تروریسم ساخته استکبار در برابر مقاومت اسلامی
گروه استانهای دفاعپرس- «سید محمدجواد هاشمینژاد» دبیرکل بنیاد هابیلیان؛ به یقین انقلاب اسلامی، تحولی بنیادین بر مناسبات حاکم بر جهان در قرن بیستم بود. جهانی که در پی سدهها، حکمرانی مکاتب فکری مادی شکل گرفته بود، با انقلابی روبهرو شد که نگاهی جدید به زندگی و دنیا داشت. از همین رو بود که از ابتدا موضع خود را در برابر قدرتهای جهان روشن کرد و وابسته نبودن خود را به قطبهای حاکم بر جهان فریاد زد. آنچه که در پی قرنها سلطه نظامهای استکباری به وجود آمده بود، استثمار فکری عموم مردم دنیا بود که دوگانه سلطهگر و سلطهپذیر به باوری عمومی بدل شده بود و آن را واقعیتی محتوم و اجتنابناپذیر قلمداد میکردند و این دقیقا همان نقطه شروع مبارزه امام راحل بود. اما این مبارزه نه با پشتوانه اندیشههای چپ مارکسیستی که خود به اهرمی برای استبداد بدل شده بود، بلکه با اتکا به اندیشههای الهی که ذات حقیقی انسان، راه به آن دارد، ظهور کرد.

از همین رو بود که زنگ خطر برای نظام سلطه که قدمتی از زمان رنسانس در غرب داشت به صدا در آمد. این الهامبخشی به تدریج سبب شکلگیری گروههای آزادیخواه در کشورهای مختلف شد و شالوده اولیه گروههای مقاومتی را به وجود آورد که مورد تعرض و تهاجم بودند. شکلگیری مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی همه ریشه در اندیشه اسلامی امام خمینی داشت.
در این اندیشه، تنها راه برون رفت از نظام سلطه، آزادی افکار و مقاومت در برابر سلطهگران در میان آحاد مردم بود. اندیشهای که سبب تربیت شخصیتهایی شد که چندی بعد خود الهامبخش در میان جوامع خود و دیگر ملتها بودند. شهیدان سیدعباس موسوی، شیخ احمدیاسین، سید حسن نصرالله و در راس آنها سیدالشهدای انقلاب اسلامی حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای همه دانشآموخته مکتب فکری امام راحل بودند که خود بدل به رهبرانی الهامبخش در مسیر مقاومت شدند.
در این میان نظام استکباری به تکاپو افتاد تا بتواند این مسیر را متوقف کند و برای تحقق آن دو رویکرد را در پیش گرفت. اول با پشتوانه دستگاه تبلیغاتی و رسانهای خود، گروههای مقاومتی که در پی احقاق حقوق خود و ملتهایشان بودند را، گروههای تروریستی معرفی کرد و در رویکردی دیگر با ساختن نسخههای بدلی از گروههای به ظاهر اسلامی، اما در حقیقت تروریستی، در پی ایجاد مشابهت میان این دو و بازی با افکار عمومی بود.
در حقیقت نظام سلطه با ایجاد و پرورش گروهکهای تروریستی که رویکردهایی به شدت افراطی داشتند و با ضریب دادن به رویکردهای وحشیانه آنها در پی آن بود که تمامی این اقدامات را بهعنوان مقاومت اسلامی نشان دهد و از همین رهگذر جمهوری اسلامی ایران را حامی تروریسم و گروه مقاومت را گروههای تروریستی معرفی کند. اما آنچه مشخص است چه در نوع تفکر، چه در نوع رویکرد و چه از منظر اهداف فاصلههای نجومی میان گروههای مقاومت و نسخههای بدلی آن یعنی گروهکهای تروریستی افراطگرا است.
مقاومت تلاش میکند تا با رسوخ در میان وجدانهای بشری و با اتکا به اراده ملتها در برابر تجاوزگری بیاستد در حالیکه گروهکها با ایجاد ایجاد وحشت و ترس در میان آحاد مردم خود را تثبیت میکند. مقاومت خود را وامدار مردم میداند و متکی به خواست عموم است، اما گروهکها خود را مسلط بر مردم میدانند و کمترین اهمیتی برای خواست مردم قائل نیستند. ریشه همه گروهکهای تروریستی به نظام سلطه بازمیگردد در حالیکه مقاومت زائیده اراده مردم است. مقاومت در پی تجاوز و اشغال متجاوز شکل میگیرد در حالیکه تروریستها به دنبال مطامع سیاسی هستند.
گرچه مقاومت اسلامی قدمتی به اندازه دوران استعمار دارد، اما بلوغ و شکوفایی آن با انقلاب اسلامی تبلور یافت. انقلاب اسلامی که با اندیشه امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و دورانی جدید را برای آینده بشری نوید داد.
انتهای پیام/
