دلنوشته/ معصومه پاداش ستوده

میدان شهدای ذهاب رشت عطر دمشق و بین‌الحرمین می‌دهد

نورپردازی‌های سرخ میدان شهدای ذهاب در این شب‌های محرم، رگ‌های این شهر را شبیه به رگ‌های «بین‌الحرمین» کرده و دل‌ها را پیش از آنکه جسم‌ها به کربلا برسند، زائرِ شش‌گوشه ساخته است.
کد خبر: ۸۴۱۹۳۶
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۰ - 17June 2026
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، «معصومه پاداش ستوده» فعال رسانه‌ای استان گیلان؛ هلال ماه از آسمان ذی‌الحجه عبور کرد تا دگربار، نوبت به تجلیِ ماهِ «پیروزی خون بر شمشیر» برسد.
رشت
حالا محرم از راه رسیده و این روز‌ها قلب تپنده رشت، در «میدان شهدای ذهاب»، حال و هوایی عجیب‌تر از همیشه دارد. گویی تاریخ در این پیاده‌راهِ فرهنگی بازخوانی می‌شود؛ مردمی که تا دیروز با همان دستانِ غیرتمند، پرچم سه‌رنگِ اقتدارِ جمهوری اسلامی را در اهتزاز نگه داشته بودند، حالا همان دست‌ها را زیرِ بیرق‌های سیاه گرفته‌اند و با هر ضربه سینه‌زنی، لبیکِ دوباره‌ای به «هیهات منا الذله» امام حسین علیه السلام می‌گویند.
 
نورپردازی‌های سرخ، رگ‌های این شهر را شبیه به رگ‌های «بین‌الحرمین» کرده و دل‌ها را پیش از آنکه جسم‌ها به کربلا برسند، زائرِ شش‌گوشه ساخته است. 
 
اما در آستانه‌ی این تجمعِ شبانه، موکبی با صفایی وصف‌ناپذیر، مسیرِ هر رهگذری را سد می‌کند؛ «موکب حضرت رقیه (س)». مگر می‌شود محرم از راه برسد و بی‌قراری‌های طفلِ سه‌ساله، دلِ سنگ را آب نکند؟ چیدمانِ هنرمندانه‌ی ضریحِ نمادین حضرت رقیه (س)، مغناطیسی شده است که پیر و جوان را به خود جذب می‌کند. 
رشت
در صفِ عکس گرفتن‌ها، می‌توانی هوسِ زیارتِ دمشق را در چشمانِ خیسِ مردم بخوانی؛ دل‌هایی که پر می‌کشند برایِ غبارروبی از حرمِ عمه‌ی سادات، زینبِ بزرگ و صبور (س) و آن مزارِ کوچک، اما با‌عظمت در شام.
 
بی‌اختیار اشکم جاری می‌شود؛ با خود نجوا می‌کنم: «چرا هنوز توفیقِ زیارتِ سوریه نصیبم نشده؟» و تصویری از دختران کوچک شهید مدرسه‌ی میناب از جلوی چشمانم می‌گذرد. اما در همین میان، نگاهم به بانوانی می‌افتد که در میانه‌ی این تجمعِ عظیم، با وقار و صبری زینبی، بارِ سنگینِ امانتِ این انقلاب را بر دوش دارند. بانوانی که صبرشان، تداعی‌گر استقامتِ بی‌نظیرِ دختِ علی (ع) است؛ همان‌هایی که در جبهه‌ی جنگِ نرم، با حفظِ چادر و حیا، خطبه‌های زینبی را در گوشِ تاریخِ امروز فریاد می‌زنند.
 
اما زیباترین جلوه‌ی این شب‌ها، حضورِ «دهه هشتادی‌ها و دهه نودی‌ها و چهارصدی هایی» است که پای این ضریح نمادین زانو زده‌اند. 
رشت
این شکوفه‌های نورسته، با آن دست‌های کوچک و دل‌های بزرگ، پیوندی ناگسستنی با رقیه‌یِ شهیدِ کربلا دارند. آنها آمده‌اند تا بگویند اگر در سال ۶۱ هجری، طفلِ حسین (ع) در اسارتِ ظلم بود، امروز رقیه‌هایِ ایران، آزاد و مقتدر، پاسبانِ خونِ لاله گونِ شهدایِ مدافع حرم هستند.
 
خوب میدانم که پایانِ این شب‌هایِ نورانی، خوش است؛ چرا که این حضورِ پرشور، نویدبخشِ نسلی است که امامِ زمانِ خویش را تنها نخواهد گذاشت. یقین دارم این دلتنگی‌ها برای سوریه و کربلا، بی‌پاسخ نمی‌ماند. روزی نه چندان دور، همین دست‌های سینه زن، در بین‌الحرمینِ واقعی و در صحنِ باصفایِ دمشق، سرودِ پیروزی نهایی را سر خواهند داد. ما ملتِ امام حسینیم و در مکتبِ ما، هر اشکی، بذری برای فتحِ قله‌های ظهور است.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین