کالبدشکافی نقشه نوین دشمن؛ دو ویروس برای یک سقوط
گروه استانهای دفاعپرس_«سیده معصومه حسینی»؛ دشمن شکستخورده، دیگر مثل سابق پهنای وسیعی برای حمله ندارد. او مجبور است تمام توان باقیماندهاش را روی نقاط حساس و شکننده متمرکز کند. پیام ۱۴ خرداد رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله امام «سید مجتبی حسینی خامنهای» با یک دقت راهبردی، این نقاط را شناسایی و افشا کرده است.

دشمن در این «جنگ ترکیبی»، تمام قوای خود را روی دو ستون متمرکز کرده: یکی تابآوری مردم و دیگری دستگاه محاسباتی مسئولان. برای هر دو نیز یک زرادخانه مشترک ویروسی تدارک دیده: تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف.بیایید این دو ستون را کالبدشکافی کنیم.
کالبدشکافی محورهای فعال دشمن:
جنگ ترکیبی چیست؟ چرا دیگر خبری از جنگ سخت به آن صورت که در ۳۸ روز اول جنگ بوده نیست؟ «جنگ ترکیبی» یعنی جنگی که دیگر فقط با گلوله و تانک نیست. ترکیبی است از جنگ نظامی، روانی، رسانهای، اقتصادی، سایبری و شناختی. دشمن فهمیده که در میدان سخت (نظامی و حتی خیابانی) شکست خورده و «تحقیر پرمعنا و عمیق» را تجربه کرده! پس در میدان چرخش ایجاد کرده و گرایش به میدان «نرم» پیدا کرده؛ میدانی که هزینهاش کمتر، انکارپذیرتر، و به زعم او مؤثرتر است. اما هدف نهایی همان است: فروپاشی از درون.
ستون اول: حمله به تابآوری مردم (استراتژی فرسایش روانی_اجتماعی)
مردم، ستون فقرات یک نظام هستند. اگر این ستون بلرزد، کل سازه فرو میریزد. دشمن برای هدف قرار دادن «تابآوری»، سه ویروس را همزمان تزریق میکند:
تردید: مردم را در درستی راه، کارآمدی نظام، و حقانیت ارزشها دچار شک میکند. «آیا واقعاً میتوانیم؟ آیا این راه درست است؟»
یأس: آینده را سیاه و بنبست نشان میدهد. «نمیشود، نمیتوانیم، فایدهای ندارد.»
ترس: از تبعات ایستادگی میترساند. «اگر مقاومت کنید، اوضاع بدتر میشود، تحریمها بیشتر، فشارها سنگینتر.»
هدف نهایی:
تبدیل یک ملت «مبعوث» و پرانگیزه به یک جمعیت منفعل، ناامید و بیاعتماد. ملتی که دیگر به خیابان نمیآید، نه برای حمایت، نه برای مقاومت.
ستون دوم: ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان (استراتژی فلج شناختی_مدیریتی)
این ستون، شاید پیچیدهتر و خطرناکتر باشد. «دستگاه محاسباتی» یعنی همان جایی که مسئولان، دادهها را تحلیل میکنند، تهدیدها را میسنجند، و تصمیم میگیرند. دشمن میخواهد این دستگاه را دچار «خطای محاسبه» کند.
ابزارش چیست؟
بدگمانی: ایجاد سوءظن میان مسئولان نسبت به یکدیگر. «فلانی قابل اعتماد نیست، او پشت سرت نقشه میکشد.»
اختلاف: بزرگنمایی اختلافات طبیعی میان قوا، جناحها و افراد، و تبدیل آن به شکافهای غیرقابل ترمیم.
ترس و تردید در تصمیمسازی: القای اینکه «هر تصمیمی بگیری، شکست میخوری پس بهتر است اصلاً تصمیم نگیری.»
نتیجه: مسئولی که به جای عقلانیت، با ترس تصمیم میگیرد؛ به جای قاطعیت، دچار انفعال میشود؛ و به جای هماهنگی، در باتلاق اختلاف فرو میرود.
چرا این دو ستون، دو بال یک استراتژی واحدند؟
زیبایی تحلیل پیام ۱۴ خرداد رهبر انقلاب در اینجاست که نشان میدهد این دو حمله، از هم جدا نیستند. آنها یک استراتژی واحد با دو بال مکملاند: اگر مردم ناامید شوند، فشار روی مسئولان برای عقبنشینی چند برابر میشود. اگر مسئولان دچار خطای محاسبه و اختلاف شوند، ناامیدی مردم از کارآمدی نظام تشدید میشود.
این یک چرخه معیوب است که دشمن به دنبال راهاندازی آن است: مردم ناامید، به مسئولان بیاعتماد فشار میآورند؛ مسئولان اختلافزده و ترسان، تصمیمات غلط میگیرند؛ تصمیمات غلط، مردم را ناامیدتر میکند. این چرخه اگر فعال شود، فروپاشی خودبهخود رخ میدهد، بیآنکه حتی یک گلوله شلیک شود.
در پایان باید گفت:
دشمن دیگر به گلوله امید ندارد. او به «تردید» ما امید بسته است. دو ستون جنگ ترکیبی او، یعنی «شکستن تابآوری مردم» و «ایجاد خطا در محاسبات مسئولان»، یک نقشه واحد با یک مهمات مشترک است: ویروسهای روانی تردید، یأس، ترس و اختلاف. اما نقطه قوت این تحلیل، در دست ماست نه دشمن. چون وقتی نقشه دشمن لو برود، اثرش نصف میشود. وظیفه امروز، «روشنبینی» در برابر تردید، «ایستادگی» در برابر یأس، «اعتماد متقابل» در برابر بدگمانی، و «حفظ وحدت» در برابر اختلاف است. این پادزهرها، در خود پیام رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله امام «سید مجتبی حسینی خامنهای» تجویز شدهاند. فقط باید آنها را به کار بست.
انتهای پیام/
