فروپاشی مرزهای ساختگی با عملیات غرورآفرین نصر
تجربه منطقه نشان داده است که نبردهای بزرگ، اغلب پس از شکستن یک معادله قدیمی و تولد یک معادله جدید آغاز میشوند.
گروه بینالملل دفاعپرس - حسین پاک؛ حمله اخیر ایران در پاسخ به تجاوز رژیم صهیونیستی به ضاحیه، صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه یک اعلام موجودیت راهبردی و تثبیت یک معادله جدید در منطقه بود. معادلهای که دشمن طی سه سال گذشته، از غزه تا لبنان، از سوریه تا عراق و یمن، تمام توان سیاسی، اطلاعاتی و نظامی خود را برای جلوگیری از شکلگیری آن به کار گرفته بود. این عملیات از چهار جهت دارای اهمیت ویژه است.

نخست؛ غیرقابل پیشبینی بودن: دشمن تلاش کرده بود با جنگ اطلاعاتی، ترورها و ضربات پیدرپی، ابتکار عمل را در اختیار بگیرد و زمان و مکان هر پاسخ احتمالی را کنترل کند. اما پاسخ ایران نشان داد که هنوز عنصر غافلگیری، مهمترین سلاح جبهه مقاومت است و هیچ دستگاه اطلاعاتی نمیتواند اراده یک ملت و یک محور را بهطور کامل محاصره کند.
دوم؛ از میان برداشتن مرزهای جغرافیایی کاذب و تثبیت «وحدت الساحات»: پیامی که از این عملیات مخابره شد، روشن است: ضاحیه، غزه، صنعا، بغداد و تهران دیگر پروندههایی جدا از هم نیستند. هرگونه تلاش برای تجزیه میدانها و منزوی کردن یک جبهه، با شکست مواجه خواهد شد. دشمن سالها کوشید لبنان را از ایران، غزه را از لبنان و سایر اضلاع جبهه مقاومت را از یکدیگر جدا کند؛ اما این پاسخ نشان داد که معادله جدید بر پیوستگی میدانها استوار است.
سوم؛ سرعت در تصمیم و اجرا: در نبردهای فرسایشی، زمان خود بخشی از قدرت است. فاصله کوتاه میان تجاوز دشمن و پاسخ ایران، این پیام را منتقل کرد که دوران واکنشهای دیرهنگام گذشته است و هر اقدام میتواند در زمانی بسیار کوتاه با پاسخی متناسب یا حتی فراتر از انتظار روبهرو شود.
چهارم؛ معادلهسازی: اهمیت این عملیات بیش از میزان خسارت مادی آن، در ایجاد یک قاعده جدید بازدارندگی است. اگر این معادله تثبیت شود، دشمن در محاسبات آینده خود ناچار خواهد بود هرگونه تجاوز به لبنان را در چارچوب یک رویارویی منطقهای ارزیابی کند، نه صرفاً یک نبرد محدود در یک جغرافیای خاص.
اما باید واقعبین بود؛ رژیم صهیونیستی به احتمال زیاد در برابر این تحول سکوت نخواهد کرد. این رژیم طی سه سال گذشته، تمام راهبرد خود را بر جلوگیری از شکلگیری چنین معادلهای بنا کرده است؛ معادلهای که جبههها را به یکدیگر پیوند میزند و هزینه تجاوز را بهشدت افزایش میدهد. عقبنشینی در برابر آن، به معنای پذیرش شکست یکی از مهمترین اهداف راهبردی تلآویو خواهد بود.
از همین رو، احتمال پاسخ متقابل دشمن را باید جدی گرفت. آنچه اکنون اهمیت دارد، نه هیجان پس از یک موفقیت، بلکه حفظ بالاترین سطح آمادگی، انسجام و هوشیاری است. تجربه منطقه نشان داده است که نبردهای بزرگ، اغلب پس از شکستن یک معادله قدیمی و تولد یک معادله جدید آغاز میشوند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری باید آماده بود؛ زیرا آنچه رخ داده، صرفاً یک حمله نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه در نبرد ارادهها و معادلات منطقه است.
انتهای پیام/ 944
لینک کپی شد
نظر شما
