شهادت «مهدی» و قتلعام خانوادهاش در بامداد
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، شهید مهدی بازگیر، متولد ۵ خرداد ۱۳۸۲، در بامداد ۲۰ اسفندماه در حالی که در پای لانچر مستقر بود به شهادت رسید. اما تراژدی این خانواده به اینجا ختم نشد؛ تنها دو ساعت پس از شهادت مهدی، حوالی ساعت چهار بامداد و زمانی که خانواده برای سحری بیدار شده بودند، دشمن خانه پدری آنها را هدف حمله قرار داد که در این جنایت، مادر، خواهر، همسر برادر و برادرزادهای چهار ساله (محمدجواد) به شهادت رسیدند.

سعیده بازگیر با اشاره به زندگی و شهادت برادرش «مهدی بازگیر» از نیروهای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی رمضان، ابعادی از شخصیت جهادی این شهید و جنایت فجیع دشمن آمریکایی-صهیونیستی علیه خانوادهاش را بازگو کرد.
از روستا تا دانشگاه امام حسین (ع)
خانواده شهید بازگیر اهل روستای «شهید رحیمی (انگز)» در نزدیکی خرمآباد هستند. مهدی که در خانوادهای سنتی و مذهبی رشد کرده بود، از کودکی در مسجد و هیئتهای مذهبی فعالیت میکرد و روحیه جهادی داشت. وی با وجود پیشنهاد خانواده برای دنبال کردن مسیرهای شغلی دیگر مانند معلمی، بر علاقه خود به عضویت در سپاه، بهویژه در بخش هوافضا، پافشاری کرد و پس از تحصیل در دانشگاه امام حسین (ع) تهران، به شهر خرمآباد بازگشت تا در جایگاهی حساس به خدمت بپردازد.

شخصیتی فراتر از سن
به گفته خواهرش، مهدی بهرغم سن کم، مردی جاافتاده بود که در تمام امور مذهبی، فرهنگی و حتی کارهای کشاورزی روستا به دیگران کمک میکرد. او برای خواهرانشان نقش برادر، پدر و مادر را ایفا میکرد و همواره تلاش میکرد با تماسهای تلفنی و دعوت به خانه پدری، پیوند خانواده را مستحکم نگه دارد.
عشق به شهادت
شهید بازگیر که از رزمندگان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز بود، همواره دم از شهادت میزد و حتی این آرزو را با شوخی و طنز بیان میکرد. او پس از شهادت دوستان نزدیکش (شهیدان علی بهاروند، علیرضا سبزیپور و امیرحسین حسنپور) در جنگ ۱۲ روزه، دلتنگی شدیدی داشت و به طور مداوم به زیارت مزار آنها میرفت و با خانوادهشان در ارتباط بود.

خدمت به زائران اربعین
یکی از برجستهترین فعالیتهای شهید بازگیر، برپایی موکبهای پذیرایی از زائران اربعین در خرمآباد بود. این خدمت خالصانه باعث شد تا پس از شهادت او، افرادی از شهرهای دوردست، از جمله خراسان جنوبی و تهران، برای تسلیت دادن به خرمآباد سفر کنند.
داوطلبانه در مسیر نبرد
با آغاز جنگ تحمیلی رمضان، مهدی با بیقراری شدیدی منتظر اعزام بود و از محیط کارش میخواست تا او را برای مقابله با دشمن به ماموریت بفرستند. وی در نهایت داوطلبانه راهی میدان شد و ساعاتی بعد به شهادت رسید.

آخرین وصیت
یکی از تکاندهندهترین بخشهای زندگی این شهید، اخلاق کریمانه اوست. خواهرش از خاطرهای یاد کرد که مهدی در جوانی، خسارت شکستن شیشه ماشینش را توسط یک کودک بخشیده بود. همچنین، مهدی در شب شهادتش، روی کاغذ باطلهای نوشته بود که مبلغ خسارتی را که سالها پیش به دلیل شکستن دستش دریافت کرده بود، به صاحب آن وسیله بازگردانند.

در مراسم تشییع پیکر شهدای بازگیر، بسیاری از اهالی روستا و افرادی از مناطق دیگر مانند پلدختر، با رسم «گلمالی»، ارادت و غم عمیق خود را برای فقدان مهدی بازگیر ابراز کردند.
انتهای پیام/ 122
