رزمندگان با چشمان بسته می‌رفتند تا با چشمان باز برگردند

نحوه شهادت شهید محمد رستمی نیز بسیار دردناک بود. دوستانش روایت می‌کردند که وقتی محمد تیر خورد و مجروح شد، دشمن با تانک دور جسد او چرخید.
کد خبر: ۸۳۹۷۷۷
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹ - 08June 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، زندگی شهید محمد رستمی، رزمنده‌ای که جوانی‌اش را در کوچه‌پس‌کوچه‌های جنگ گذراند تا به اوج سعادتمندی، یعنی شهادت برسد پر از ایثار و مقاومت است. گفت‌و‌گو با حیدر رستمی، برادر بزرگتر این شهید والامقام، پرده از راز‌های یک زندگی ساده، اما سرشار از معنویت برمی‌دارد. 

شهید محمد رستمی

از کودکی در سایه‌سار انقلاب
محمد رستمی، فرزند خانواده‌ای کشاورز در روستای ریز شهرستان دشتستان بوشهر، در سال ۱۳۴۳ چشم به جهان گشود. دوران نوجوانی او همزمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و آغاز تحمیل جنگ هشت‌ساله بود. محمد برخلاف بسیاری از هم‌سن و سالان خود که اوقات فراغت را به بازی‌های معمول می‌گذراندند، سرنوشت خود را با دفاع از میهن و دین گره زد. او در دوم مرداد ماه ۱۳۶۱، در سن ۱۸ سالگی و در جریان عملیات رمضان، با رمز «یا صاحب‌الزمان» به درجه رفیع شهادت نائل آمد. 

پدری کشاورز و فرزندانی که قله‌های شهادت را فتح کردند
حیدر رستمی، برادر شهید محمد، در این گفت‌و‌گو درباره ساختار خانواده‌شان می‌گوید: پدرمان کشاورز بود و ما شش فرزند پسر و پنج فرزند دختر داشتیم. محمد ششمین فرزند پسر ما بود و من به عنوان فرزند ارشد، خاطرات دوران نوجوانی برادرم را به یاد دارم.

او تأکید می‌کند که خانواده رستمی، همانند بسیاری از اقشار زحمتکش ایران، از فقر مادی مستثنی نبودند، اما این محرومیت، زمینه‌ساز رشد معنوی محمد بود: «محمد در مسجد و تکایای ریز فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی داشت. شوق رفتن به جبهه چنان در او موج می‌زد که درس‌خواندنش را تا کلاس سوم راهنمایی رها کرد و با رزمندگان راهی مناطق جنگی شد.» 

ایثار بی‌سابقه در برابر مجروحیت‌های متعدد
شهید رستمی پیش از شهادت، در بیش از پنج عملیات بزرگ شرکت کرده و پنج بار نیز مجروح شده بود. حیدر رستمی خاطره‌ای دردناک و در عین حال الهام‌بخش از بازگشت آخرین بار محمد به خانه تعریف می‌کند: آخرین باری که مجروح شد و به خانه آمد، بدنش پر از ساچمه و ترکش بود. پدرش با نگرانی پرسید: "هنوز مجروحه، چطور می‌خواهی دوباره بری بجنگی؟ " محمد با آرامشی عجیب پاسخ داد: "بابا اگر به جبهه می‌آمدی، می‌دیدید که مدد از خدا و توسل به حضرت زهرا (س) به انسان قدرت می‌دهد. " او ادامه داد: "وقتی می‌بینم بعثی‌ها حمله کرده‌اند و زنان و دختران را به اسارت برده‌اند، دیگر نمی‌توانم اینجا بمانم. " پدرش در نهایت اشک در چشمانش گفت: "برو" و اجازه داد تا او دوباره راهی میدان نبرد شود.

وقتی دلت می‌خواست بماند، اما او رفت
یکی از تلخ‌ترین لحظات برای خانواده شهید، روز وداع آخر بود. حیدر رستمی می‌گوید: صبح یکی از روز‌های ماه رمضان بود. محمد می‌خواست خداحافظی کند. چون بدنش زخمی بود، دلم می‌خواست بماند و استراحت کند، شاید از رفتنش پشیمان شود. برای همین خودم را به خواب زدم. او به چهارچوب در دست زد، دیدم خوابم، خداحافظی کرد و رفت. کمی بعد بیدار شدم و دیدم که او با گرفتن ماشین از کنار جاده، راهی جبهه شده است. صبح حرکت کرد و شب به عملیات رسید. 

 معجزه‌ای در گلزار شهدا
برادر شهید رستمی خاطره‌ای معنوی را پس از سال‌ها از شهادت برادرش تعریف می‌کند. او پس از سال‌ها، برای ساخت سایبان در گلزار شهدای ریز (جنت‌الشهدا) به زیارت مزار برادرش رفت: «به قبر برادرم رسیدم. ناگهان سوراخ بزرگی در پایین قبر ایجاد شده بود و از آنجا بوی خوشی به مشام می‌رسید. همکارانم که این صحنه را دیدند، شگفت‌زده شدند. این بوی خوش، نشانه‌ای از پاک‌رویی و قرب آن شهید به درگاه خداوند بود.» 

شهادت در عملیات رمضان
نحوه شهادت شهید محمد رستمی نیز بسیار دردناک بود. دوستانش روایت می‌کردند که وقتی محمد تیر خورد و مجروح شد، دشمن با تانک دور جسد او چرخید. وقتی پیکر مطهرش را به خانواده منتقل کردند، به صورت یک مشت خون و استخوان درآمده بود. حیدر رستمی با تلخی می‌گوید: پدر و مادرم می‌خواستند نگاهش کنند، اما نمی‌توانستند. من مجبور شدم وارد قبر شوم تا پیکر پاره‌پاره شده‌اش را دفن کنم.

 ائمه اطهار در میدان نبرد
حیدر رستمی خود نیز یک سال در جبهه حضور داشت و در عملیات‌های مهمی از جمله خیبر، کربلای ۲، ۳، ۴ و آزادسازی خرمشهر شرکت کرد. او در پایان این گفت‌و‌گو، ویژگی مشترک رزمندگان دلاور را چنین توصیف می‌کند: کسانی که در جبهه حضور داشتند، وقتی به آنها نگاه می‌کردید، باورتان نمی‌شد این همه دلیری در آنها باشد. خداوند به رزمندگان قدرت و شجاعت می‌داد. آنها در لحظه حمله، ائمه اطهار (ع) را می‌دیدند و واقعاً خداترسی و خداتوا بودند.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین