان نقشآفرین باشند.
بیتردید دشمنان چنین طرحی، با تمام توان به میدان خواهند آمد؛ از تحریم و جنگ روانی گرفته تا عملیات امنیتی و رسانهای. اما تاریخ نشان داده که ملتهایی که بر ایمان، آرمان و وحدت تکیه کنند، شکستناپذیر خواهند بود.
امروز جهان در حال عبور از نظم آمریکامحور به سوی نظمی جدید است. در این گذار تاریخی، ملتهایی پیروز خواهند شد که دارای سازمان، آرمان، رهبری و قدرت تمدنی باشند. «سپاه فراگیر قدس پاسداران انقلاب اسلامی (امام مهدی عج)» در چنین افقی، میتواند نهتنها یک ساختار دفاعی، بلکه پرچمدار شکلگیری عصر جدیدی از عزت، مقاومت و بیداری جهانی باشد؛ عصری که در آن ملتها دیگر زیر پرچم سلطه زندگی نخواهند کرد و آرمان عدالت، استقلال و کرامت انسانی، به حقیقتی جهانی تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
