روایتی از شهید رضا قبادی پرمهر؛ مردی که دل به دنیا نبست

لبخند دلنشینش هنوز در ذهن همسرش مانده است؛ مردی که سال‌ها دور از خانواده برای میهن، کار و تلاش کرد و سرانجام در حمله موشکی رژیم صهیونیستی به دانشگاه امام حسین (ع) در بامداد ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ به آرزوی دیرینه‌اش "شهادت" رسید.
کد خبر: ۸۴۱۱۸۳
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷ - 14June 2026
گروه استان‌های دفاع‌پرس- «سمیه اقدامی»؛ در تاریخ پر فراز و نشیب ایران اسلامی هرگاه پیروزی‌هایی نمود پیدا کرده و پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی بر فراز آسمان‌ها درخشیدن گرفته است، این افتخارات مرهون زنان و مردانی است که حاضرند جان فدا باشند، اما اجازه ندهند کسی نگاه کج به این سرزمین بیندازد. در کنار هر مردی نیز زنانی بوده‌اند که مردانه بر سر آرمان‌های همسران خود ایستاده‌اند و چه در دوران حیات آنان و چه پس از نبودشان، بار مسئولیت را بر دوش کشیده‌اند تا دست دشمنان از این خاک کوتاه بماند.
 
رشت
 
در مجالی کوتاه پای صحبت‌های بانو خدیجه تبرکی لرد، همسر شهید رضا قبادی پرمهر نشستیم تا از زندگی این مهندس جوان کشورمان که به تازگی به شهادت رسیده است، بیشتر بشنویم.
 
شهید رضا قبادی پرمهر متولد ۱۸ آبان ۱۳۶۴ در رشت و فرزند سیف‌الله قبادی پرمهر و روفیا مقتدر بود. خانواده او اصالتاً اهل روستای پرمهر در شهرستان گرمی استان اردبیل هستند که در اواخر دهه ۵۰ به رشت مهاجرت کرده و در محله سلیمانداراب ساکن شدند. پدر خانواده کارگر و بنای ساختمان بود و مادر نیز خانه‌دار. رضا دومین فرزند خانواده بود و در کنار او دو برادر و یک خواهر دیگر نیز در این خانواده بزرگ شدند.
 
پیش از تولد رضا، خانواده او داغ شهادت را تجربه کرده بودند. عمویش فرض‌الله قبادی پرمهر در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۲ در سن ۱۵ سالگی در منطقه عملیاتی فکه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. همچنین دایی او پاپور مقتدر پرمهر در ۷ اسفند ۱۳۶۲ در سن ۲۸ سالگی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به فیض شهادت نائل شد. پیکر این شهید ۳۰ سال در منطقه جنگی باقی ماند تا اینکه در سال ۱۳۹۲ تفحص و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
 
همسر شهید به نقل از مادر شهید می‌گوید: رضا از همان نوجوانی، به تأسی از خوی و منش دایی و عموی شهیدش، جوانی آرام، مؤدب و اهل مسجد و پایگاه بسیج بود. از حدود ۱۶ سالگی مسیر زندگی خود را با جدیت دنبال می‌کرد، اهل نماز و قرآن بود و در مسجد نیز به عنوان مکبر فعالیت می‌کرد. او همواره احترام پدر و مادر را نگه می‌داشت و تلاش می‌کرد خانواده را در کنار هم حفظ کند.
 
رشت
 
خدیجه تبرکی لرد درباره نحوه آشنایی با همسرش می‌گوید این آشنایی در فضای پایگاه بسیج میرزا کوچک شکل گرفت؛ جایی که از همان ابتدا حس اعتماد و اتکا به او در دلش شکل گرفت. او می‌گوید: سال ۱۳۸۲ به دلیل نزدیکی خانه‌هایمان به مسجد و حضور در مراسم‌های پایگاه با آقا رضا قبادی پرمهر آشنا شدم.
 
شهید قبادی در سن ۱۸ سالگی پای سفره عقد نشست و زندگی مشترکش را با دختری جوان که او نیز به همراه خانواده از خلخال به رشت آمده بود آغاز کرد. به گفته همسرش، هم‌زبانی و همدلی میان آنها از همان ابتدا شکل گرفت. مهریه این ازدواج ۷۴ سکه بود و جشن عروسی ساده‌ای در منزل برگزار کردند.
 
در مهرماه ۱۳۸۵ خداوند دختری به نام فاطمه به آنها عطا کرد و زندگی‌شان رنگ تازه‌ای گرفت. شهید قبادی در سال ۱۳۸۷ در رشته نقشه‌کشی معماری در مقطع کاردانی دانشگاه آزاد اسلامی فومن پذیرفته شد. با وجود شرایط اقتصادی دشوار، با تلاش فراوان و انجام کار‌های آزاد، زندگی خانواده‌اش را اداره می‌کرد و آنها در خانه‌های استیجاری روزگار می‌گذراندند.
 
در سال ۱۳۹۰ به همراه همسر و فرزندش برای کار به نهاوند در استان همدان رفت و سه سال بعد با کمک دوستان و علاقه‌ای که به فعالیت‌های عمرانی داشت، در قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) مشغول به کار شد. پس از آن، سال‌ها به دور از خانواده در شهر‌هایی مانند بوشهر، بندرعباس و کرمانشاه فعالیت کرد و در مجموع ۹ سال دوری از خانواده را برای انجام مسئولیت کاری خود تحمل کرد.
 
