ماجرای نام سردار اشرفی در لیست ترور
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، «شهیده سعیده هادیان»، بانویی مؤمنه، صبور و مهربان بود. ۴ ماه بیشتر نداشت که پدرش، «پاسدار شهید محمدرضا هادیان»، در سال ۱۳۶۵ در فاو به شهادت رسید. آشنایی و ازدواجش با شهید «محمدرضا اشرفی»، مردی همنام و همرسم پدر، سرآغاز بهار زندگیاش بود. بهاری جاودانه که با میوههای دلشان، ضحی ۱۸ ساله، ثنا ۱۵ ساله و امیرحسین ۱۰ ماهه به ثمر نشست.

دو ماه پیش از آغاز جنگ رمضان، زمزمه قرار گرفتن نام سردار محمدرضا اشرفی در لیست ترور، به گوش سعیده هم رسیده بود و خوب میدانست که خطری بزرگ خانوادهاش را تهدید میکند. مادرش دل نگران بود و از او میخواست تا همراه فرزندانش به خانه آنها بیایند و از خطر در امان باشند. اما سعیده که همراه و همسنگر همسرش بود، پاسخ داد: «نه مامان، ما محمدرضا رو تنها نمیذاریم و هرجا باشه ما هم همراهش هستیم».
دخترشان ضحی هم با ایمانی راسخ میان درد دلهایش با مادربزرگ به او میگفت: «مامان جون! اگه همین الان دشمن با موشک ما رو بزنه من از شهادت نمیترسم».
شهادت، سرمشق هر ثانیه زندگیشان بود تا آنکه در خلال جنگ تحمیلی سوم، ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ در پی حمله دشمن آمریکایی-صهیونی، «سردار شهید محمدرضا اشرفی» که در سرتاسر عمرش در اوج گمنامی کوشید تا خدمتگزار مردم بیبضاعت سرزمینش باشد همراه با همسرش «شهیده سعیده هادیان» و فرزندانش «شهیده ضحی اشرفی»، «شهیده ثنا اشرفی» و «شهید امیرحسین اشرفی» خونین بال تا عرش الهی پر کشیدند تا گواهی دهند که شهادتِ خانوادگی میراث کربلاست.
مزار این خانواده شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) در قطعهٔ ۴۲، ردیفهای ۶ و ۷، شماره ۲۸ است.
انتهای پیام/ 119
