استارلینک؛ ستون فقرات ارتش تروریستی آمریکا در دفاع مقدس دوم و سوم
گروه بینالملل دفاعپرس، شرکت «اسپیسایکس» شبکه «استارلینک» را به عنوان یک سرویس تجاری اینترنت ماهوارهای معرفی کرده است؛ اما اسناد فاششده پنتاگون تصویری کاملاً متفاوت از این شبکه ارائه میدهند. بر اساس تحقیقات گسترده رویترز که به اسناد پنتاگون و مصاحبه با منابع متعدد استناد کرده است، شبکه استارلینک به عنوان زیرساخت عملیاتی حملات نظامی آمریکا علیه ایران در دو مقطع متوالی جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه عمل کرده است. استارلینک در این عملیات، تصاویر ویدئویی زنده و دستورات هدایتی را برای پهپاد سرگردان «لوکاس» که مهندسی معکوس شده از پهپادهای ایرانی شاهد است، فراهم کرده است.

پنتاگون و اسپیسایکس از سال ۲۰۲۳ قراردادی برای نسخه نظامی خاصی از استارلینک به نام «استارشیلد» منعقد کردهاند. در زمان آغاز حملات آمریکا، از ترمینالهای استارشیلد در بیش از دوازده سامانه پهپادی استفاده شده است.
نسخه استارشیلد دارای رمزگذاری در سطح آژانس امنیت ملی آمریکا، ساختار ضد پارازیت و قابلیت حمل سنسورهای جاسوسی است که آن را به سلاحی تمامعیار در اختیار پنتاگون تبدیل کرده است.
یکی از ابعاد هشداردهنده این عملیات، قاچاق گسترده ترمینالهای استارلینک به داخل ایران با پوشش حمایت از آزادی اینترنت است. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، آمریکا تنها در ژانویه ۲۰۲۶ حدود شش هزار ترمینال استارلینک را به ایران قاچاق کرده است. بیشتر این خرید توسط وزارت خارجه آمریکا و با بودجههای منتقلشده از طرحهای «آزادی اینترنت» انجام شده است.
تخمین زده میشود که از سال ۲۰۲۲ تاکنون بین ۳۰ تا ۵۰ هزار ترمینال استارلینک به طور قاچاق وارد ایران شده است. رسانههای غربی این قاچاق را تلاشی برای حمایت از آزادی بیان و دور زدن قطعی اینترنت معرفی کردهاند؛ اما اسناد پنتاگون نشان میدهد که همان ترمینالها همزمان به عنوان مؤلفهای از شبکه نظامی آمریکا مورد استفاده قرار میگرفتهاند. گزارشها حاکیست که حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از قاچاق این فناوری دوگانه که پهپادهای مرگبار را به سمت خاک ایران هدایت میکرد، مطلع بوده است.
استارلینک با دور زدن مقررات دولتی، کنترلهای داخلی اینترنت و چارچوبهای امنیت ملی، شبکههای ارتباطی را کاملاً خارج از دسترس دولتهای مستقل قرار میدهد. این فناوری که در واقع به عنوان امتداد «امپراتوری آمریکا» عمل میکند، در کشورهای هدفی مانند ایران به کانال اصلی ارتباطی سرویسهای اطلاعاتی خارجی از جمله سیا و موساد با مأموران خود تبدیل شده است.
روزنامه عبری زبان «هاآرتص» در گزارش خود فاش کرد که شرکتهای صهیونیست توانایی ردیابی کاربران استارلینک و حتی افشای هویت آنها را پیدا کردهاند. این شرکتها سامانهای به نام «استارگتز» توسعه دادهاند که میتواند پایانههای استارلینک را به نقشه جاسوسی تمامعیار تبدیل کند. این فناوری توسط شرکت «تارگت تیم» که در قبرس ثبت شده و ارتباط نزدیکی با صنایع امنیتی اسرائیل دارد، توسعه یافته است.
در پاکستان، پیشنهاد فعالیت استارلینک با واکنش شدید کارشناسان امنیتی مواجه شد و به بایگانی رفت. تحلیلگران پاکستانی تأکید کردهاند که اجازه فعالیت استارلینک در داخل کشور به معنای اجازه نفوذ مستقیم خارجی به ارتباطات داخلی است، آنهم با عواقبی که ممکن است زمانی درک شوند که دیگر دیر شده باشد.
ایران در واکنش به این تهدید، رویکرد چندلایه و مؤثری را در پیش گرفت. با بهرهگیری از تجهیزات پارازیت نظامی، مقامهای ایرانی توانستند سرویس استارلینک را تا ۸۰ درصد مختل کنند. بررسیها نشان میدهد که تأثیر اولیه بر روی حدود ۳۰ درصد از ترافیک استارلینک بوده که سپس به سرعت به ۸۰ درصد گسترش یافته است.
تاکتیکهای ایران شامل استقرار خودروهای مجهز به دستگاههای پارازیتانداز قدرتمند بود که امواج نویز قوی در فرکانسهای مشابه با استارلینک ساطع میکردند. همچنین، حمله هماهنگ به سیگنالهای جیپیاس که پایانههای استارلینک برای موقعیتیابی به آنها وابسته هستند، برگ برنده دیگری در این جنگ الکترونیک بود.
علاوه بر رویکرد فنی، ایران تدابیر قانونی و امنیتی گستردهای را به کار گرفت. وزارت اطلاعات با راهاندازی عملیات ضدجاسوسی، موفق به شناسایی و انهدام شبکه توزیع این پایانههای ماهوارهای در سراسر کشور شد. همچنین قانونی تصویب شد که استفاده از استارلینک را تا دو سال حبس و توزیع و قاچاق آن را تا ده سال حبس قابل پیگرد قرار میداد.
نمایندگی دائم ایران در ژنو نیز با ارسال نامه رسمی به دبیرکل اتحادیه بینالمللی مخابرات، اعتراض شدید ایران به این اقدامات را ثبت کرده است.
موضوع استارلینک تنها به یک شرکت خصوصی یا یک جنگ خاص محدود نمیشود؛ بلکه نشانهای از آغاز عصری جدید است که در آن قدرت نظامی، قدرت رسانهای و قدرت فناورانه به گونهای بیسابقه در هم تنیده شدهاند. کشورهایی که فاقد زیرساخت ارتباطی مستقل هستند، عملاً بخشی از حاکمیت ملی خود را به یک شرکت خصوصی خارجی واگذار کردهاند.
تجربه ایران نشان میدهد که اتکا به فناوریهای خارجی در حوزه ارتباطات راهبردی، خط قرمز امنیت ملی است. هرچه کشورها در توسعه شبکههای ارتباطی مستقل و امن خود سرمایهگذاری بیشتری کنند، کمتر در معرض تهدیداتی از این دست قرار میگیرند. راهبرد ایران در ایجاد اینترنت ملی و لایههای دفاعی سایبری بومی میتواند الگویی قابل تعمیم برای سایر کشورها باشد.
اتحادیه بینالمللی مخابرات نیز باید چارچوبهای حقوقی شفافتری برای جلوگیری از نظامیشدن شبکههای ارتباطی تجاری تدوین کند. همانطور که ایران اعلام کرده، استارلینک تحت عنوان حمایت از آزادی اینترنت در عمل به ابزاری برای تروریسم الکترونیک و نقض حاکمیت ملی کشورها تبدیل شده است. همانطور که ایران پیش از این به سازمان ملل متحد اعلام کرد، این پایانهها توسط گروههای تروریستی سازمانیافته برای هماهنگکردن خرابکاریها و آموزش تروریستها به کار گرفته میشوند.
کشف نقش واقعی استارلینک در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، باید «زنگ خطری» برای تمام کشورهایی باشد که به دنبال حفظ حاکمیت ملی خود هستند. اینترنت ماهوارهای که روزی به عنوان راهکاری برای اتصال مناطق محروم و کمک بشردوستانه معرفی میشد، امروز به ابزاری ژئوپلیتیکی در دست دولت آمریکا و متحدانش تبدیل شده است. تجربه ایران نشان میدهد که مقابله با این تهدید نیازمند ترکیبی از راهکارهای فنی، قانونی و امنیتی است. توسعه زیرساختهای ارتباطی مستقل، تقویت توان جنگ الکترونیک و وضع قوانین بازدارنده، لازمه حفظ امنیت و حاکمیت ملی در عصر جنگهای دیجیتال است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