در همان سال‌هایی که در همدان زندگی می‌کرد، در رشته مهندسی عمران در دانشگاه بروجرد در مقطع کارشناسی نیز پذیرفته شد، اما به دلیل حجم بالای کار نتوانست در همان زمان تحصیلش را به پایان برساند و سرانجام در سال‌های اخیر توانست ترم‌های پایانی خود را به اتمام برساند.
 
در ۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۳ فرزند دوم خانواده، حسین، متولد شد. تولد این فرزند پسر شادی تازه‌ای به خانه آورد. همسر شهید می‌گوید او از داشتن فرزند پسر بسیار خوشحال بود و می‌گفت خیالش راحت است که در نبود او، پسرش مرد خانه خواهد بود. هر زمان که خسته از کار به خانه بازمی‌گشت برای شاد کردن پسرش با او فوتبال بازی می‌کرد و همین همراهی‌ها باعث شد علاقه حسین به فوتبال بیشتر شود. اکنون نیز پسر شهید با انگیزه‌ای که از پدر به یادگار دارد تلاش می‌کند مسیر علاقه‌اش را ادامه دهد.
 
رشت
 
همسر شهید در ادامه از اخلاق و رفتار او چنین یاد می‌کند: لبخند همیشه بر چهره‌اش بود. بسیاری او را با خوش‌رویی و مهربانی‌اش می‌شناختند. چه در خانه و چه میان دوستان و همکاران، همیشه آرام و گشاده‌رو بود و همین ویژگی‌ها باعث محبوبیتش شده بود.
 
به گفته او، شهید قبادی علاقه زیادی به سفر داشت و هر زمان فرصت پیدا می‌کرد خانواده‌اش را به مسافرت می‌برد. یکی از آرزوهایش زیارت کربلا به همراه خانواده بود؛ آرزویی که هرگز برای او و خانواده‌اش محقق نشد. با این حال او به مشهد مقدس و سفر‌های راهیان نور و بازدید از مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس رفته بود و عشق زیادی به شهدا داشت.
 
حدود یک سال و نیم پیش از شهادت، خانواده در خانه‌های سازمانی در تهران ساکن شدند و پس از سال‌ها دوری، توانستند در کنار هم زندگی کنند.
 
اما در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ با تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران و شهادت جمعی از فرماندهان، دانشمندان و مردم بی‌گناه، شرایط کشور وارد مرحله‌ای تازه شد. شهید رضا قبادی که در آن زمان در دانشگاه امام حسین (ع) مشغول فعالیت بود، با وجود شرایط جنگی لحظه‌ای از انجام وظیفه خود کوتاه نیامد و با جدیت به کارش ادامه داد.
 
همسر شهید می‌گوید: رضا دل‌بسته مال دنیا نبود. هیچ‌وقت دنبال خانه، ماشین یا امکانات مادی نبود. حتی یک بار به من گفت اگر روزی شهید شدم و همکارانم برای دیدن شما آمدند، اگر دیدند وضعیت خانه‌مان خیلی خوب نیست، از طرف من از آنها عذرخواهی کنید.
 
او ادامه می‌دهد: با شروع جنگ و به خاطر دستور جابه‌جایی، در ۹ اسفند مجبور شدم همراه فرزندانم به رشت برگردم، اما دلم پیش همسرم بود و همیشه نگرانش بودم.
 
به گفته همسر شهید، رضا علاقه زیادی به مقام معظم رهبری داشت و همیشه می‌گفت: تمام تلاشمان را می‌کنیم تا بتوانیم رهبرمان را خوشحال کنیم.
 
سرانجام بامداد ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ در پی حمله موشکی رژیم اسرائیل به دانشگاه امام حسین (ع)، رضا قبادی پرمهر به شهادت رسید. او در آخرین تماس خود با همسرش گفته بود: به عشق رهبرم و میهنم، جان ناقابلم را تقدیم انقلاب و ایران عزیزم می‌کنم و اگر زنده بمانم، آخر هفته برای دیدن شما و بچه‌ها به رشت می‌آیم.
 
رشت
 
همسر شهید می‌گوید: آخرین تماس ما ساعت ۱۰:۳۰ شب بود. ساعت ۱:۳۰ بامداد به شهادت رسید و ساعت ۶ صبح دامادشان خبر شهادتش را به من داد.
 
به گفته او، پیکرمطهر شهید سالم بود، اما ترکش‌های زیادی در بدن داشت. یک روز پس از شهادت، پیکر مطهراین شهیدجهادی و با اخلاص به رشت منتقل شد و در جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ پس از تشییع باشکوه و اقامه نماز توسط آیت‌الله فلاحتی نماینده ولی‌فقیه در گیلان و امام جمعه رشت، بنا به خواست همسرش در زادگاهش محله سلیمانداراب رشت و در جوار شهید میرزا کوچک جنگلی به خاک سپرده شد.
رشت
 
ان‌شاءالله که در دنیا و آخرت شفاعتش شامل حال ما شود.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین