یادبود سالگرد شهادت «فرشته» کردستان؛ مجاهد شهید «عثمان فرشته»

شهید عثمان فرشته، از فرماندهان شجاع و اثرگذار غرب کشور، پس از سال‌ها حضور در میدان مبارزه با رژیم پهلوی و مقابله با ضدانقلاب در مناطق مریوان، پاوه و کامیاران، سرانجام روز ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۶۱ در راه دفاع از انقلاب اسلامی به شهادت رسید.
کد خبر: ۸۴۲۱۲۵
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۲ - 17June 2026
به گزارش دفاع‌پرس از کردستان، در سال ۱۳۳۲، در روستای دله‌مرز از توابع سروآبادِ مریوان، کودکی چشم به جهان گشود که او را عثمان نام نهادند؛ کودکی که بعد‌ها با نام شهید «عثمان فرشته» شناخته شد. 
 
یادبود سالگرد شهادت «فرشته» کردستان؛ مجاهد شهید «عثمان فرشته»
 
او در خانواده‌ای محروم و کم‌بضاعت رشد کرد و به همین دلیل، دوران تحصیلش چندان دوام نیاورد. تنگنای معیشت باعث شد از همان سال‌های کودکی، دوشادوش پدر و برادرش به کار و تلاش مشغول شود و رنج زندگی را از نزدیک لمس کند.
 
عثمان در سال ۱۳۵۱ به خدمت سربازی اعزام شد و دوران سربازی خود را در باشگاه افسران قوچان گذراند. هنوز کمتر از یک سال از خدمتش سپری شده بود که با خبر تلخ درگذشت پدر روبه‌رو شد؛ حادثه‌ای که اندوهی سنگین بر دوش او گذاشت. 
 
پس از پایان خدمت سربازی، برای کار راهی اهواز شد و در یکی از شرکت‌ها مشغول به کار گردید. حضور در اهواز، سرآغاز مرحله‌ای تازه در زندگی او بود؛ چرا که در همان‌جا به جمع نیرو‌های انقلابی پیوست و در حد توان خود برای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرد.
 
عثمان با درآمد حاصل از کارگری، یک قبضه تفنگ برنو خرید و در کنار دیگر همرزمان کرد خود، علیه رژیم پهلوی وارد میدان مبارزه شد. 
 
او و یارانش در یکی از اقدامات مهم انقلابی، شهربانی رژیم شاه در شهرستان مریوان را محاصره و پس از دقایقی آن را تصرف کردند. این حضور فعال، نشان‌دهنده روحیه مبارز و اراده استواری بود که از همان سال‌ها در وجودش شکل گرفته بود.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عثمان به زادگاهش، روستای دله‌مرز، بازگشت و مدتی در آنجا ماند. اما ناامنی منطقه و فعالیت گروه‌های ضدانقلاب، او را به کرمانشاه کشاند؛ جایی که به عضویت سپاه پاسداران درآمد. 
 
لیاقت، شجاعت و توان عملیاتی او به‌سرعت توجه فرماندهان را جلب کرد، تا آنجا که شهید «محمد بروجردی»، فرمانده نامدار سپاه، او را به عنوان مسئول گروه ضربت سپاه منصوب کرد و به پاوه فرستاد. عثمان در پاوه فرماندهی عملیات را بر عهده گرفت و نقش مؤثری در پاک‌سازی آن منطقه ایفا کرد.
 
پس از پایان مأموریت در پاوه، به سنندج رفت و مدتی بعد به سپاه مریوان پیوست. او ابتدا دو ماه در روستا‌های تیش‌تیش و شویشه حضور داشت و سپس به مریوان بازگشت و به عنوان فرمانده عملیات سپاه مریوان منصوب شد. 
 
در این مسئولیت، عملیات پاک‌سازی روستا‌های منطقه از حضور نیرو‌های ضدانقلاب را آغاز کرد و همراه همرزمانش ضربات سنگینی به آنان وارد ساخت.
 
عثمان فرشته تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او در کنار نبرد مسلحانه، به روشنگری میان مردم نیز اهمیت فراوان می‌داد. هر جا که می‌رفت، تلاش می‌کرد چهره واقعی ضدانقلاب را برای اهالی روستا‌ها آشکار کند و آنان را به پیوستن به پیشمرگان مسلمان کرد فرا بخواند. 
 
سخنان صادقانه و اثرگذار او سبب شد بسیاری از مردم منطقه به صف نیرو‌های مردمی و انقلابی بپیوندند. با موفقیت در پاک‌سازی مناطق مریوان، از سوی فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد مأمور شد تا برای پاک‌سازی منطقه کامیاران عازم شود. 
 
او در ادامه این مأموریت، برای آزادسازی روستای زمان‌گریوه ـ که به عنوان یکی از مراکز تجمع نیرو‌های دمکرات شناخته می‌شد ـ وارد عمل شد و در آن عملیات نیز شمار زیادی از عناصر ضدانقلاب را از میان برداشت.
 
کسانی که عثمان فرشته را از نزدیک می‌شناختند، او را مردی شجاع، زیرک، نترس و کم‌نظیر توصیف می‌کردند. شجاعت در وجود او چنان ریشه داشت که در عملیات‌ها کمتر به سنگر پناه می‌برد و در برابر آتش دشمن سر خم نمی‌کرد. 
 
همرزمانش می‌گفتند گویی از میان گلوله‌ها عبور می‌کرد، بی‌آنکه آسیبی ببیند. او از مسیر‌هایی عبور می‌کرد که کمتر کسی جرئت نزدیک شدن به آنها را داشت. همین ویژگی‌ها بود که باعث شده بود اطرافیانش او را به راستی «فرشته‌ای از جنس خاک» بدانند.
 
یکی از هم‌رزمانش نقل کرده است که روزی به شوخی به او گفت: کاک عثمان، چه دعایی همراهت داری که تیر دشمن به تو اصابت نمی‌کند؟» عثمان با لبخند پاسخ داده بود: «از خدا خواسته‌ام هیچ‌گاه مرا به دست ضدانقلاب گرفتار نکند و با تیر مستقیم آنها کشته نشوم؛ همین برایم کافی است.
 
علاوه بر شجاعت، تیراندازی او نیز زبانزد بود. همرزمانش می‌گفتند آن‌قدر در هدف‌گیری مهارت داشت که اگر سکه‌ای را به هوا پرتاب می‌کردند، پیش از آنکه به زمین برسد، آن را هدف قرار می‌داد. 
 
ضدانقلاب از شنیدن نامش بیم به دل راه می‌داد و هرگاه فرمان عقب‌نشینی صادر می‌شد، اندوه سراسر وجودش را فرا می‌گرفت؛ چرا که همواره دوست داشت رو در روی دشمن بایستد و مجالی برای عرض‌اندام به آنان ندهد.
 
عثمان فرشته در کنار روحیه رزمی، مردی مؤمن، متوکل و مردم‌دوست بود. هیچ کاری را بدون نام و یاد خدا آغاز نمی‌کرد. وضو گرفتن پیش از درگیری و خواندن آیت‌الکرسی، از سفارش‌های همیشگی او به نیروهایش بود. پیش از اجرای عملیات‌ها، بار‌ها به همرزمانش تأکید می‌کرد که مراقب مردم بی‌گناه باشند.
 
او در برخورد با ضدانقلاب، قاطع و استوار بود، اما نسبت به مردم عادی، به‌ویژه نیازمندان، مهربانی و دلسوزی فراوان داشت. چون خود طعم فقر را چشیده بود، درد محرومان را به‌خوبی درک می‌کرد و همواره بر کمک به آنان تأکید داشت. همچنین برای نیرو‌های غیربومی احترام ویژه‌ای قائل بود و آنان را «مهمانان عزیز» خطاب می‌کرد.
 
سرانجام در ۲۵ خرداد ۱۳۶۱، هنگام یکی از درگیری‌ها در منطقه‌ای در پایین کوهی به نام تفن، گروهی از همرزمانش که در موقعیت خطرناکی قرار گرفته بودند، از طریق بی‌سیم از او درخواست کمک کردند. شهید فرشته در کمتر از یک ساعت خود را به محل رساند و پشت توپ ۱۰۶ مستقر بر روی جیپ قرار گرفت.
 
او یک بار به سوی قله کوه ـ که محل استقرار نیرو‌های ضدانقلاب بود ـ شلیک کرد، اما توپ پس از آن دچار گیر شد و از کار افتاد. 
 
عثمان برای رفع اشکال به پشت توپ رفت، اما در همان لحظه، توپ ناگهان عمل کرد و آتش عقبه آن پیکر او را دربر گرفت و بدنش را متلاشی کرد. بدین‌سان، عثمان فرشته همان‌گونه که خود آرزو کرده بود به خیل عظیم شهدای آسمانی کردستان پیوست.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین