به‌روزرسانی روابط پیچیده و تاریک دو جنایتکار جنگی

تنها راه حفظ حیات سیاسی نتانیاهو، شکست مذاکرات و بازگشت ارتش تروریستی آمریکا به جنگ تمام‌عیار با ایران است. 
کد خبر: ۸۴۰۴۷۳
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 13June 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: تنش‌های اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، پس از تبادل آتش سنگین در روز‌های یکشنبه و دوشنبه، تحت فشار مستقیم دونالد ترامپ و اعلام برقراری مجدد آتش‌بس موقت به همراه تداوم محاصره تنگه هرمز متوقف شد. اما این رویارویی نظامی پرده از شکاف عمیق و روابط به‌شدت متزلزل میان رئیس‌جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو برداشت؛ تضاد منافعی استراتژیک که آینده ثبات منطقه را در هاله‌ای از ابهام قرار داده و نشان می‌دهد آتش‌بس فعلی تا چه حد شکننده است.

ترامپ

این تبادل آتش، جلوه عریانی از وضعیت برزخی غرب آسیا میان «جنگ فراگیر» و «آتش محدود» بود. با وجود اعلام سکوت نظامی، واقعیت‌های پشت صحنه نشان می‌دهد که این بحران بیش از آنکه یک رویارویی صرف نظامی میان دو قدرت منطقه‌ای باشد، ویترینی از کشمکش‌های درونی دو متحد دیرینه یعنی آمریکا و اسرائیل است. 

دونالد ترامپ که اصرار دارد خود را فرمانده مطلق و تصمیم‌گیر نهایی غرب آسیا معرفی کند، با نخست‌وزیری مواجه است که برای بقای سیاسی خود آماده است فراتر از خطوط قرمز واشنگتن گام بردارد.

جرقه این دور از درگیری‌ها زمانی زده شد که بنیامین نتانیاهو، خط قرمز تعیین‌شده از سوی کاخ سفید را زیر پا گذاشت. تنها چند روز پیش از درگیری، جزئیاتی از گفتگوی تلفنی تند و توهین‌آمیز ترامپ با نتانیاهو لو رفت که در آن رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی تحقیرآمیز به نخست‌وزیر اسرائیل گفته بود «تو دیوانه‌ای»، «نمی‌دانی چه می‌کنی» و «اکنون همه از تو متنفرند». 

هدف ترامپ از این تشر تند، منع مطلق اسرائیل از حمله به بیروت بود، چرا که واشنگتن می‌دانست هرگونه تعرض به پایتخت لبنان، خط قرمز ایران تلقی شده و آتش‌بس منطقه‌ای را نابود خواهد کرد. با این حال، ابزار سنتی ترامپ یعنی «تحقیر عمومی برای مطیع‌سازی»، این بار کمتر از یک هفته دوام آورد. 

در پی کشته و زخمی شدن شماری از نظامیان اسرائیلی در جنوب لبنان، نتانیاهو دستور بمباران شدید ضاحیه در جنوب بیروت را صادر کرد؛ اقدامی جاه‌طلبانه که بلافاصله با پاسخ موشکی ایران به سمت سرزمین‌های اشغالی مواجه شد. هرچند ترامپ صریحا خواستار عدم پاسخگویی شد، اما نتانیاهو با هدف قرار دادن اهدافی در درون خاک ایران، موشک را با نافرمانی پاسخ داد.

ریشه این واگرایی به آغاز جنگ مشترک آنها علیه ایران در اسفند ماه گذشته بازمی‌گردد. ائتلافی که خیلی زود و با روشن شدن این واقعیت که «پیروزی سریع» و «تغییر رژیم تهران» سرابی بیش نیست، از هم پاشید. از آن زمان به بعد، مسیر‌های سیاسی این دو کاملا از هم جدا شده است. برای ترامپ، انسداد تنگه هرمز توسط ایران، جهش بی‌سابقه قیمت نفت و اختلال در زنجیره تامین محصولات شیمیایی جهان، یک کابوس تمام‌عیار اقتصادی و سیاسی است.

ترامپ اکنون با دو فشار داخلی خردکننده مواجه است: نخست، انتخابات کلیدی ماه نوامبر که در آن دموکرات‌ها شانس بالایی برای تصاحب حداقل یکی از مجالس کنگره و تضعیف قدرت او دارند. دوم، میزبانی آمریکا در مسابقات جام جهانی فوتبال که ترامپ ترجیح می‌دهد بدون دغدغه‌ها و لفاظی‌های جنگی در عرب آسیا، از مواهب تبلیغاتی آن بهره‌مند شود. 

به همین دلیل، او با انتشار پیام‌هایی در شبکه اجتماعی خود مدام وعده می‌دهد که «توافق نهایی» به‌زودی حاصل خواهد شد؛ وعده‌ای تکراری که دیگر حتی توان تکان دادن قیمت جهانی نفت را هم ندارد.

در نقطه مقابل، فشار انتخابات داخلی بر نتانیاهو، او را به سویی دیگر سوق می‌دهد. ائتلاف حاکم او بر اساس نظرسنجی‌ها، در انتخابات پیش‌رو (که باید پیش از پایان اکتبر برگزار شود) بازنده مطلق است. 

نتانیاهو پس از سال‌ها جنگ و بمباران، هنوز نتوانسته به هیچ‌یک از وعده‌های اصلی خود مبنی بر نابودی یا بی‌ثبات‌سازی دشمنانش یعنی ایران، حزب‌الله و حماس جامه عمل بپوشاند. بنابراین، منطق بقای سیاسی نتانیاهو در گرو تشدید درگیری‌ها، به امید وقوع یک معجزه مانند فروپاشی داخلی در تهران است. 

وی برای راضی نگه داشتن راست‌گرایان افراطی کابینه‌اش، چاره‌ای جز به رخ کشیدن استقلال خود از واشنگتن ندارد، هرچند می‌داند نباید پل‌های پشت سر خود را با بزرگ‌ترین حامی امنیتی‌اش خراب کند.

بزرگ‌ترین کابوس فعلی نتانیاهو، کانال‌های دیپلماتیکی است که میان واشنگتن و تهران بدون حضور اسرائیل در حال فعالیتند. بدتر از آن برای تل‌آویو، اصرار ایران بر این شرط است که هرگونه توافق کلان، باید دست اسرائیل را برای اقدام نظامی علیه حزب‌الله در لبنان به طور کامل ببندد. تنها راه نجات سیاسی نتانیاهو، شکست مذاکرات و بازگشت ارتش تروریستی آمریکا به یک جنگ تمام‌عیار با ایران است. 

ترامپ نیز علیرغم لفاظی‌های صلح‌جویانه، تحمل پذیرش توافقی را ندارد که مشابه برجام باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ باشد؛ به ویژه اگر قرار باشد این توافق با تصاویر تحقیرآمیز آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و پرواز پالت‌های دلار به تهران همراه شود.

آنچه این درام دو نفره را پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌کند، شباهت‌های ساختاری موقعیت فردی ترامپ و نتانیاهو است. هر دو بر ماشین‌های سیاسی به‌شدت دوقطبی تکیه زده‌اند و از همه مهم‌تر، هر دو در صورت از دست دادن قدرت با پرونده‌های قضایی سنگین و خطر زندان مواجه خواهند شد؛ واقعیتی که ترامپ هفته گذشته با فریاد زدن بر سر نتانیاهو به او یادآوری کرد: «اگر من نبودم تا الآن در زندان بودی!» 

تا اینجای کار، راهکار مشترک این دو پیر خرفت برای فرار از بحران‌های عمیق داخلی، پناه بردن به گزینه جنگ بوده است. با این حال، اکنون راه‌های آنها در حال جدایی است؛ نتانیاهو مصمم است تا سرحد امکان پیش برود و قدرت نظامی آمریکا را نیز با خود به قعر چاه جنگ بکشد، در حالی که ترامپ در میان بازگشت به میز مذاکره یا ادامه ماجراجویی نظامی مردد مانده است. تا زمانی که این قمار دو نفره برای بقای شخصی به پایان نرسد، غرب آسیا همچنان بهای سنگین این درام خونین را پرداخت خواهد کرد.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین