یادداشت: ایران در نقطه برتری راهبردی؛ چرا امروز آمریکا بیش از ایران به توافق نیاز دارد؟
گروه استانهای دفاعپرس- «زینب هواسی» در تحلیل تحولات روزهای اخیر باید از قضاوتهای احساسی و مقطعی فاصله گرفت و با نگاهی مبتنی بر واقعیات میدانی، سیاسی و بینالمللی به صحنه نگاه کرد. آنچه امروز در منطقه و در معادلات میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی جریان دارد، صرفاً یک مذاکره یا یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از یک نبرد بزرگ ارادههاست که سالهاست ادامه دارد.

طی سالهای گذشته آمریکا با بهرهگیری از ابزارهای مختلف از جمله تحریمهای گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ روانی، عملیات رسانهای و ایجاد ائتلافهای منطقهای تلاش کرد جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی قرار دهد که ناچار به پذیرش خواستههای واشنگتن شود. اما نتیجه نهایی با آنچه طراحان این سناریو تصور میکردند فاصله بسیاری داشت.
واقعیت این است که ایران نهتنها از این فشارها عبور کرد، بلکه توانست ظرفیتهای داخلی خود را در بسیاری از حوزهها توسعه دهد و در عرصه منطقهای نیز به بازیگری تأثیرگذارتر تبدیل شود. از سوی دیگر، رخدادهای اخیر نشان داد که قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران تنها یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک واقعیت عینی و قابل اتکا در میدان است.
یکی از مهمترین نکاتی که در تحلیل شرایط کنونی باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر موازنه قدرت در منطقه است. تا چند سال پیش بسیاری از تصمیمات مهم منطقهای بدون در نظر گرفتن نقش ایران طراحی میشد، اما امروز تقریباً هیچ معادله مهم امنیتی و سیاسی در غرب آسیا بدون در نظر گرفتن جایگاه جمهوری اسلامی ایران قابل اجرا نیست.
در چنین شرایطی، اگر سخن از توافق و مذاکره مطرح میشود، نباید آن را نشانه عقبنشینی ایران تلقی کرد. اتفاقاً آنچه طرف مقابل را به سمت توافق سوق داده، ناکامی در تحقق اهداف حداکثری خود است. آمریکا به خوبی میداند که ادامه تنش، نهتنها دستاوردی برای آن کشور نخواهد داشت، بلکه میتواند هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی سنگینی را بر واشنگتن و متحدانش تحمیل کند.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده است که اهل جنگطلبی نیست، اما در برابر تهدید و فشار نیز تسلیم نخواهد شد. این همان منطقی است که طی سالهای گذشته بارها از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است؛ مذاکره از موضع عزت، حکمت و مصلحت، نه از موضع ضعف و اجبار
نکته مهم دیگر، جایگاه خون شهدا در این معادله است. ملت ایران هزینههای سنگینی برای حفظ استقلال، امنیت و اقتدار خود پرداخت کرده است. از شهدای دفاع مقدس گرفته تا شهدای مدافع حرم، شهدای امنیت و تمامی فرزندان این سرزمین که جان خود را برای حفظ ایران فدا کردند، سرمایههای معنوی این ملت هستند. طبیعی است هیچ مسئول، مذاکرهکننده یا تصمیمگیرندهای نمیتواند این حقیقت بزرگ را نادیده بگیرد.
هر توافقی که در آینده شکل بگیرد، ناگزیر باید در چارچوب همین اصول باشد؛ حفظ عزت ملی، تأمین منافع کشور، صیانت از امنیت ایران و احترام به خون شهدا. توافقی که این اصول را تأمین نکند، نه پایدار خواهد بود و نه مورد پذیرش افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
در کنار همه این موارد، نباید از نقش مردم ایران نیز غافل شد. ملت ایران در سالهای گذشته با وجود مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی و جنگ روانی گسترده، بارها نشان داده است که در بزنگاههای تاریخی از کشور خود حمایت میکند. همین سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین عوامل قدرت ملی ایران به شمار میرود.
امروز اگر از موضع قدرت سخن گفته میشود، این قدرت صرفاً محصول تجهیزات نظامی نیست؛ بلکه حاصل ترکیب ایمان، مقاومت، تجربه، توان دفاعی، ظرفیتهای انسانی و انسجام ملی است. همین مؤلفهها موجب شدهاند که ایران در یکی از حساسترین مقاطع منطقهای و بینالمللی، دست برتر را در بسیاری از معادلات داشته باشد.
بر همین اساس میتوان گفت آنچه تاکنون در میدان سیاست و تحولات منطقهای مشاهده شده، بیش از آنکه نشانه موفقیت سیاست فشار علیه ایران باشد، نشانه شکست آن است. اگر روزی هدف، وادار کردن ایران به عقبنشینی بود، امروز واقعیتهای میدانی نشان میدهد که طرف مقابل ناچار به پذیرش بخش مهمی از واقعیتهای مورد تأکید جمهوری اسلامی ایران شده است.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که در این مقطع حساس، کدام طرف توانست اراده خود را بر معادلات تحمیل کند. اما آنچه امروز از دل تحولات جاری قابل مشاهده است، این است که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به قدرت ملی، ظرفیتهای راهبردی و مقاومت مردم خود توانسته است جایگاه تعیینکنندهای در معادلات منطقهای و بینالمللی به دست آورد؛ جایگاهی که نه با تهدید از بین میرود و نه با فشار متزلزل میشود.
پایان این مسیر هرچه باشد، یک حقیقت روشن است: ایرانِ امروز، ایرانِ سالهای گذشته نیست و معادلات منطقه نیز دیگر بدون در نظر گرفتن قدرت و نقش جمهوری اسلامی ایران نوشته نخواهد شد.
انتهای پیام/
